نماز ,انسان ,عبادت ,عاقل ,بايد ,زندگي ,داشته باشد ,رفتار عبادي ,وجود دارد ,رفتار خردمندانه ,نداشته باشد ,عليه السّلام فرموده ,نشانه‌هاي رفتار ع
 چرا نماز؟    

رضا قارزی   

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد للّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على محمّد و آله الطّاهرين و لعنة اللّه على اعدائهم اجمعين من الآن إلى قيام يوم الدّين

انسان و نیاز به ارتباط با مونس و معشوق حقیقی نماز
نماز به عنوان يك عمل عبادي از ابعاد گوناگون قابل برري و مطالعه است. يكي از ابعاد مهم آن بعد انگيزشي نماز است.
اجزاء عبادي:
دست كم از دو قسمت تشكيل مي‌شود: اول رفتار عبادي كه صورت ظاهري عمل است و داراي آدابي است. دوم انگيزه عبادي كه همان نيت است. نيت مي‌بايد خالصاً لله باشد.
نيت اساس عمل است و اينكه عمل عبادي، صحت و مقبوليت داشته باشد، مبتني است بر صحت نيت. نيت يك قصد آگاهانه است كه عمل را معني‌دار مي‌سازد و در تمام طول عمل جريان دارد. نيت نه يك قول كلامي است و نه يك تصور ذهني از عملي كه انجام مي‌گيرد. از همين روست كه فقها اداي قول و يا گذراندن تصميم از ذهن را شرط لازم براي نيت نمي‌دانند. اگر آنها نباشند هم مي‌تواند‌؛ نيت مي‌تواند وجود داشته باشد.
نيت كاملاً جنبه فردي دارد، هرچند كه رفتار عبادي مي‌تواند جمعي باشد. چنانچه در نماز جماعت رفتار عبادي جمعي انجام مي‌گيرد؛ ولي نيت توسط يكايك افراد صورت مي‌پذيرد.
به اين ترتيب، نيت انگيزه رفتار عبادي است كه مي‌بايد به صورت يك قصد آگاهانه براي انجام كاري كه به دستور خداوند و به منظور اطاعت از او و قرب به اوست انجام گيرد.

جایگاه نماز در تعالی انسان

نماز يكي از عبادات مهم در اسلام، بلكه در تمامي اديان است. هر ملتي براي رهايي از تعلقات دنيوي و براي كسب آرامش به نوعي از عبادت و نماز متوسل مي‌شود. در دين اسلام نماز، اگر با آداب و شرايطش بجا آورده شود، انسان را نه تنها به آرامش كافي مي‌رساند كه او را به تدريج از سطوح پايين تحولي بالا برده و او را به سطح متعالي مي‌رساند. چنانكه گفتيم انسان در حدود سنين نوجواني به دليل رشد عقلي و طي كردن مراحل انگيزشي قبل، با سطح متعالي انگيزشي آشنا مي‌شود. يعني پي مي‌برد كه قوانين و اصولي وجود دارد كه فراتر از خواسته‌ها و تمايلات شخصي او ديگران است. پي مي‌برد كه ايمان به خدا و عمل به دستورات او، وي را از خود و جامعه و هر قيد ديگري رها كرده و به سطح بالايي از آزادي و وارستگي مي‌كشاند. پي بردن به اين نكته و وجود سطحي متعالي در انگيزش‌ها به تنهايي براي رسيدن به اين سطح و زندگي كردن در اين سطح كفايت نمي‌كند، بلكه انسان بايد به انجام اعمالي خود را در اين سطح نگه داشته و به تدريج انگيزه‌هاي خود را از اين سطح دريافت كند. و اين همان چيزي است كه اديان در پي آنند تا انسان‌ها را به رشد شايسته خود برسانند.
نماز انسان را به بهترين وجه در اين سطح نگه مي‌دارد. انسان با آماده سازي خود از طريق تطهير، وضو ساختن و آمادگي رواني، به تدريج وارد مرحله‌اي مي‌شود كه از انگيزه‌هاي سطوح پايين‌تري جدا شده تا وارد سطح متعالي شود. او با نيت قربه الي الله، آگاهانه وارد عملي مي‌شود كه هدفش چيزي نيست جز رضايت كسي كه فراتر و بالاتر از هرچيز و هركسي است. با تكبيره‌الاحرام ما سوي الله را به پشت سر خود مي‌افكند و او مي‌ماند و خدايش. با حضور قلب، به نيت خود استمرار مي‌بخشد و زيستن در سطح متعالي را تمرين مي‌كند.
چنين نمازي است كه مورد تأكيد دين است. نمازي كه براي مقبوليت اجتماعي خوانده شود به حكم ريا باطل است. نمازي كه بدون توجه و حضور قلب برپا شود، بي‌اعتبار است و تنها نشانه اسلام است و از ايمان تهي است. چنين نمازهايي انسان را از فحشاء و منكر باز نمي‌دارد. نمازي انسان را به سطح متعالي مي‌رساند كه از فحشاء و منكر باز دارد.

جلوه های زیبای زندگی  الهی در نماز
اگر بر اين باوريم كه نماز پرچم عبادات و ستون دين است و اگر به فرموده رسول اسلام حضرت محمد صلي‌الله‌عليه‌و‌آله دين همان عقل است، «الدين هو العقل و العقل هو الدين». پس «نماز» جلوه‌اي از تفكر عقلاني و معيار خردمندي و نمازگزاران صاحبان انديشه و تعقل و معناگران زندگي خردمندانه و حيات عاقلانه‌اند و بايد اين‌گونه باشند.
«دين» در يك معنا يعني مجموعه باورها و رفتارهاي فردي و اجتماعي نشأت گرفته از فطرت انساني و منطق و معيار عقلاني «دين» يعني بهره‌مندي از يك زندگي هدفمند مبتني بر نيازهاي رواني و موازين عقلاني و در يك سخن، عقل يعني پاي‌بندي در حريم خير و صلاح، تكيه بر بايسته‌ها و شايسته‌ها، لبيك به كلام حكيمانه، منطق‌گرايي و مال‌انديشي، تبلور رفتارهاي متعالي و هدايت يك زندگي الگويي براي همه نسل‌ها در همه عصرها.
در جهان‌بيني اسلامي «عقل و دين» دو سوي يك سكه، مكمل يكديگر و معنابخش كمالند.
آنچه از عقل مي‌دانيم و از عاقلان انتظار داريم در حقيقت همان است كه «دين» به معناي دقيق آن در خود دارد و دوست داريم در رفتارهاي فردي و اجتماعي متدينين بالاخص نمازگزاران كه مناديان حق و سرايندگان سرود توحيدند مشاهده نمائيم. به كلام ديگر انتظار چنين است و حق هم اين است كه خرد و خردورزي را در همه حال در انديشه و رفتار و زندگي نمازگزاران به مثابه الگوهاي برتر جامعه معنا نمائيم.
اين كلام پيامبر بزرگوار اسلام، حضرت محمد صلي‌الله‌عليه‌و‌آله كه فرمودند: «الدين هو العقل و العقل هو الدين» دين همان عقل است و عقل همان دين، حجت را بر همه صاحبان انديشه و خرد، اصحاب تعقل و تفكر، دينداران بصير و متدينين فهيم تمام كرده است.
به سخن ديگر به فرموده پيامبر اسلام صلي‌الله‌عليه‌و‌آله هركس دين دارد، عاقل است و هركس عاقل است و عاقلانه مي‌انديشد اهل دين و معرفت است. همه شكوه و زيبايي اسلام را مي‌توان در اين جمله كوتاه درك و تصديق نمود.
همين است كه اسلام همه صاحبان خرد و تمامي اصحاب تعقل را به تفكر و انديشه در جهان هستي و پديده‌هاي الهي دعوت مي‌نمايد.
و همين است كه پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند: «تفكر ساعه خير من عباده ستين سنه» يك ساعت فكر كردن از شصت سال عبادت بهتر است.
و امام صادق عليه‌السلام عبادت را تفكر در كار خدا دانسته و مي‌فرمايند «عبادت به زيادي نماز و روزه نيست به راستي كه عبادت تفكر در كار خداست» و هرگز نمي‌تواند نمازگزاري فارغ از فكر و انديشه و به دور از رفتار خردمندانه باشد.
همه كودكان و همه بزرگسالان وقتي به يك پديده از پديده‌هاي جهان هستي خيره شده و كنجكاوانه آن را وارسي مي‌كنند، لاجرم در چهره آنان حالت تعجب و تحير آشكار مي‌گردد و چنين تعجب و تحيري، زمينه تأمل و تفكر در پديده‌هاي هستي را فراهم مي‌نمايد و در ادامه اين فرايند زيبا و باشكوه حالتي از تواضع و خشوع وجود ايشان را فرامي‌گيرد و بي‌ترديد زبان تقديرو تشكر گشوده و تسبيح ذات اقدس حق مي‌گويند. نماز كمال تسبيح حق است، و نماز ابزار تشكر و اظهار حمد و ثناي خالق است، و «نمازگزار» كسي است كه با درك عظمت وجود خالق و در پس انديشه و تفكر مستمر در پديده‌هاي الهي، همراه با تحولي كه در طبيعت، در زمين و آسمان‌ها و در سير ماه و خورشيد مشاهده مي‌كند هنگامه‌هاي طلوع فجر، زماني كه خورشيد عمود بر زمين مي‌گردد، و آن زمان كه خورشيد مي‌خواهد روز را وداع گويد (عصر) و آن هنگام كه غروب خورشيد را تماشا مي‌كند (غروب) و شب هنگام كه ماه و ستارگان آرايش تازه‌اي مي‌يابند، به نماز ايستاده و با خالق خويش سخن مي‌گويد. همين است كه تفكر و انديشه، خردورزي و زندگي خردمندانه از برجسته‌ترين ويژگي‌هاي نمازگزاران است و بايد باشد. آري حقيقت اين است كه «نماز» كامل‌ترين پاسخ به عالي‌ترين نياز انسان است، نياز به كنجكاوي در پديده‌هاي هستي، نياز به تأمل و تفكر در خلقت، و نياز به تقدير و تشكر از خالق و نياز به تسبيح و نهايت خودشكوفايي و توحيد و يكتايي.همين است كه ما همه معناي دين‌داري و خردگرايي را در سيماي نمازگزاران مي‌بينيم، و بايد ببينيم. همه زيبايي، شكوه، عظمت، منطق و حيات هدفمند و خردمندانه را مي‌بايست در زندگي نمازگزاران جستجو نمود. لذا خوشرويي، تواضع، توكل، متانت، گذشت، ايثار، شجاعت، عدالت، صبوري و احسان را مي‌بايست در منش نمازگزاران خردمند تجربه نمود.
از جمله نشانه‌هاي رفتار عاقلانه كه در سيماي نمازگزاران مشاهده مي‌كنيم، دور بودن از همه آفت‌ها و زشتي‌ها و متصف شدن به همه خوبي‌ها و زيبايي‌هاست «ان الصلوه تنهي عن الفحشاء و المنكر» چرا كه نماز انسان را از همه بدي‌ها و زشتي‌ها باز مي‌دارد و انسان را امر به معروف و نهي از منكر مي‌كند و زندگي خردمندانه يعني تقيد در حريم ارزش‌ها، دوري از مفسده‌ها و تقويت خوبي‌ها.
از ديگر نشانه‌هاي رفتار عاقلانه كه مي‌بايست همواره در اخلاق و منش نمازگزاران عاقل و عاقلان نمازگزار نمايان باشد و براي ديگران الگو؛ عبارتند از:
1ـ دقت در سخن گفتن و پرهيز از آسيب‌هاي زبان.
اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام فرمودند: «لسان العاقل وراء قلبه و قلب الاحمق وراء لسانه». زبان عاقل پشت قلب و قوه ادراك اوست و دل احمق پشت زبان اوست.
يعني نمازگزار عاقل و خردمند كسي است كه قبل از هر سخني انديشه مي‌كند. و جز حق نمي‌گويد و العاقل من صان لسانه من الغيبه، عاقل كسي است كه زبان خود را از غيبت نگه مي‌دارد.
«ان العاقل لايكذب و ان كان فيه هواه»، شخص عاقل و خردمند دروغ نمي‌گويد، اگرچه دلخواه او باشد. و هرگز نمي‌تواند نمازگزاري فارغ از فكر و انديشه، و به دور از رفتار خردمندانه باشد.
2ـ عاقل از هواي نفس پيروي نمي‌كند،
«العاقل من قمع هواه بعقله».
عاقل كسي است كه ريشه هواي نفس را به نيروي عقل و خرد از دل بركند و مولي علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: العاقل من يملك نفسه اذا غضب و اذا رغب و اذا رهب.
عاثقل كسي است كه در هنگام خشم و خوشي و ترس مالك نفس خود باشد.
3ـ عاقل از هر پيشامدي پند مي‌گيرد.
«العاقل من وعظته التجارب و الجاهل من خدمته المطالب».
خردمند و عاقل كسي است كه از تجربه‌هاي خود و ديگران پند مي‌آموزد و جاهل و نادان كسي است كه مطالب گوناگون فريبش مي‌دهد.
«والتجارب لاتنقضي و العاقل منه في زياده». تجربيات تمام ناشدني است و شخص عاقل همواره از راه تجربه در صدد افزايش عقل خويش مي‌باشد.
4ـ عاقل خودبين و متكبر نيست.
همان‌طوري كه پيش‌تر اشاره شد، از ويژگي‌هاي فرد عاقل تواضع و فروتني است، در واقع تواضع و فروتني حاصلي است از تفكر و انديشه در پديده‌هاي الهي و درك عظمت خالق.
«العاقل يضع نفسه فيرتفع و الجاهل يرفع نفسه فيضع».
عاقل نفس خود را فروتن مي‌دارد و برگ مي‌گردد و انسان جاهل و نادان خود را برگ مي‌شمارد و به همين سبب خوار و زبون مي‌شود.
بدترين آفات عقل خودبيني و تكبر  است و همين است كه شخص نمازگزار هميشه متواضع و فروتن و خوش اخلاق است و بايد اينگونه هم باشد.
5ـ عاقل همواره از گناه پرهيز مي‌كند.
اميرالمؤمنان علي عليه‌السلام مي‌فرمايد: «العاقل من تورع عن الذنوب و تنزه من العيوب»
عاقل كسي است كه از آلوده شدن به گناهان خودداري مي‌كند و از عيب‌ها پرهيز مي‌نمايد. در جاي ديگري مي‌فرمايد: عاقل كسي است كه بر هوا و هوس خود غالب آيد و آخرت خود را به دنيا نفروشد.
و اين معناي روشن عقل است كه همان دين و دينداري را توصيف مي‌نمايد.
و نهايت آنكه شخص عاقل هميشه از آسيب‌هاي زبان، دروغ و غيبت و تهمت و افتراء و استهزاء ديگران مصون بوده و جز حق نمي‌گويد و جز به صلاح و صواب لب نمي‌گشايد.
انسان عاقل بر كشش‌هاي نفساني خويش حكومت دارد و مغلوب غرايز نفساني نمي‌گردد، و در هنگامه‌هاي پرهيجان، در خوشايندي‌ها و ناخوشايندي‌ها، در عافيت و گرفتاري نفس خويش را كنترل نموده و هرگز اسير خشم و احساس نمي‌گردد. شخص عاقل از همه تجارب زندگي خود و ديگران تجربه مي‌آموزد و از رفتار خردمندانه اهل نظر و عاقلان پند مي‌گيرد و بر كمال عقلاني خود مي‌‌افزايد.
انسان عاقل همواره با تواضع و فروتني زندگي مي‌كند و با كبر و خودخواهي و خودمداري، بيگانه است و هميشه در سنگر عقل از تركش گناهان و كشش‌هاي گناه‌آلود نفس شيطاني در امان است و اين معناي دينداري است و نمازگزاران هميشه اين‌گونه‌اند، زندگي و مشي خردمندانه را مي‌بايست در حيات فردي و اجتماعي نمازگزاران جستجو نمود.
و نمازگزار كسي است كه با انديشه و رفتار خردمندانه خود در همه عرصه‌هاي زندگي همگرايي و همانندي عقل و دين را معنا مي‌كند.
نماز عمود دین و عبادت بزرگ

       شناخت معبود و آفريدگار ، محبت او را رد دل ايجاد مي كند و اين محبت ، انسان را به پرستش و عبادت و اظهار كوچكي و تواضع در برابر عظمت او وا مي دارد .
نماز ، جلوه اي از بندگي انسان در پيشگاه خدا و مظهر عبوديت و عبادت است . آنكه « بندة » آفريدگار است و اين يندگي را احساس مي كند و مي داند و باور دارد ، رد برابر او ، مطيع و فرمان است و در پيشگاهش سر بر خاك مي نهد و قامت خم مي كند و به سجده مي افتد و با وي راز مي گويد و نماز مي طلبد و آن خالق بي همتا را كه سررشته دار اوست ، به عظمت و پاكي مي ستايد .
علل چرا نماز؟( ريشه و سبب عبوديّت و بندگي انسان است)

       فلسفة آفرينش انسان ، بندگي و عبادت و عبوديت او است . اين صريح كلام الهي در قرآن كريم است كه مي فرمايد : « و ما خلقت الجنّ و الأنس الاّ ليعبدون » جن و انس را ، جز براي پرستش و يندگي خود ، نيافريدم .اين حكمت و هدف والا ، سرلوحة همة رسولان الهي نيز بوده است . در قرآن مي خوانيم :
« و لقد بعثنا في كلّ امّهٍ رسولاً اَنِ اعبدُوا اللّه و اجتنبوا الطاغوت »
در هر امتي پيامبري برانگيختم كه ( به مردم بگويند ) : « اللّه » را بپرستيد و بندة خدا باشيد و از طاغوت بپرهيزيد .
ناگفته نماند كه اين بندگي كردن ، سودي به خدا نمي رساند بلكه ماية عزّت و سعادت خود انسان است و گرنه خداوند بي نياز مطلق است . من نكردم خلق تا سودي كنم                              بلكه تا بر بندگان جودي كنم
اگر يك معلّم هم به شاگردانش مي گويد : درس بخوانيد ، نفع اين درس خواندن به خود آنان بر مي گردد و براي معلّم سودي ندارد . آنچه كه ريشه و سبب عبوديّت و بندگي انسان است عبارتست از :

1-عظمت خدا
         برخورد با يك شخصيّت عظيم ،‌انسان را به تواضع وا مي دارد ، ديدار با يك دانشمند بزرگ ، آدمي را به تكريم و احترام وا مي دارد ، چون كه انسان در برابر عظمت و دانش آن شخصيت و اين دانشمند ، خود را كوچك و كم سواد مي بيند . خداوند ، مبدأ همة عظمت ها و جلال هاست . شناخت خداوند به عظمت و بزرگي ، انسان ناتوان و حقير را به كرنش و تعظيم وا مي دارد .

2- احساس نياز و وابستگي
         انسان ، برخوردار از عجز و ناتوني است و خداوند ، در اوج بي نيازي و غناي مطلث و سر رشته دار امور انسان هاست . اين هم عاملي است ، تا انسان در برابر خداوند « بندگي » كند .

3- سپاس نعمت
       توجه به نعمت هاي بي حساب و فراواني كه از هر سو و در هر زمينه ما را احاطه كرده ، قوي ترين انگيزه را براي پرستش پروردگار ايجاد مي كند . نعمت هايي كه حتّي پيش از تولد انسان شروع مي شود و در طول زندگي همراه ماست و در آخرت هم ( اگر شايستگي داشته باشيم ) از آنها بهره مند خواهيم شد . در قرآن به اين نكته اشاره شده و به مردم زمان پيامبر (ص) مي فرمايد : « فليعبدوا ربّ هذا البيت ، الّذي اَطعمهم من جوعٍ و آمَنَهم مِن خوف »
بايد خداي كعبه را عبادت كنند ، خدايي كه آنان را از گرسنگي نجات داد و سير كرد و از ترس ، ايمن ساخت .

4- فطرت
        در سرشت انسان ،  پرستش و نيايش وجود دارد . اگر به معبود حقيقي دست يافت ، كه كمال مطلوب همين است ، و اگر به انحراف و بيراهه دچار شد ، به پرستش معبودهاي بدلي و باطل مي پردازد . بت پرستي ، ماه و خورشيد پرستي ، گوساله و گاوپرستي ، نمونه هاي انحرافي است كه وجود دارد ، كساني هم پول و مقام و همسر و ماشين و طاغوت و مدل و . را مي پرستند .انبياء ، آمده اند تا فطرت را در مسير حق ، هدايت كنند و انسان را از عبادت هاي عوضي نجات بخشند . حضرت علي (ع) در مورد بعثت رسول خدا (ص) مي فرمايد :
« فَبَعث اللّه محمداً بالحقِ ليُخرِج عبادَهُ مِن عباده الأوثان الي عبادته . »
خداوند حضرت محمد (ص) را برانگيخت تا بندگانش را از « بت پرستي » به « خداپرستي » دعوت كند .
روح عبادت در فطرت انسان نهفته است و اگر خوب رهبري نشود به عبادت بت و طاغوت مي گرايد . مثل ميل به غذا كه در هر كودكي هم هست ، ولي اگر راهنمايي نشود ، كودك خاك مي خورد و لذّت هم مي برد . بدون هدايت صحيح اين گرايش فطري ، انسان به عشقهاي زودگذر پوچ يا پرستش هاي بي محتواي انحرافي دچار مي شود .
  نماز در کلام الهی
        البته عبادت ، عنوان عنوان عامي است كه نمونه ها و مصداق هاي فراواني را در بر مي گيرد و تنها در « نماز » خلاصه نمي شود ، حج ، روزه ، امر به معروف و نهي از منكر ، جهاد ، طلب روزي حلال ، خدمت به همنوعان ، درس خواندن و درس گفتن ، عزاداري بر شهيدان كربلا ، نيكي به پدر و مادر ، يتيم نوازي ، پرداخت خمس و زكات و ... همه و همه عبادت است ( البته به شرط خدايي بودن نيّت )
ولي در ميان اعمال عبادي ، «نماز» برجستگي و درخشندگي خاصي دارد و جلوة روشن تر عبادت و پرستش خدا به حساب مي آيد .اوصاف نماز ، فلسفه و حكمتش ، فايده و آثارش ، شرايط و آدابش ، مكان و زمانش در آيات و روايات بسياري آمده كه پرداختن به آنها بسي طولاني خواهد شد . اما سعي مي كنيم بر اساس قرآن و حديث ، قطره اي از درياي معارف اسلامي دربارة نماز را بازگوئيم . نماز ، بزرگترين عبادت و مهمترين سفارش همة انبياء است .
لقمان پسرش را به نماز توصيه مي كند . حضرت عيسي در گهواره مي گويد: خدايم مرا به نماز و زكات توصيه كرده است . رسول خدا (ص) نماز را نور چشم خود مي داند :
 «قُرّه عيني في الصلاه» نماز فريضه اي است كه خدا را به ياد انسان مي آورد و پيمان خدا با مردم است .
نماز ، سيماي مكتب است : « الصلوه وجه دينكم » .
نماز ، دواي تكبّر است : « والصلوه تنزيهاً عن الكبر » .
نماز ، وسيلة تشكر و سپاس از نعمت هاي الهي است ، عمود و پاية دين ، كليد بهشت ، وسيلة سنجش و شناخت مردم و از بين برندة گناهان و پاك كنندة دل و جان اوست .روزي پنج نوبت ، با شرايط كامل نماز ، در پيشگاه خدا ايستادن و نعمتهاي او را ياد كردن و از او حاجت و نياز خواستن ، همچون شستشو در نهر آبي است كه چرك ها و آلودگي ها را مي زدايد.
نماز ، اولين سؤال در قيامت است ، اگر پذيرفته نشود ، كارهاي ديگر هم غير مقبول است.
نماز ، تنها عبادتي است كه در هيچ حال از عهده انسان ساقط نمي شود ، حتي در ميدان جنگ و در شرايط اضطرار و بيماري و هنگام غرق شدن و ....
نماز ، اعلام بندگي خدا و زير بار نرفتن در مقابل طاغوت ها و ستمگران است . زنده نگه داشتن آئين توحيدي حضرت ابراهيم ، و سنّت رسول اللّه و مكتب حسين بن علي (ع) است .
نماز ، عبادتي است كه براي عاشقان خدا ،‌شيرين است ولي براي منافقان ، تلخ و سنگين : « وَ اّنها لكبيرهٌ الّا علي الخاشعين » .
كوبندة شيطان و مأيوس كنندة اوست .حضور در برابر آفريدگار است .
هماهنگي با همه ذرّات عالم است ، را كه جهان ، محراب وسيعي است كه همة كائنات ، در آن به تسبيح و عبادت و سجود در برابر خدا مشغولند . به نماز ايستادن ، همراهي با همة آفريده ها و فرشتگان در پرستش و ذكر پروردگار است . در اهميّت نماز ، همين بس كه علي (ع) در ميدان نبرد صفيّن ، و اما م حسين (ع) در ظهر عاشورا دست از جنگ كشيدند و به عشق الهي ، به نماز ايستادند و كسي به حضرت علي (ع) ايراد گرفت ، وي فرمود : ما براي همين مي جنگيم تا مردم ، اهل نماز باشند و به سيدالشهداء ، در زيارتنامه اش خطاب مي كنيم كه : گواهي مي دهم كه تو نماز را بر پا داشتي :«اشهدُ انكّ قداقمتَ الصّلوه . »
در مشكلات و اضطراب ها ، ياد خداي بزرگ و استمداد از او ، آرام بخش دل ها و راهگشاي انسان در سختي هاست و تكيه كاهي است كه مؤمنان به خدا دارند . از اين رو قرآن دستور مي دهد كه به وسيلة «صبر» و «نماز » از خداوند ياري بطلبيد :
« وَ استعينوا بالصبر و الصلوه »
چنان مهم است كه اما صادق (ع) در واپسين دم زندگي خويش ، همة بستگان را جمع كرد و در وصيت خويش به آنان ، نماز را يادآور شد و فرمود : هر كه نماز را سبك شمارد ، از شفاعت ما محروم است .
مرز ميان اسلام و كفر  ، ترك عمدي نماز است . چگونه مدعي مسلماني است ، آنكه رابطة خود با خدا را بريده و از نماز روي گردان است . رسول خدا فر مود :
« مَن ترك الصّاوه متعّمدً فقد كفر » هر كه عمداً نماز را ترك كند ، كفر ورزيده است .
و در كلام علوي مي خوانيم كه فرمود :
«‌مَنْ ضَيّع الصّلوه فَهوَ لِغيرَها اَضْيَع »
كساني كه نماز را سبك شمارند و آنرا تباه و ضايع سازند ، غير نماز را بيشتر ضايع خواهند ساخت:
نماز ، موقعيتي است كه بايد در آن به خدا توجّه داشت نه ديگري ، و هرچه را از نظر دور داشت مگر خدا را ، كه بايد زنده و حاضر و ناظر بدانيم و احساس حضور در برابر آن خالق عظيم را در خويش ، زنده نگاهداريم . پيامر اسلام (ص) فرموده است : همين كه انسان در نماز  به غير خدا توجّه مي كند ، خداوند به او خطاب مي كند :
به چه كسي توجه مي كني ؟
آيا پروردگاري جز من سراغ داري ؟
آيا جز من ، مراقب و ناظري در كار است ؟
آيا به بخشنده اي جز من دل بسته اي . ؟
اگر توجه به من داشته باشي ، من و فرشتگانم به تو توجّه داريم .
نماز و شکر نعمت
      انسان ، اسير محبّت ديگران مي شود .نعمت و نيكي ، انسان را به مقام سپاس و تشكر مي كشد . اگر كسي نعمتي به ما بخشيد احياني در حق ما كرد با زبان و عمل سپاسگذار او مي شويم . ما بندة خدائيم و غرق در نعمت هاي او ، پس در هر نفسي ، نه يك نعمت بلكه صدها نعمت است و بر اين نعمت ها نه شكري ، بلكه هزاران شكر لازم است .
كافي است كه اندكي چشم بصيرت بگشائيم و لطف و فضل خدا را دربارة خودمان ببينيم . آنگاه ، خواهي نخواهي سپاس او خواهيم گفت و نماز ، نوعي سپاس از نعمت هاي فراوان و بيشمار اوست . خداوند ، به ما هستي بخشيد ، آنچه براي زندگي مادي و معنوي لازم داشتيم عطا كرد .هوش و عقل و استعدادمان داد ، قطرات باران ،‌برگ درختان ،‌ماهيان دريا ، پرندگان آسمان ، نور خورشيد و هدايت عقل و ولايت پاكان و راهنمايي وجدان را جهت سعادت ما ارزاني داشت .اعضايي متناسب‌ ، قوايي مفيد ، مربيّاني دلسوز ، طبيعتي رام و مسخّر ما قرار داد تا با او بيشتر آشنا باشيم . اگر لب ما نرم نبود ، توان سخن گفتن نداشتيم .
اگر انگشت پصت نداشتيم ، حتي دكمة يقه خود را نمي توانستيم بنديم .
اگر آبها ، شور و تلخ بود ، درختان نمي روئيد .
اگر زمين جاذبه نداشت، اگر فاصلة خورشيد به ما نزديكتر بود ، اگر هنگام تولد ،‌مكيدن را نيم دانستيم ، اگرقدرت نطق و گويائي نداشتيم ، اگر چشممان نابينا بود ، اگر از موهبت عقل ، بي بهره بوديم
و . هزاران اگر ديگر ،كه به تعبير قرآن ، نعمت هاي الهي ، قابل شمارش نيست .
آيا اين همه نعمت ، تشكر لازم ندارد ؟
آيا بي انصافي و حق نشناسي نيست كه انسان ، غرق نعمت هاي خدا باشد ولي سپاس به درگاه صاحب نعمت نداشته باشد ؟
نماز ، تشكّر از خداست كه ولي نعمت ماست، هر چه داريم از اوست . البته اين سپاس ، براي خدا سودي ندارد ، بلكه براي خودمان مفيد است و نشان معرفت ماست . همچنانكه تشكر يك دانش آموز از معلم خود ،‌بيانگر كمال و رشد فكري اوست ، و از تشكر او چيزي عايد معلم نمي شود .
چه غافل اند ،‌آنانكه بر سر سفرة نعمت خدا ، عمري مي نشينند و يكبار هم به شكرانه اين موهيت ها ، در آستان آن خداي متعال ، پيشاني عبوديت و سجدة شكر بر زمين نمي گذارند ؟

نگاهی به آداب مهم نماز

   حضور شاكرانه و عابدانه در برابر پروردگار ، دلي پاك مي خواهد و نيتي خالص !
زندگي و رفتاري خداپسندانه مي طلبد و معرفتي عميق و بصيرتي مكتبي .
زباني دور از گناه مي خواهد و چهره اي نيالوده به نافرماني معبود .
توجّه و حضور قلب در نماز ، ادب لازم الرعاية ابن عبادت والا است .
امام صادق (ع) فرمود :
 اين آداب ظاهري و باطني و شرايط حجّت و قبول و كمال ، عمل را مطولب خدا مي سازد و نماز ، شايستگي صعود به درگاه خدا را مي يابد .
انواع آداب نماز
آداب نماز ، در يك تقسيم بندي ، سه بخش است :1-مقدمات نماز
2-مقارنات نماز
3-تعقيبات نماز
مقدمات، چيزهائي است كه قبل از شروع به نماز ، بايد آنها را انجام داد . مقارنات ، به اعمال و آداب متن نماز مربوط مي شود و تعقيبات ، به پس از نماز .
مقدمات نماز :
1-                    طهارت
      نمازگزار،بايد پيش از آنكه شروع به نماز كند بايد « وضو » بگيرد . امام باقر (ع) فرموده است :« لا صلوه اِلّا بِطَهُورٍ » نماز بدون وضو نماز نيست . وضو ، جزئي از ايمان است ، نورانيت و صفاي دروني مي آورد ، نشاط آور و كسالت زدا است ، به علاوه نظافت جسم را نيز همراه دارد . وضو ،‌انسان را آمادة نماز مي سازد . فيض كاشاني گفته است : يك مرتبه از ماديّت برخاستن و به معنويت كوچ كردن دشوار است . وضو، انسان راكم كم آماده مي سازد.وضو ، كفارة گناهان كوچك است و خوبست انسان در همه حال با وضو باشد و حتي هنگام خوابيدن هم وضو بگيرد . بي وضو دست زدن به قرآن و نام خدا و پيامبران و امامان حرام است . طهارت ، بمنزلة اجازة ورود به حضور خداست .
البته ، طهارت مراتبي دارد ، از جمله :
طهارت ظاهر از نجاسات و آلودگيهاطهارت اعضاء از گناهان و جرائمطهارت روح از مفاسد و رذائل اخلاقي غسل و تيمّم
       گاهي طهارت لازم براي نماز ، با غسل است . كسي كه جنب باشد يا به دليل ديگري غسل بر او واجب شود ، بايد غسل كند . در مواردي هم وظيفة نمازگزاران تيمم بر خاك و زمين است . آنجا كه آب نباشد يا ضرر داشته باشد ،‌يا وقت براي غسل و وضو نداشته باشد ، يا آب براي آشاميدن و حفظ جان لازم باشد و دربارة هر يك از وضو و غسل و تيمم ، كه مصداق هاي « طهارت » اند ، مسائل متعددي در توضيح المشائل است كه پرداختن به آنها ما را از هدف اين كتاب ،‌دور مي كند .
2-                    لباس نمازگزار
      در نماز ، پوشش بدن لازم و خوب است . البته حد واجب ، پوشاندن عورت براي مرد است و بهتر است از ناف تا زانو را بپوشاند . زن بايد تمام بدن را ( غير از صورت و دست ها و پاها تا مچ ) بپوشاند . لباس ، بايد پاك و مباح باشد . در نماز ، بهتر است جامة سفيد پوشيده شود ،‌انگشتر عقيق به دست كنند و از لباس هاي چرك و تنگ و سياه و لباس افراد لاابالي كه از نجاسات پرهيز نمي كنند استفاده نمايند . مكان نيز بايد مباح باشد . در جايي كه مال ديگري است ، بي اجازه و رضايت نمي توان نمازخواند . رعايت اين شرط ها در نماز ، هم مراعات ادب است ، هم رعايت حق ديگران .دربارة مكان و لباس نيز مسئله فراوان است ( به رسالة علميه رجوع شود )
3-                    شناخت قبله
       نماز ،‌بايد به سوي قبله باشد ، قبلة ما كعبة مقدس است . گر چه داوند در طرف خاصي نيست كه به او رو كنيم ، هر طرف رو كنيم ،‌خدا آنجاست ( اَيَنما تَولّوا فَثَمّ وَجهُ اللّه ) ولي هم براي گراميداشت خاطرة‌ابراهيم ، بنيانگزار خانة توحيد ، هم براي متوجه ساختن دل به نقطه اي مقدس ، ‌هم براي هماهنگي و نظم عبادت كنندگان و نمازگزاران در جهت گيري عبادي و هم براي اسرار ديگر ، مأموريم كه قبلة نمازمان را « كعبه » قرار دهيم . مسلمانان ، ابتدا به سوي بيت المقدس نماز مي خواندند . يهوديان زخم زبان زدند كه مسلمانان قبله ندارند و به سوي قبلة ما عبادت مي كنند  پيامبر منتظر تكليف الهي بود كه فرمان رسيد ، هر جا كه هستيد ، روي را به سوي مسجد الحرام كنيد .اين فرمان ، اين درس را مي دهد كه مسلمانان ، بايد متكّي به خود و مستقل باشند . حتي د رمسئله قبله و جهت نماز . ازاين رو ، امّت اسلام ، نماز و دعا و ذبح حيوان و خواب و خوراك و . را به سوي قبله انجام مي دهد ، تا به موازات توجه ظاهري به كعبه دل و جان انسان نيز جهت گيري خدايي داشته باشد و همه جا و در همه حال ، به ياد خدا و توحيد باشد .كعبه ، هم يادگار ابراهيم و اسماعيل و محمد است . هم نقطة شروع حركت عاشورايي امام حسين (ع) و هم تكيه گاه امام زمان (عج) در قيام جهاني خويش خواهد بود .
4-                    اذان
      اذان ، شعار توحيدي مسلمانان است . اذان ، اعلام يكتائي خدا ، رسالت محمد (ص) ولايت علي (ع) رستگاري در ساية نماز ، و . به هرحال ، « تكبير » خداوند است .اذان ، فرياد بر ضدّ معبودهاي خيالي ، معرفي عقيدة اسلامي ، و شعار اسلام است .نخستين مؤذن اسلام ، « بلال » لود كه با نداي او مردم به نماز حاضر مي شدند . و مؤذن شدن او ، دليل اعتبار «تقوا» و «ايمان» ، در ديدگاه اسلام است نه رنگ و قيافه و نژاد و ثروت!اذان ، هم نداي فراخواني امت اسلام به شركت در نماز جماعت است ، هم آماده سازي روح و دل و جان ، براي ورود به « نماز » است . وقتي طنين ملكوتي اذان در فضا مي پيچد ، دل مؤمنان را به سوي خدا مي كشد و بر وحشت و خشم كافران مي افزايد . مرحوم شهيد نواب صفوي به ساران خود دستور داده بود كه هنگام ظهر و مغرب ، هر كجا كه بوديد با فرياد اذان بگوئيد.همين اذان ها وحشتي در دل مأموران نظام طاغوت به وجود آورده بود . اين ، گوشه اي از معناي حديثي است كه مي فرمايد :با صداي بلند اذان ، شيطان عصباني مي شود و فرار مي كند .
بي جهت نيست كه « گلادستون » سياستمدار انگليسي در پارلمان گفته بود : تا نام محمد (ص) بر فراز مناره ها بلند است و تا كعبه پا برخاست و قرآن ، كتاب راهنماي مسلمين است ، امكان ندارد سياست ما در سرزمين هاي اسلامي استوار شود . آري . اذان ، شعار باطل كوب و دشمن شكن توحيد است . ما نيز از عمق جان ، عليرغم خواستة مشكركان و كافران امروزي در سراسر جهان اعلام مي كنيم :
(( اللّه اكبر . اللّه اكبر . لا اله الّه الله محمد رسول اللّه . ))نيت ، جلوه گاه خلوص
      از مقدمات نماز كه بگذريم ، به متن نماز مي رسيم . سر فصل اين عبادت و نخستين واجب در نماز ، «‌نيت » است . و . نيّت تعيين كنندة ارزش هر عمل است . اگر عبادتي ، از جهت نيّت خلل يابد و نمازگزار ، دچار ريب و ريا گردد ، كارش بي نتيجه و عبادتش فاسد و رنجش بي اجر خواهد بود . نيّت چيست ؟
   انگيزة آگاهانه نسبت به هر عمل ، « نيّت » آن است و در عبادت ، اين انگيزه بايد به خدايي باشد و نماز به خاطر رضاي الهي و در راستاي تأمين خواستة او و اجراي فرمانش و به قصد نزديك تر شدن به خدا ( قصد قربت ) انجام گيرد . اگر در عبادت و نماز ،‌چنين نيت خالصي وجود داشت ، عامل قرب مي شود ، وگرنه جز دوري از خدا ، بازدهي ندارد . نيّت ، آگاهي و توجه به عمل و هدف آن است ، هدف نماز كه « ياد خدا »‌است ، بايد همواره در دل و ذهن نمازگزار ، زنده باشد . و انگيزه هاي مادي ، غير خدايي ،‌جلب رضايت مردم ، ريا ، خودنمايي ، مشهور شدن و . در دل و فكر ،‌راه پيدا نكند .
راه پرخطر را علائم بيشتري مي گذراند .راه بندگي خدا هم ، پر از انواع خطرهائي است كه عمل و فكر و نيت را تباه و منحرف مي سازد و از اينجايت كه در متون ديني و رهنمودهاي پيشوايان اسلام ، تعبير « في اللّه » ، « اللّه » ، « في  سبيل اللّه » و . فراوان به كار رفته است . در آيات قرآن ، هفتاد بار كلمه « في سبيل اللّه »(در راه خدا ) نسبت به كارهائي چون نماز ، زكات ، جهاد ، هجرت ، شهادت ، انفاق ، سختي كشيبدن ، آوارگي ، به كار رفته است . رنگ « الهي » به هركاري بخورد ، آنرا ارزشمند و جاودان مي سازد . در ساية نيّت خالص ، كار كم ، زياد مي شود :
عمل كوچك ، عظمن مي يابد ،  انفاقي اندك ، پاداشي عظيم مي يابد ،      كار دنيايي و مادّي ، به عملي اخروي و معنوي تبديل مي شود .اگر كسي عمري در عبادت و روزه و جها و انفاق بگذراند ، ولي نه به خاطر خدا ، همه اش تباه است ، و اگر درهمي انفاق ، يك بار جها ، گامي كوچك ، سجده اي كوتاه ، براي خدا باشد ، نز دخدا محفوظ است و از پاداش خدايي برخوردار .
امام صادق (ع) فرموده است : « مَنْ اراداللّه بالقليل مِن عمله ، اَظْهَرَهُ اللّه مّما اراد ، وَ مَنْ اراد الناسَ بالكثير مِن عَملِه اَبَي اللّه اِلّا اَن يُقَلِّله في عينِ مَن سَمعَه » .ترجمه : هر كه در كار اندك خود ، هدف خدايي داشته باشد ، بيش از آنكه خودش بخواهد ، خداوند كار او را بيشتر جلوه  مي دهد و هر كه از كار زياد ، نظر مردم را داشته باشد نه خدا را ، خداوند ، كارهايش را درديد شنونده جلوه مي دهد .
دلها به دست خداست و محبت مردم نيز با ارادة پروردگار است . اگر انسان ، محبوبيّت وموّدت ديگران راهم بخواهد‌، بايد از خداوند كه « مقلّب القلوب » ايت بطلبد .به تعبير اما صادق (ع) : دل حرم خداست ، و در اين حرم و حريم ، نبايد غير خدا راه يابد .
اخـلاص
     كمياب ترين گوهرها ، « اخلاص » در عمل است . يعني كاري را فقط و فقط براي خدا خالص ساختن و جز او را شريك وي نساختن .
بسياري اوقات ،‌رعايت مصالح شخصي با جلب منافع يا توجه ديگران ، يا انگيزه هاي دنيايي ، خط دهندة اعمالمان است . اگر بتوانيم نيت  را خالص كنيم ،‌رستكاريم و همين عمل ،‌براي ما مي ماند .
علي عليه السّلام فرموده است :
« اَخلِص للّه و عِلمك و بُغْضَكَ وَاخذك .تركَكَ و كَلامك و صُمتك » .
ترجمه : عمل و علم دشمني و گرفتن و نكرفتن و سخن و سكوت خويش را تنها « براي خدا » خالص گردان
در عبادت و نماز ، بايد قصد قربت كرد . حتّي اگر گوشه اي از آن براي غير خدا باشد عمل باطلست و نزد خداوند ، غير مقبول . حتي اگر نماز را راي خدا بخوانيم ولي انتخاب جا و مكان و زمان و نحوة خواندن و . براي غير خدا باشد ، باطل است . در عبادت خدا نبايد ديگري شريك ساخت . قرآن مي فرمايد :
« وَلا يُشرك بعبادهِ ربّه احداً »
احدي را شريك عبادت خدا قرار ندهيد .
حتي اگر رزمنده اي در جبهه ، براي غنائم ، يا خودنمائي و اظهار شهامت و . بجنگد ارزش ندارد . ورود شرك و ردّ پاي شيطان و ريا به عمل انسان ، طبق       از حركت مورچه در شبي تاريك ، روي سنگ سياه و سفت ، بي مودتر و مخفي تر است .
به فرمودة امام علي عليه السّلام :
« الّاخلاص اَعلي الايمان »
اخلاص ، بلندترين قله ايمان است .
عمل بدون اخلاص ، داراي آفت است و نابود شدني است . نيّت استوار و خالص ، باعث مي شود انسان هرگز سست و خسته نشود و به عجز و بن بست نرسد .
 
نشانه هاي اخلاص
  از كجا مي توان شناخت كه عبادتمان ، از اخلاص برخوردار است ، نشانه هاي اخلاص چند چيز است :
1- عدم توقع از ديگران
             اگر كار براي خداست ، انسان مخلص ، چشمداشت تشكر و قدرداني از غير خدا ندارد . اگر قدرنشناسي و ناسپاسي هم ديد ، باز در عمل خويش ثابت قدم و استوار است ، اين نشانة آنست كه براي خدا كار مي كند .
سورة « هل اتي » در شأن علي وفاطمه و حسن و حسين ( عليهم السلام ) نازل شد ، كه سه روز روزة نذري گرفته بودند ، در هر سه روز ، افطار خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند و با آب ، افطار كردند . سخن اين خانواده با اخلاص يقين ، چنين بود :
« انما نُطعمكم لوجهِ الله لا نريدُ مِنكم جَزاءً و لا شُكورا »
ما شما را به خاطر خدا طعام داديم ، و از شما پاداش و تشكري نمي خواهيم .
گاهي كسي بدون پول ، خدمتي انجام مي دهد . ولي دوست دارد مردم بدانند و بگويند كه او بي پول كار مي كند . اين با اخلاص سازگار نيست . گاهي اگر از كسان ديگر نام مي برند ولي از ديگري اسمي برده نمي شود . اگر در دل ناراحت شود كه چرا مرا مطرح نساختند ، خللي در نيت و اخلاص اوست .
2- توجه به تكليف ، نه عنوان      مخلصان ، تابع و بندة تكليفند ، نه اسير عنوان !چه بسا كارهاي لازم كه بر زمين مانده ، و كسي سراغش نمي رود ، تنها به اين جهت كه عنوا نمفيد و معتبري ندارد .  اخلاص را از آنجا مي توان شناخت كه تكليف را هر چه باشد انسان انجام دهد و كارهاي بزرگ و كوچك ، اسم دار يا بي عنوان ، داراي نمود و تبليغات يا گمنام و ناشناخته ، براي او تفاوتي نداشته باشد . اگر جز اين باشد ، رگه هايي از ناخالصي را در نيت بايد جستجو كرد .
3- پشيمان نشدن
      انسان مخلص ، از كار نيكي كه كرده پشيمان نمي شود ، چون پاداش خدايي خود را دارد و به وظيفه هم ، هر چه بوده عمل كرده است . پس چرا پشيماني ؟
اگر به قصد قربت ، به ديدار كسي يا به مجلس ختم رفتيد ، ولي آنان متوجه آمدن شما نشدند و تشكر نكردند ، جاي پشيماني نيست . اگر در اين شرايط ، از رفتن پشيمان شويد ، پاي اخلاصتان مي لنگد .
4- عدم تاثير استقبال يا بي اعتنايي
      اين هم نشان ديگري از اخلاص است . گاهي اگر از انسان تعريف كنند و كارش مورد استقبال قرار گيرد ، انجام مي دهد . و اگر مورد بي اعتنايي و بي مهري قرار گيرد ، سست مي شود و ترك مي كند . اگر كاري براي خداست ، نبايد استقبال يا بي اعتنايي مردم براي انسان مخلص فرقي داشته باشد .
اميرلمؤمنين (ع) در اين زمينه ، ضابطه و ملاك جالبي به دست ما داده است . مي فرمايد :
« للمُرائي ثلاث علاماتٍ : يكسِلُ اذاكانَ وحده اذا كان في النّاسِ و يزيد في العمل اذا اُثنِيَ و نيقص اذا ذُمّ »
ريا كار ، سه علامت دارد :
اوّل : وقتي تنهاست ، با كسالت و بي حالي عمل مي كند .
دوّم : در حضور جمع مردم نشاط دارد .
سوّم : اگر تعريفش كنند ، مي افزايد ، اگر ملامتش كنند ، مي كاهد .
5-                    يگانكي ظاهر و باطن
        از نشانه هاي ديگر خلوص ،يكي بودن ظاهر و باطن است . آنچه در آشكارا نشان مي دهد ، حالت دروني و صفت واقعي اش هم همان باشد . مقل منافقان ،‌گندم نماي جو فروش نباشد . و همان چه كه هست ، نشان دهد ، «بود » و «نمود»ش دو تا نباشد .
علي عليه السّلام فرموده است :
« مَن لم يختلف سِرّه و علانيُته وَفَعْلَته ، فَقدْ ادّي الأمانَه وَاَخْلَصَ العباده »
كسي كه ظاهر و باطن و آشكارش و رفتار و گفتارش با هم اختلاف نداشته باشد . او امانت الهي را ادا كرده و عبادت و بندگي را خالص ساخته است .
نشانه هاي ديگري هم وجود دارد كه به همين قدر ، بسنده مي شود .
آنكه اخلاص داشت ، نورانيتي در دل ، توفيقي در عمل ، پاداشي در دنيا و آخرت ، عاقبت به خيري و خوش نامي ، محبوبيّت و نام نيك خواهد داشت . اين وعدة الهي است كه پاداش نيكوكاران خالص و بندگان مخلص را ضايع نمي سازد .
پس نمازي بخوانيم ، با اخلاص و توجّه به خدا .
نمازي كه هر كس بخواند ، يك دعاي مستجاب دارد .
نمازي كه نشستن در مسجد به انتظار آن ،‌عبادت است .
نمازي كه از انفاق خانه اي پر از طلا بهتر است .
نماز بخوانيم ، و حق آنرا ضايع نكنيم ، در انجام آن سستي و كاهلي نداشته باشيم ، گاه و بيگاه ، ترك نكنيم . به خاطر مشغوليات ديگر آن را عقب نيندازيم .
نماز اول وقت و به جماعت را فراموش نكنيم . كه . ياد خدا بزرگتر از هر چيز است :
« وَ لَذكر الله اكبر »


منابع و مآخذ:

قرآن كريم

نهج البلاغه

 آداب نماز –حضرت امام خمینی (ره)

نماز – محسن قرائتي

تفسير الميزان – علامه سيد محمد حسين طباطبايي

تفسيرمجمع البيان – فضل بن حسن طبرسي

مفازي – محمد بن عمر واقدي – ترجمه محمود مهدوي

پرتوي از اسرار ،حجه الاسلام محسن قرائتي

نماز گنجينه ذکر و راز، مؤسسه فرهنگي قدر و عدالت.

برداشتي از نماز، شيخ الله علي کاشاني

حضور قلب در نماز، علي اصغر عزيزي تهراني

نماز، عزيزي تهراني

نيايش نام، بهرام مهديان في الدين

پرواز با نماز، منصور کريميان

نماز جمعه و جماعت، محمد جواد مهدوي کرمانشاهي

نماز شناسي، حسن راشدي

فلسفه فعاليتهاي تربيتي، مرتضي زاهدي

راز نماز براي جوانان، حجه الاسلام محسن قرائتي

نماز پيوند خلق و خالق ،حجه الاسلام محسن قرائتي 

پرستش آگاهانه ،محمدرضا رضوان طلب  







                                             












منبع اصلی مطلب : پایگاه مجازی آموزشهای اسلامی-رضا قارزی
برچسب ها : نماز ,انسان ,عبادت ,عاقل ,بايد ,زندگي ,داشته باشد ,رفتار عبادي ,وجود دارد ,رفتار خردمندانه ,نداشته باشد ,عليه السّلام فرموده ,نشانه‌هاي رفتار ع
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : کتابچه چرا نماز؟-رضا قارزی