نماز ,جماعت ,امام ,اسلام ,انسان ,جماعت، ,نماز جماعت ,نماز جماعت، ,حوزه عرصه ,امام جماعت ,دشمنان اسلام ,بيان کننده حاکميت ,امکانات موجود جامعه ,بيکتابچه اهمیت نماز جماعت

 رضا قارزی


خواندن نماز جماعت و فضيلت آن

اسلام دين تک بعدي نيست به همان ميزان که در عبادات به اعمال فردي توجه شده به انجام عبادات به طور جمعي نيز تأکيد گرديده است و در تعاليم ديني مطابق بيان اهميت نماز براي برگزاري آن به جماعت تأکيد بسياري شده است. اشاره جوهره همه عبادات و خصوصاً نماز اين است که خودخواهي انسان شکسته شود. انسان تا در دايره تنگ و تاريک تمايلات شخصي، دنيايي و کوچک محصور راه به جهان نوراني سراي حکومت نمي برد و مدارج و مراحل کمال را طي نمي کند و به ارزش واقعي انسان دست نمي يابد. حضور در جمع و برگزاري نماز اين با فضيلت ترين عبادات در کنار ديگر نمازگزاران فرصت و امکان مناسبي فراهم مي سازد تا نمازگزار از حصار فرديت خويش بيرون آيد. نماز جماعت تحقق اين معناي نهفته در نماز است که «اسلام بر بندگان صالح خداوند» و بندگان صالح خداوند کساني هستند که نماز را برپا مي دارند و ايستادن در کنار نمازگزاراني که جمع بندگان صالح را عينيت مي بخشد اين امکان را فراهم مي سازد تا به برکت خلوص، حضور آنان خود نمازگزار در اين سير انفسي به سوي خود به فيوضات بيشتري دست يابد و نماز او به برکت تعالي ترين آراسته گردد. با نماز مکارم اخلاقي در انسان پديد مي آيد، رشد مي کند و به ثمر مي نشيند. خدمت به ديگران و رفع درد و رنج ديگران از برترين مکارم اخلاقي است. به عبارتي ديگر همانگونه که نماز برترين آيين بندگاني است نوعدوستي و خدمت به بندگان خدا نيز در زمره برترين مکارم اخلاقي قرار دارد. نماز جماعت زمينه ساز آشنايي با درد و رنج ديگر نمازگزاران است تا نمازگزاران در حد توان در رفع مشکلات و نگراني هاي آنان بکوشند و اگر در عمل گاهي نتواند بردارد در لحظات نوراني نيايش و مناجات با خدا دست به درگاه خداوندي بالا برد و از پروردگار مهربان عاجزانه بخواهد تا در جهت برطرف شدن سختي ها و مشکلاتي که ديگران با آن دست به گريبانند راه نجات و گشايش را فراهم آورد. نماز را در جمع ديگران خواندن، برکت ديگري نيز دارد و آن جمع قطره هاي کوچک و تشکيل درياي متحد از انسان هاي پاک و با فضيلت است. اين قدرت الهي فراهم آمده در کينه زمين هاي اجتماعي، فردي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي منشأ ثمرات مثبت و تعيين کننده بسياري خواهد بود. خواندن نماز به جماعت اثرات مثبت و سازنده بسياري در تربيت فردي، اجتماعي  انسان هاي موحد دارد. با فضيلتي که هر روز در کنار هم رو به قبله توحيد مي ايستند و به راز و نياز با خالق هستي ومشغول مي شوند. در معاشرت با يکديگر نيز تا حد بسياري موازين و مکارم اخلاقي را رعايت مي نمايند. ترويج و تبليغ نماز جماعت را احکامي است که بطور مشروح در رساله هاي عمليه بيان شده است. معني نماز جماعت قرار داده شده است تا اخلاص و يگانگي و اسلام و عبادت براي خداوند آشکار و باز ظاهر شود. معني نماز خواندن انسان در جماعت بهتر است از نمازي که چهل سال در خانه خوانده شود عرض کردند يا رسول الله نماز يک روز؟ حضرت فرمودند: بلکه يک نماز.
در آغاز اسلام، مسلمانان هرگز نماز جماعت را ترک نمي کردند، حتي در ميدان جنگ، براي برپايي نماز جماعت دو گروه مي شدند.
گروهي مي جنگيدند و گروهي ديگر نماز را به جماعت با پيغمبر مي خواندند. امام حسن در ظهر عاشورا، در کنار پيکر پاک شهيدان به نماز جماعت ايستادند و با گروهي از ياران شجاع و وفادار خود نماز ظهر را خواندند. در احکام دين نيز به مسائلي برمي خوريم که اهميت نماز جماعت را مي رساند. مانند اين مسائل:
1- شرکت در نماز جماعت براي همه مستحب است به ويژه براي همسايگان مسجد.
2- حاضر نشدن در نماز جماعت از روي بي اعتنايي جايز نيست.
3- مستحب است صبر کنيم تا نماز را با جماعت برگزار کنيم.
4- نماز جماعتي که مختصر خوانده مي شود از نماز فرادي که طول داده مي شود بهتر است.
5- نماز جماعت هرچند اول وقت خوانده نشود از نماز فرادي از اول وقت بهتر است.

نماز جماعت و جمعه وسيله اي است که مي توان قدرت اسلام و مسلمانان را با آنها در هر صبح و شام و در هر روز جمعه، به نمايش بياورد. در نماز جماعت يک نفر مسلمان عادل و شايسته جلو مي ايستد و ديگر نمازگزاران پشت سر او در صف هاي منظم قرار مي گيرند و همه با هم نماز مي خوانند بر پاداشتن نماز جماعت تصويري از هماهنگي مسلمانان است در نماز جماعت آثار برابري را مي توان مشاهده کرد. افراد مختلف از قشرهاي گوناگون جامعه در کنار يکديگر مي ايستند و با خدا خويش راز و نياز مي کنند و پايان نماز با يکديگر آشنا مي شوند و به مشکلات همديگر رسيدگي مي کنند و به ياري هم مي شتابند. اگر يکي از مؤمنان را در صف ببينند از حال او جويا مي شود. اگر بيمار بود به ديدارش مي روند و اگر گرفتار بود به ياريش مي شتابند. نمازگذار در تنظيم صفهاي نماز کاملاً دقت کرده و به امام جماعت اقتدا مي کنند و با رعايت نظم از امام پيروي مي کنند. اعمال نماز را با رهبري انجام مي دهند و بدين ترتيب پيروي را همه روزه تمرين مي کند. امام خميني (ره ) در اين باره فرموده: «نماز را با جماعت بخوانيد و مساجد را پر کنيد اينها (دشمنان اسلام) از مساجد مي ترسند. مساجد سنگر است پس بايد سنگرها را پر کرده » در آغاز اسلام مسلمانان هرگز نماز جماعت را ترک نمي کردند حتي در ميدان نبرد براي بر پايي نماز جماعت دو گروه مي شدند. گروهي مي جنگيدند و گروهي ديگر نماز جماعت را با جماعت با پيامبر (ص) مي خواندند. امام حسين (ع) در روز عاشورا در کنار پيکر پاک شهيدان به نماز جماعت ايستادند و با گروهي از ياران شجاع و وفادار خود نماز ظهر را خواندند. در احکام دين نيز به مسائلي برمي خوريم که اهميت نماز جماعت را مي رساند مانند اين مسأله:
1-     حاضر نشدن به نماز جماعت از روي بي اعتنايي جايز نيست.
2-     در نماز جماعت براي همه مستحب است به ويژه براي همسايگان مسجد.
3-     مستحب است صبر کنيم تا نماز را با جماعت برگزار کنيم.
4-     نماز جماعتي که مختصر خوانده مي شود از از نماز فرادايي که طول داده مي شود بهتر است.
5-     نماز جماعت هر چند در اول وقت کمي خوانده شوند از نماز فراداي طولاني بهتر است و همچنين اسلام تأکيد کرده که مسلمانان به صورت دسته جمعي زندگي کنند حتي دسته جمعي نماز بگذارند. اگر مسجد در دسترس نيست هرجا مناسب باشد در صحرا در سالن مدرسه در کارگاه و کارخانه يا در خانه ها وقتي در يک محل نماز جماعت خوانده مي شود همه بکوشند تا از خانه يا محل کار خود به آنجا بروند و در نماز جماعت شرکت کنند.

اهميت نماز جماعت

آئين اسلام، از بعد اجتماعي مهمي برخوردار است و با عنايت به برکات و آثار وحدت و تجمع و يکپارچگي، در بسياري از برنامه هايش بر اين بعد، تکيه و تأکيد کرده است. برگزاري نمازهاي روزانه واجب نيز به صورت جماعت و گروهي، يکي از اين برنامه هاست. در اينجا به اهميت «نماز جماعت » اشاره مي کنيم:
 غير از آثار فردي و اجتماعي نماز جماعت (که به آنها اشاره خواهد شد) پاداشهاي عظيمي براي آن بيان شده که در اينجا به بعضي از روايات، اشاره مي شود.
از رسول خدا (ص) نقل شده که: «مَن سَمِعَ النّداءَ فَلَم يجِبهُ مِن غَيرِ عِلّةٍ فَلا صَلاةَ له»[1]
نماز کسي که صداي اذان را بشنود و بي دليل، در نماز جماعت مسلمانان شرکت نکند، ارزشي ندارد. در حديث، تحقير نماز جماعت، به منزله تحقير خداوند به شمار آمده است: «مَن حَقَّرَهُ فَاِنّما يحَقّرُ اله »[2]
شرکت دائم در نماز جماعت، انسان را از منافق شدن بيمه مي کند.[3] و براي هر گامي که به سوي نماز جماعت و مسجد برداشته شود، ثواب و حسنه در نظر گرفته شده است.[4] همين که کسي براي شرکت در نماز جماعت از منزل خارج مي شود، يا در مسجد، در انتظار نماز جماعت به سر مي برد پاداش کسي را دارد که در اين مدت، به نماز مشغول بوده است.[5] تعداد حاضران در نماز جماعت، هر چه بيشتر باشد، پاداش آن بيشتر است. اين کلام رسول خدا (ص) است که فرمود: «ما کَثُرَ فَفُوَ اَحَبُّ الي الله »[6]
حديث جالبي در بيان فضيلت نماز جماعت است که قسمتي از آن در رساله هاي علميه هم ذکر شده که ترجمه تمام حديث چنين است:
اگر اقتدا کننده 1 نفر باشد، پاداش 150 نماز داده مي شود.
اگر اقتدا کننده 2 نفر باشد، پاداش 600 نماز داده مي شود.
اگر اقتدا کننده 3 نفر باشد، پاداش 1200 نماز داده مي شود.
اگر اقتدا کننده 4 نفر باشد، پاداش 2400 نماز داده مي شود.
اگر اقتدا کننده 5 نفر باشد، پاداش 4800 نماز اده مي شود.
اگر اقتدا کننده 6 نفر باشد، پاداش 9600 نماز داده مي شود.
اگر اقتدا کننده 7 نفر باشد، پاداش 19200 نماز داده مي شود.
اگر اقتدا کننده 8 نفر باشد، پاداش 36400 نماز داده مي شود.
اگر اقتدا کنندگان و امام جماعت به 10 نفر رسيدند، پاداش 72800 نماز را دارد. ولي، همين که عدد افراد از ده نفر گذشت، حساب آن را جز خدا کسي نمي داند.[7]
در حديث ديگر است: هرکه نماز جماعت را دوست بدارد، خدا و فرشتگان او را دوست مي دارند.[8] در زمان پيامبر (ص) هرگاه افراد نماز جماعت کم مي شدند، آن حضرت به جستجو و تفقد از افراد مي پرداخت و مي فرمود: شرکت در نماز صبح و عشاء بر منافقان از هر چيز سنگين تر است.[9] قرآن نيز، از اوصاف منافقان، بي حالي و کسالت هنگام نماز را بيان کرده است.[10] زيرا سحرخيزي و حضور در جماعت مسلمين، آن هم از راه هاي دور و در گرما و سرما، نشانه صداقت در ايمان و عشق نمازگزار است.
حضور در نماز جماعت، خاص يک منطقه نيست. انسان در هر جا که باشد، خوب است به فکر نماز جماعت و حضور در آن و تشويق ديگران باشد. رسول خدا (ص) درباره اهميت جماعت، فرمود: «صَلاةُ الرَّجُلِ في جماعةٍ خيرُ مِن صَلاتِهِ في بَيتِهِ اَربَعينَ سَنَةٍ. قيلَ: يا رَسُولَ اللهِ ! صَلاةُ يومٍ؟ فقال (ص): صَلاةُ واحِدَةُ »[11]يک نماز با جماعت، بهتر از چهل سال نماز فرادي در خانه است. پرسيدند: آيا يک روز نماز؟ فرمود: بلکه يک نماز. و مي فرمودند: صف هاي نماز جماعت، همانند صف هاي فرشتگان در آسمان چهارم است.[12]
اولين نماز جماعتي که برپا شد، به امامت رسول خدا و شرکت حضرت علي (ع) و جعفر طيار (برادر حضرت علي (ع) )بود.
همين که ابوطالب، فرزندش علي (ع) را ديد که به پيامبر اقتدا کرده، به فرزند ديگرش جعفر گفت: تو نيز به پيامبر اکرم اقتدا کن. و اين جماعت دو سه نفري، پس از نزول آيه «فَاصدَع بماتُؤمَر » بود، که فرمان به علني ساختن دعوت و تبليغ مي داد.[13]

 آثارنماز جماعت:( معنوي ـ سياسي ـ اجتماعي ـ اخلاقي و تربيتي نماز جماعت)

در ميان عبادتها تنها عبادتي که آن را مي توان به جماعت خواند و در مورد آن پيشوايان بزرگ دين ما و مخصوصاً رسول اکرم صلي الله عليه و آله بسيار سفارش فرموده اند، نماز است که با برنامه اي دقيق و عميق، با آداب و رسومي ويژه، با شرايطي خاص و جالب و جامع، و با احکامي متين، با جماعت و گروه برگزار مي شود و آثار بزرگ، و نتايجي گرانقدر و سودمند دارد، مخصوصاً آثار و نتايج رواني و اخلاقي و آموزشي و اجتماعي. البته، اگر درست و با معنا و طبق مقررات، آنطور که شارع مقدس اسلام خواسته و دستور داده برگزار شود و انجام گيرد، و آداب و سنتي را که برايش گفته مراعات کند. نماز جماعت را چون نماز فرادي، در هر مکان و در هر جا مي شود خواند در صورتي که آن جا و مکان مباح بوده و غصبي نباشد. نهايت در پاره اي از جاها نماز خواندن مکروه است. اما نماز خواندن در مسجد امتياز و برتري ديگري دارد و فضيلت و ثواب بيشتري دارد و بالخصوص با جماعت. پيغمبر صلي الله عليه و آله و ائمه اطهار عليه السلام درباره آن عجب توصيه کرده اند و اشخاصي را که از نماز جماعت در مسجد فاصله مي گرفته اند سخت تهديد مي فرمودند. در زمان رسول اکرم ايشان با کمال شدت فرمودند: اگر اينان به مسجد نيايند مي فرستم خانه هاشان را بر آنها آتش زنند. چرا در جماعت مسلمين شرکت نمي کنند؟ در آن زمان اميرالمؤمنين (ع) در کوفه بود، وقتي که به حضرت خبر دادند، گروهي از همسايگان مسجد به جماعت در مسجد حاضر نمي شوند حضرت با جديت بيان مي فرمود: «اينان از ما دور شوند و مجاورت، را ترک گويند » در حديث ديگري است که آن حضرت درباره گروهي که براي نماز جماعت به مسجد نمي آمدند. فرمود:«اين گروه از خوردن و آشاميدن با ما مشارکت نکنند و با ما مشورت نمايند و با ما وصلت ازدواج نمايند و از احوال بيت المال بهره نگيرند. مگر اينکه به مسجد بيايند و در جماعت ما شرکت کنند و اگر چنانچه بر اين کارشان اصرار داشته باشند، چه بسا دستور دهم خانه هاشان را بر ايشان آتش بزنند . مسلمانان که اين سخنان را از آن حضرت شنيدند به طور کلي از آنها فاصله گرفتند. معاشرت و رفت و آمد با آنها را ترک گفتند، ديگر با آنها هم خوراک نشدند و وصلت و ازدواج با آنها نکردند، تا اينکه به جماعت حاضر شدند». حضرت صادق عليه السلام فرمود: «هرکه در خانه اش نماز به جماعت بخواند البته بدون علت و عذر براي او فضيلت و نماز است و نه براي کساني که در آن جماعت شرکت کرده اند ». باز آن حضرت فرمود: «هرکس از همسايگان مسجد صداي اذان را بشنود و آن را اجابت نکند و براي نماز به مسجد نرود پس نمازش داراي فضيلت و کمال نخواهد بود. » اميرالمؤمنين (ع) فرمود: کسي که به مسجد مي رود، حداقل و دست کم به يکي از هشت چيز نائل مي شد: اول : برادر و دوستي در راه خدا براي خود مي يابد. دوم: يا دانش تازه اي مي آموزد. سوم: يا آيتي از آيات محکم قرآن مجيد را ياد بگيرد. چهارم: يا سخني مي شنود که در نتيجه براي استقامت و استواري او مي افزايد. پنجم: يا به رحمت و منفعت غير متقربه اي مي رسد. ششم: يا موعظه پند و اندرزي اخذ مي کند که او را از انحراف و بدبختي نگه مي دارد. هفتم و هشتم: يا گاهي و در اثر ترس از خدا و يا از روي شرم و حيا گناهي را ترک مي گويد. مردمي که به مسجد مي روند بايستي پاک و پاکيزه باشند و از بوهاي بد و زننده به دور باشند بلکه بايد خوشبو باشند.
برپايي فرضيه هاي ديني به صورت دسته جمعي، غير از پاداش هاي فراواني که ياد شد، در زندگي فردي و اجتماعي امت مسلمان نيز، آثار مثبت و فراواني دارد که به برخي اشاره مي شود:

ازآثار معنوي
بزرگترين اثر معنوي نماز جماعت، همان پاداش هاي الهي است که گفته شد. روايت است که شبي، علي (ع) تا سحر به عبادت مشغول بود. چون صبح شد، نماز صبح را به تنهايي خواند و استراحت کرد. رسول خدا (ص) که آن حضرت را در جماعت صبح نديد، به خانه او رفت. حضرت فاطمه (س) از شب زنده داري (ع) و عذر او از نيامدن به مسجد سخن گفت. پيامبر فرمود: پاداشي که به خاطر شرکت نکردن در نماز جماعت صبح، از دست علي (ع) رفت، بيش از پاداش عبادت تمام شب است[14]. (495) رسول خدا (ص) فرموده است:
«لِاَن اُصَلِّي الصُبَح في جَماعةٍ اَحَبُّ اِلي مِن اَن اُصَلِّي لَيلَتي حَتّي اُصبِحَ »[15]. اگر نماز صبح را به جماعت بخوانم، در نظرم محبوب تر از عبادت و شب زنده داري تا صبح است.
به خاطر همين فضيلت و پاداش هاست که اگر تعداد نمازگزاران از ده نفر بيشتر شود، اگر تمام آسمان ها کاغذ، و درياها مرکب و درخت ها قلم شود و فرشتگان بنويسند[16]، پاداش يک رکعت آن را نمي توانند بنويسند.
و نماز جماعت با تأخير، بهتر از نماز فراداي در اول وقت است.

ازآثار اجتماعي
نماز جماعت، مقدمه وحدت صفوف و نزديکي دلها و تقويت کننده روح اخوت است.
نوعي حضور و غياب بي تشريفات، و بهترين راه شناسايي افراد است.
نماز جماعت، بهترين، بيشترين، پاکترين و کم خرج ترين اجتماعات دنياست و نوعي ديد و بازديد مجاني و آگاهي از مشکلات و نيازهاي يکديگر و زمينه ساز تعاون اجتماعي بين آحاد مسلمين است.
ازآثار سياسي
نماز جماعت، نشان دهنده قدرت مسلمين و الفت دلها و انسجام صفوف است. تفرقه ها را مي زدايد، بيم در دل دشمنان مي افکند، منافقان را مأيوس مي سازد، خار چشم بدخواهان است.
نماز جماعت، نمايش حضور در صحنه و پيوند «امام» و «امت» مي باشد.

ازآثار اخلاقي، تربيتي

در نماز جماعت، افراد در يک صف قرار مي گيرند و امتيازات موهوم صنفي، نژادي، زباني، مالي و .... کنار مي رود و صفا و صميميت و نوعدوستي در دلها زنده مي شود و مؤمنان، با ديدار يکديگر در صف عبادت، احساس دلگرمي و قدرت و اميد مي کنند.
نماز جماعت، عامل نظم و انضباط و وقت شناسي است. روحيه فرد گرايي و انزوا و گوشه گيري را از بين مي برد و نوعي مبارزه با غرور و خودخواهي را در بر دارد.
نماز جماعت، «وحدت» در گفتار، جهت، هدف و امام را مي آموزد و از آنجا که بايد پرهيزکارترين و لايق ترين اشخاص، به امامت نماز بايستد، نوعي آموزش و الهام دهنده علم و تقوا و عدالت است. نماز جماعت، کينه ها و کدورت ها و سوء ظن ها را از ميان مي برد و سطح دانش و عبوديت و خضوع را در جامعه اهل نماز، افزايش مي دهد.
به خاطر اين همه آثار است که به نماز جماعت، آن همه توصيه شده است. حتي نابينايي وقتي از حضور پيامبر، اجازه خواست که به مسجد نيايد، آن حضرت فرمود: از خانه تا مسجد، ريسماني ببندد و به کمک آن، خود را به نماز جماعت برساند[17] و نيز نابيناياني که اجازه ترک شرکت در نماز خواستند، رسول خدا (ص) اجازه نفرمود.[18]
از طرف ديگر، برخورد شديد نسبت به کساني که به نماز جماعت اهميت نمي دهند، نشان ديگري بر اهميت و سازندگي آن است. در حديث است که به چنان کسان، همسر ندهيد[19] (501) و معرف آنان نشويد.[20]  

امام جماعت
در نماز جماعت، آنکه جلو مي ايستد و مردم به او اقتدا مي کنند، «امام » نام دارد. بعضي نيز به او «پيشوا » مي گويند. در نظام اجتماعي سياسي اسلام، آنکه پيشوايي جمعي را به عهده دارد، بايد از يک سري فضيلت ها و برتري ها برخوردار باشد، تا فضايل او، الهام بخش ديگران نيز باشد. در نماز جماعت نيز، پيش نماز، بايد در علم و عمل و تقوا و عدالت، برتر از ديگران باشد.
در حديث مي خوانيم: «فقدموا افضلکم» (503) و «فقدّموا خيارکم» (504) يعني به با فضيلت ترين و بهترين خودتان اقتدا کنيد. احاديث، در اين باره، بسيار است. به چند نمونه اشاره مي کنيم: امام جماعت، بايد کسي باشد که مردم به ايمان و تعهد او اطمينان داشته باشند.(505)
امام صادق (ع) فرمود: امام جماعت، رهبري است که شما را به سوي خدا مي برد، پس بنگريد که به چه کس اقتدا مي کنيد. (506) ابوذر فرمود: امام شما، در قيامت، شفيع شماست. پس شفيع خودتان را از افراد سفيه و فاسق قرار ندهيد. (507)
اقتدا کردن افراد ناشناخته و آنان که در دين يا امامت، غلّو مي کنند، نهي شده است. (508) افرادي که در جامعه، به خاطر گناه علني، شلاق خورده اند، يا از طريق نامشروع، به دنيا آمده اند، حق امام جماعت شدن ندارند. (509) امام جماعت، بايد مورد قبول مردم باشد، وگرنه آن نماز، مورد قبول درگاه خداوند نيست. (510 ) امام صادق (ع) در تفسير آيه شريفه «خذوا زينتکم عندکل مسجد » (511 ) هنگام رفتن به مسجد، زينت خود را همراه داشته باشيد.فرمود: زينت مسجد، پيشواي شايسته و امام جماعت مسجد است. (512 )البته پوشيدن لباس پاک و داشتن وقار و عطر زدن و ... نيز در رواياتي به عنوان «زينت مسجد » آمده است.
امام باقر (ع) فرمود: امام جماعت بايد از افراد انديشمند و صاحب فکر باشد. (513) رسول خدا (ص) فرمود: کسي که پشت سر امام عالم نماز بخواند، گويا پشت سر من و حضرت ابراهيم، نماز خوانده است. (514 )
امام جماعت، بايد مراعات ضعيف ترين افراد را بکند و نماز را طول ندهد. (515 ) از مجموع اين احاديث، موقعيت حساس امامت جماعت شناخته مي شود.

از آنجا که در امام جماعت، برتري و فضيلت بر ديگران شرط است، اگر در موقعيتي، چند نفر شايستگي آن را داشتند که به آنان اقتدا شود، باز هم اوصاف و شرايطي به عنوان اولويت در روايات مطرح است که آموزنده است و گرايش به ارزشها و انتخاب بهتر را مي آموزد. از جمله:
کسي که قرائت نمازش بهتر باشد. «اقرئهم »
کسي که در هجرت پيشقدم باشد. «اقدمهم هجرت »
کسي که دين شناس تر و در مراتب علمي برتر باشد. «اعلمهم بالسنة و افقههم في الدين »
کسي که سن بيشتري داشته باشد. «فاکبرهم سنّا »
کسي که انس او با قرآن بيشتر باشد.
کسي که زيباتر و خوشروتر باشد.
صاحب منزل، از مهمان در امام جماعت شدن مقدم است.
امام جماعت دائمي، بر افراد تازه وارد به مسجد، مقدم است. در ميان امتيازات، به مسئله (عالم بودن ) بيش از هر چيزي تکيه شده است. اين دانايي و اعلميت، در همه مواردي که نوعي رهبري و پيشوايي در کار است، شرط و امتياز است. در حديث است: «من صلّي بقوم و فهيم من هو اعلم منه لم يزل امرهم الي السفال الي يوم القيامة » (517 )
کسي که امامت نماز و پيشوايي گروهي را به عهده بگيرد، در حالي که ميان آنان، داناتر از او هم باشد، وضع آن جامعه تا قيامت، همواره رو به سقوط و پستي است.
البته همچنان که در حديثي گذشت، امام جماعت بايد مورد پذيرش و قبول مردم باشد. اين مقبوليت، از راه علم و پاکي و عدالت و تواضع و اخلاق نيکو به دست مي آيد.
نبايد غفلت داشت که گاهي دشمنان و اهل نفاق، براي ضربه زدن به اسلام و روحانيت، امام جماعتي را با شايعه و تهمت و دروغ، بدنام مي کنند تا او را به انزوا بکشند. هشياري مردم، خنثي کننده اين نقشه شيطاني است. پشت سر کسي نبايد به جماعت ايستاد که با فسق و گناه و بدرفتاري، مقبوليت خود را از دست داده است، نه آنکه دست هاي مرموز دشمن، او را از نظرها انداخته باشد ! ....
از شرايط امام جماعت، عادل بودن است.
عدالت را در کتب فقيهي تعريف کرده اند. فقهاي گرانقدر، از جمله حضرت امام خميني (قدس سره ) مي فرمايند:
عدالت، يک حالت دروني است که انسان را از ارتکاب گناهان کبيره، و تکرار و اصرار نسبت به گناهان صغيره باز دارد. (518 )
پاکي، تقوا، دوري از گناه، از نشانه هاي عدالت است. بنا به اهميت اين صفت، در نظام اسلامي يکي از امتيازات به حساب آمده و در فقه اسلامي و قانون اساسي، داشتن آن براي مسئولان بلند پايه و مشاغل حساس، شرط است و کارهاي مهم کشور و امور مردم، بايد به دست افراد عادل انجام گيرد.
به برخي از اين موارد که عدالت شرط است، توجه کنيد:
در مسائل عبادي، امام جماعت بايد عادل باشد.
در مسائل سياسي عبادي، مثل نماز جمعه، خطيب و امام جمعه بايد عادل باشد. در مسائل سياسي و حقوقي، (همچون نمايندگي مجلس و تصويب قوانين ) نظر فقهاي عادلي به نام «شوراي نگهبان » معتبر است. در مسائل حقوقي، گرفتن و دادن هر حق به صاحبش، با با گواهي افراد عادل باشد. در مسائل تربيتي، اجراي حدود اسلامي و تأديب ظالم و خلافکار، وقتي است که افراد عادل، به خلاف و گناه او شهادت دهند. در مسائل اقتصادي، بيت المال بايد دست افراد عادل باشد. در مسائل اجتماعي و فرهنگي، پخش و نشر خبرها، بايد دست افراد عادل باشد و به خبر افراد فاسق، اعتماد نمي توان کرد، مگر پس از تحقيق و تفحص.در مسائل نظامي، فرمانده کل قوا، با رهبري است، که عدالت شرط آن است. پس عدالت از ارکان مهم در نظام حکومتي اسلام و واگذاري مسئوليت هاي اجتماعي و تنظيم امور زندگي است.

گرچه برخورداري از عدالت، و داشتن ملکه ترک گناه، از امور دروني افراد است، ولي با علائم و نشانه هايي که در زندگي و عمل افراد بروز مي کند، مي توان به بود و نبود آن در افراد، پي برد. در روايات، برخي از اين علائم به چشم مي خورد و بعضي ملاکها بيان شده که با وجود آنها، مي توان کسي را عادل شمرد.
از امام صادق (ع) پرسيدند: عادل کيست؟
فرمود: «اذا غض طرفه من المحارم و لسانه عن الماّثم و کفه عن المظالم » (519 ) کسي که چشمش را از نامحرم، زبانش را از گناه، و دستش را از ظلم حفظ کند. پيامبر خدا (ص) نيز در حديثي انسان جوانمرد و عدل را چنين معرفي مي کند: «من عامل النّاس فلم يظلمهم و حدثهم فلم يکذبهم و وعدهم فلم يخلفهم فهو ممن کملت مروته و ظهرت عدالته ... » (520 ) کسي که با مردم، در معاملات، ستم نکند و در سخن، دروغ نگويد و در وعده هايش تخلف نکند، او از کساني است که مروتش کامل و عدالتش آشکار است.

از امام صادق (ع) سوال شد: عدالت انسان را از کجا بشناسيم؟
فرمود: همين که کسي اهل حيا و عفت باشد و در خوراک و گفتار و شهوت، خود را به گناه نيالايد، و از گناهان بزرگي مثل زنا، ربا، شراب، فرار از جنگ، .... (که مورد تهديد قرآن است ) بپرهيزد، و جز در مواردي که عذر دارد، از شرکت در جماعت مسلمين دوري نکند، چنين انساني عادل است و تفتيش از عيوب او و غيبت او بر مردم حرام است ... (521 )
در روايات ديگري مي خوانيم: به آن کس که نمازهاي پنجگانه را به جماعت بخواند، خوشبين باشيد و گواهي او را بپذيريد. (522 )
شايد آنچه را که فقهاء، به عنوان «حسن ظاهري » در عدالت بيان مي کنند، همين باشد که با حضورش در مراسم و جماعت مسلمين و نبودنش در مراکز فساد و گناه، مايه اعتماد مردم شود و او را از اين طريق، انسان عادل و درستکاري بشناسند.
امام باقر (ع) در مورد عدالت زنان مي فرمايد:
همين که اهل حجاب و از خانواده هاي محترم بود و از شوهر خويش اطاعت مي کرد و از کارهاي ناپسند و جلوه گري هاي ناروا پرهيز داشت، عادل است. (523 )
در بعضي روايات، «فاسق » را کساني مي داند که به خاطر گناهان زشت علني، در جامعه شلاق خورده، يا ميان مردم مشهور به خلاف و بدکاري يا مورد سوء ظن باشند. (524 ) البته معناي عدالت در يک نفر، آن نيست که در طول عمر، مرتکب گناهي نشده باشد، چرا که اين ويژگي، تنها در انبياء و اولياء معصوم است، ولي همين که ما در ظاهر، از او گناه بزرگي نديده باشيم، کافي است.
اين نيز ناگفته نماند که: اگر کسي خود را عادل نمي داند، و حتي به مردم بگويد که من عادل نيستم، اما مردم او را عادل و با تقوا بشناسند، مي تواند امام جماعت شود و مردم نيز مي توانند به او اقتدا کنند و اگر مردم، مايل به اقتدا باشند، نبايد سرپيچي کند. (525 ) و حتي اگر پس از نماز جماعت، معلوم شود که امام جماعت، عادل نبوده، نمازهايي را که پشت سر او خوانده اند صحيح است و اعاده لازم نيست. (526 )

با همه پاداشها و آثاري که براي نماز جماعت وجود دارد، برخي از اين فيض بزرگ محرومند و با تأسف، شاهديم که بسياري، به آن بي اعتنا و کم رغبتند و حتي در همسايگي مسجد به سر مي برند، ولي در جماعت مسلمين حاضر نمي شوند و مسجدها، گاهي به صورت ناراحت کننده و دردآوري خلوت است. علت شرکت نکردن افراد در نمازهاي جماعت، گوناگون است. بعضي واقعاً عذر دارند و دليلشان پذيرفتني است، ولي در بسياري موارد، بهانه هايي پوچ، بيشتر نيست. مروري به اينگونه دلايل و بهانه ها مي کنيم:
بعضي، از پاداشهاي نماز جماعت، غافلند.
برخي، از بدرفتاري برخي نمازگزاران در مسجد، به نماز جماعت بي رغبت مي شوند. بعضي، تنها بد اخلاقي امام جماعت را، بهانه عدم شرکت خود قرار مي دهند و آن را منافات با عدالت او به حساب مي آورند.
بعضي، به خاطر همفکر نبودن امام جماعت، با ديدگاه هاي سياسي آنان نسبت به موضوعات و اشخاص و ... از شرکت در جماعت، دوري مي کنند.
بعضي، به خاطر مشغوليت هاي اقتصادي و اجتماعي و گرفتاريهاي روزمره، از پاداشهاي عظيم نماز جماعت محروم مي شوند.
بعضي، از برخورد سرد افراد مسجد، دلسرد شده و ديگر نمي روند.
بعضي، عيب هاي بستگان و نزديکان امام جماعت را به حساب او مي گذارند و او را قبول ندارند.
بعضي، شرکت خود در نماز جماعت را، مايه تقويت و بزرگ شدن پيشنماز در جامعه مي دانند و از آن پرهيز دارد، بي آنکه دليلي روشن بر بي عدالتي امام جماعت داشته باشد. بعضي، از روي غرور، حاضر نيستند در نماز جماعت يک امام جوان يا فقيرزاده، اما پاک و متعهد و لايق، شرکت کنند.
برخي، تن پرور و تنبل اند و در عبادات، بي حوصله و کسل اند و نماز جماعت را، به جاي آنکه کار بدانند، بار مي دانند و به سختي حاضرند دست از کارهاي ديگر بکشند و به جمع مسلمانان در نماز بپيوندند. بعضي نيز، از طول کشيدن نماز جماعت، از مسجد مي گريزند.
بعضي نيز، از متولّي يا دست اندرکاران مسجد، خوششان نمي آيد، از اين رو به نماز جماعت نمي آيند.
اينها گوشه اي از علل سردي برخي نسبت به حضور در نماز جماعت بود. همانطور که ديديد، بيشتر اينها، بهانه هايي غير قابل اعتناست. اگر آگاهي و رشد ديني مردم به حدي برسد که عوامل ياد شده را کنار بگذارند، و با خلوص و همدلي، در صفوفي منظم کنار هم بنشينند، به پاداش هاي عظيم جماعت، توجه داشته باشند، بدخلقي پيشنماز را، مغاير با عدالت او ندانند، گناه بستگان او را به حساب او نگذارند، و ... به برکت و آثار مثبت فراوان اين «گردهمايي ديني » بينديشند، خواهيم ديد که مساجد، رونق بيشتري خواهد يافت و خلوتي نمازهاي جماعت، از ميان خواهد رفت.
البته، صلاحيت هاي علمي و اخلاقي پيشنماز، و محيط گرم و آموزنده بودن مساجد، و برخورد شايسته و احترام آميز با شرکت کنندگان در نماز، به خصوص با جوانان و نوجوانان، مي تواند سهم عمده اي در جذب آنان به مسجد، اين کانون وحدت و معنويت داشته باشد. سهم مسئولان فرهنگي، تبليغي و تربيتي کشور نيز در اين زمينه، مهم است.
اگر مربيان محترم و معلمان و پدران و مادران، خود در جماعت ها شرکت کنند و در برابر شاگردان و فرزندان به نماز بايستند، يا به مساجد بروند، الهام بخش ديگران نيز خواهند بود. اگر مدارس، در کنار مساجد ساخته شود، براي حضور دانش آموزان در نمازهاي جماعت، تسهيلي به حساب مي آيد.
پرواز در نماز
در احاديث از نماز به عنوان «معراج مؤمن » ياد شده است. ليکن اين عروج و پرواز، نه در فضاي باز آسمان بلکه در فضاي معنويت و بندگي است. و براي رسيدن به «قرب پروردگار» است. نه اوج گرفتن تا چند هزار در ارتفاع. در يک مقايسه، مي توان طيران معنوي و عروج عرفاني يک نمازگزار را با يک خلبان و پرواز او با هواپيما در آسمان، مقايسه کرده با تفاوت هايي که در اين دو هزار وجود دارد:
1- بيشترين نيرو فشار، هنگام کنده شدن هواپيما از زمين است، در عبادت و نماز هم، بيشترين سختي و فشار غلبه بر هواي نفس و شروع به عبادت است.
2- اهميت هر پرواز، به فرود سالم و بدون خطر، هواپيماهاست. شروع عبادت هم، وقتي ارزش داره که پايان آن سالم و بدون آفت عجب و غرور، و بدون ضايعه «ضبط اعمال » باشد.
3- هواپيما براي سوخت خود، نياز به بنزين دارد و خالص و ويژه. معراج روحي نمازگزار هم محتاج توجه خالص و نفي همه ي عبور يدهاست که بالا بردن دست تا بيخ گوش و نفي و «لا لبيک » گفتن به غير خدا، خلوص نيت به دست مي آيد.
4- براي پرواز، خلبان بايد از سلامت کامل برخوردار باشد، در نماز و بار يافتن به محضر خداوند نيز «قلب سليم » لازم است (اِلاّ مِن اَتَها الله بقلبَ سليمٍ )
5- پرواز هواپيما، با دو بال است، و با يک بال طيراني صورت نمي گيرد. در نماز هم، همراه با ارتباط با خدا, ارتباط سالم با مردم لازم است و در کنار اداي «يقيمون الصلاة» معمولاً «يؤتونَ الزَّکاة » را هم دارد.
6- هواپيما براي پرواز مقداري روي زمين حرکت مي کند و دور برمي دارد تا امکان برخاستن از زمين داشته باشد. مقدمات نماز و اذان و اقامه و ذکرهاي مستحب نيز مقدمه آن پرواز ملکوتي است. دعاهاي پس از نماز و ذکر تعقيبات هم، حرکت روي زمين پس نشستن در «باله» است.
7- در پرواز هم اولين خطا آفرين خطا هم است، و سقوط همراه با نابودي است. در عبادت نيز شرک و عجب و ريا، انسان را به دره سقوط مي افکند و ابليس با سابقه هزار سال عبادت با يک خطا و عصيان مطرود ملعون شد.
8- يک خلبان به فرمان برج و اتاق فرمان، حرکت مي کند و تابع دستورات. نماز و عبادت هم طبق دستورات و حتي يک دقيقه دير و زود يا خلاف قانون آن را باطل مي کند.
9- خلبان گاهي پرواز کرده و گاهي استراحت مي کند. و هواپيما سرويس مي شد. انسان هم در کنار نيايش و عبادت، گاهي هم به استراحت و لذت هاي مباح و پرداختن به معاش نياز دارد. و کسي همچون پيامبر خدا (ص)، گاهي (کلّميني يا حُميرا)مي گفت .
10- براي ارتباط خلبان با برج مراقبت و کنترل فقط يک زبان بين المللي القيت دارد. ارتباط نمازگزار هم با خداوند فقط با زبان عربي است و در عبادت حج نيز، شروع احرام با (لبيک اللّهُمَّ لبيک ) است.
11- قبل از پرواز نياز به اطلاعات است. نسبت به هواشناسي. نقشه خواني.

نيروهامشغول در نمازعبارتنداز:
1- جسم انسان، دستها، پاها، ماهيچه ها، چشم ها، گوشها و تمرکز هر يک از آنها در جهت اجراي برنامه و پرهيز از هرگونه حرکت اضافي و پراکنده.
2- حواس ششگانه و تمرکز آن درست اجراي برنامه و پرهيز از هرگونه رفتار اضافي.
3- ذهن و حافظه و تمرکز آن درست تلفظ صحيح اذکار و توجه به معناي آنها.
4- نيروهاي ارادي و تمرکز آن در جهت درک حضور در جهت مبارزه با هرگونه هوا و حواس و هجوم غرايز طبيعي، حيواني، و وسوسه هاي شيطاني.
5- قلب و نيروهاي قلبي و تمرکز آن در جهت درک حضور و محضر حق و عالم ملکوت.
6- عقل و وجدان و تمرکز آن براي ياري قلب در جهت درک مقام حضور تعمق در معارف مربوط به نماز و تأسف از گناهان.
7- نگاه کردن به اين طرف و آن طرف
ملاحظه مي شود که ايجاد مهارت در انجام چنين فعاليتهاي دقيق و عميقي به تکرار و ايجاد عادت نياز دارند.

     حکمت نماز جماعت 

 شيخ الرئيس ابوعلي سينا براي شيخ ابوسعيد ابوالخير نامه اي نوشت و در آن اين موضوع را مطرح نمود چه لزومي دارد تا مردم هم در مسجد به جماعت اجتماع کنند زيرا خداوند از رگ گردن به انسان نزديک تر است پس انسان هرکجا که باشد اگر رابطه است رابطه اش را با خداي خود برقرار سازد نتيجه خواهد گرفت. شيخ ابوسعيد ابوالخير نامه اي به ابوعلي سينا نوشت و در آن چنين مثال زد: اگر چند چراغ در جايي روشن باشد در صورت اول اگر يکي از آنها خاموش شود چراغ هاي ديگر روشن است ولي در حالت دوم اگر يکي از چراغ ها خاموش شود آن اتاق تاريک است. انسان ها نيز به همين گونه هستند بعضي گنهکار هستند و بعضي خطاکار هستند تنها باشند شايد موفق به دريافت فيوضات و برکات نور الهي نشوند. ولي اگر در اجتماع باشند و در دکه دعا و مناجات و نمازهاي جماعت شرکت کنند شايد خداوند به دعا و برکت وجود بعضي از افراد ديگر جماعت آن را نيز مشمول رحمت و برکت و فيوضات قرار دهد و اين يک اثر از آثار مفيد جماعت است. البته اين مطلب نشانگر يک بعد از ابعاد بسيار زياد جماعت مي باشد در صورتي که اجتماع در مسجد و مکان هاي مذهبي از نظر ابعاد سياسي، اجتماعي عبادي آثار و فوايد ديگري نيز دارد.

اولين نماز جماعت در اسلام
اولين نماز جماعتي که برپا شد به امامت رسول خدا (ص) و شرکت حضرت علي (ع) و جعفر طيار برادر حضرت علي (ع) بود و همين که ابوطالب فرزندش علي (ع) را ديد که به پيامبر اقتدا کرده به فرزند ديگرش جعفر گفت تو نيز به پيامبر (ص) اقتدا کن و اين جماعت دو سه نفري پس از نزول آيه فَاصدَع بِما تُؤمر بود که فرمان به عرفي ساختن دعوت و تبليغ مي  داد.
سفارش امام زمان به نماز جماعت

آيت الله العظمي مرعشي نجفي براي يکي از خواص نزديک خويش نقل کرده و اکيداً سفارش نموده بود که تا من زنده هستم براي کسي نقل نکن. در زمان اقامت در سامراء چندي در سرداب مقدس شبها بيتوته مي کردم. شبهاي زمستان در اواخر يکي از شبها که در سرداب مقدس بودم ناگهان صداي پايي شنيدم با آنکه در سرداب بسته بود فوق العاده وحشت نمودم که شايد يکي از مخالفين شيعه و دشمنان اهل بيت باشد. شمعي که با خود داشتم خاموش شده بود.
البته عبادت عنوان عامي است که نمونه ها و مصاديق هاي فراواني را در بر مي گيرد و تنها در نماز خلاصه نمي شود، حج، روزه، امر به معروف، نهي از منکر، جهاد، طلب روزي حلال، و همچنين خدمت، درس خواندن و درس گفتن، عزاداري براي شهيدان کربلا و نيکي به پدر و مادر و يتيم نوازي و زکات و غيره همه و همه عبادت است. البته به شرط خدايي بودن.
ولي در ميان اعمال عبادي نماز برجستگي و درخشندگي خاصي دارد و جلوه روشن تر عبادت و پرستش خدا به حساب مي آيد.
اوصاف نماز فلسفه و حکمتش فايده و آثارش شرايط و آدابش مکان و زمانش در آيات و روايات بسياري آمده است. که پرداختن به آنها بحثي طولاني خواهد شد. اما سعي مي کنم بر اساس قرآن و حديث، قطره اي درباره معارف اسلامي بازگويم. نماز بزرگترين عبادت و مهمترين سفارش همه انبياست. همان مسيرش را به نماز توصيه مي کند. حضرت عيسي در گهواره مي فرمايد: «قُرة عيني في الصلاة »
نماز فرضيه اي است که انسان را به ياد خدا مي آورد. نماز تجلي مکتب است. نماز دواي تکبر است. نماز وسيله تشکر و سپاس از نعمتهاي الهي است. عمود و پايه دين.
تشويقهاي کيفي در راستاي نماز.
مناسب کردن برنامه ها با ويژگي هاي روحي و رواني شرکت کنندگان.

به طور کلي زندگي مذهبي به يک معنا شکستن بن بستهاست. آدمهاي غير مذهبي در حصارهايي که خودشان براي خودشان درست کرده اند، زندگي مي کنند. ويليام جيمز که بعداً پدر روان شناسي در آمريکا مي نامند کتابي دارد تحت عنوان تجارت مذهبي و بنام دين و روان به فارسي ترجمه شده است. زندگي مذهبي به نظر او چشيدن طعم شيريني هاست. زندگي مذهبي يعني همراه شدن با گسترده هستي و بچه هايي که با احساس مذهبي رشد مي کنند از قدرت تخيل بيشتري برخوردار هستند و خلاقيت بيشتري دارند.
خانواده ها گفته شود که اگر ما مروري بکنيم به زندگي «مخترعان، مکتشفان، نام آوران» تاريخ علم و تکنولوژي در دنيا خواهيم ديد که از جمله ويژگي هاي اين افراد بوده است اين که «احساس مذهبي» دارند. رفتار مذهبي که نمودش .

اهميت دادن به نماز

از اسباب حضور قلب که اکثر علما به آن اشاره کرده اند اهتمام و اهميت دادن آدمي به نماز است چرا که يکي از امور فطري آن است که قلب ما به امور مهم توجه مي کند. چنانچه در زندگي خود آنچه براي ما پراهميت و مهم جلوه کند طريقه برخورد با آن هم جدي است. لذا نماز هم به مقدار در نظر نمازگزار مهم جلوه کند به همان تناسب توجه و حضور قلب در نماز وجود دارد. کسي که نماز را سرباز خود و يک تکليف طاقت فرسا مي پندارد به اهميت نماز پي نبرده است. چرا که هيچ کس احساس نيازي به نماز ندارد و در نتيجه آنکه قلب خود را در نماز متوجه امور مورد نياز و مصمم مي سازد از حضور قلب در محضر خداوند غافل و ساهي مي گردد.

1- از نظر دين
نماز ستون دين است که مرتب روح انسان را با خدا و صفات نيکوي الهي ارتباط مي دهد و روح سبوي رستگاري بکشاند، به اهداف خود نخواهد رسيد.

2- از نظر پزشکي
اَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُ القُلُوبُ.
هان ! با ياد خدا دلها آرامش مي يابد.                           سوره رعد آيه 28
امروزه بسياري از پزشکان دريافته اند که دعا و نماز و داشتن يک ايمان محکم به دين، نگراني، تشويق، يأس و ترس را که موجب نيم بيشتري از بيماري هاست بر طرف مي سازد.

3- از نظر رواني
قَد اَفلَحَ المُؤمنون الّذينُهم في ضَلالِهِم خاشعون
به راستي که مؤمنان رستگارند، کساني که در نمازشان خشوع مي ورزند.
                                                                                    سوره مؤمنون آيه 1-2
توجه و خشوع از شرايط مهم نماز است، وسيله ايست براي پرورش و تمرين حضور ذهن و تمرکز حواس که در زندگي بسيار حائز اهميت بوده بيشتر موفقيت هاي انسان در نتيجه همين تمرکز فکر و توجه کامل حضور ذهن است.
4- از نظر اخلاقي
اِنَّ الصلوة تَنهي عَنِ الفَحشاءَ و المُنکَر.
نماز آدمي را از بدي ها و تباهي ها باز مي دارد.           سوره عنکبوت آيه 45
نماز با توجه دادن به خدمت خدا صفات نيکوي الهي و روز قيامت آدمي را از بدي ها باز مي دارد و فضائل اخلاقي و انساني را در روي تقويت و به اخلاق الهي آراسته مي گرداند.
5- از نظر تربيتي و اجتماعي
اِلاّ المُصلنَ الّذينَ هُم عَلي صَلَواتِهِم ذائمُونَ و الَّذينَ في اَموالِهِم حَقٌ مَعلُومُ لِلسائل وَ المَحرُوم
نظافت و طهارت لباس و بدن، و غصبي نبودن لباس و محل نماز، وقت شناسي و غيره از شرايط محق نماز است و نمازگزار واقعي طبق آيات فوق کسي است که نمازش ترک نشود و قسمتي از اموال خود را از آن بينوايان و محرومين بداند. روز جزا را به ياد داشته خود را از عذاب پروردگار اين نداند و امان خود را از شهوتراني پاک نگاه دارد و به امانتها و عهد و پيمان خود وفادار باشد و براي حفظ حقوق مردم ترس نداشته باشد و براي شهادت قيام کند. افزون بر اينکه شعارهاي متن نماز خود سازنده و تربيت کننده فرد و اجتماع است.
6- از نظر سياسي
و يذکرُ اللهِ اَکبَرُ وَ اللهَ يعلَمُ ما تَمنَعُونَ
و مسلماً ذکر خدا برتر و بزرگتر است و خدا به هرچه کنيد آگاه است.
به نماز و مساجد اهميت دهيد که پرونده هاي دادگستري مال بي نمازها است و نماز جوان هاي (واقعي ) در دادگستري پرونده ندارد. نماز پشتوانه ملت است. نماز يک کارخانه انسان سازي است. نماز خوب فحشاء و منکر را از يک ملت بيرون مي کند. اينهايي که به مراکز فساد کشيده شده اند، بي نمازها هستند. ما با ذکر خدا پيش برويم و نماز بالاترين ذکر خداست. شما اي دانشجويان: مساجد را پر کنيد که مساجد سنگرند (محراب ) يعني جايي که جرب (جنگ و مبارزه ) از آنجا آغاز مي شود. شيطان ها از مساجد و نماز مي ترسند آنها مي خواهند از نماز جلوگيري کنند و بعد از خالي کردن سنگرها حمله کنند.

پاکيزگي  مسجد از خاک و خس
تنها گردگيري و تنظيف، و تعمير و تزيين و عطر پاشيدن در فضائي مسجد نيست که آن را داراي جاذبه مي کند بلکه تعمير و تزيين معنوي و عطر معنويت مسجد است که در جذب مردم بسوي آن نقش اساسي دارد. و اين بايد وجهه همت همه دوستداران نماز و مسجد باشد. براي تحقق اين هدف پيش نمازان، واعظان، اولياء و بنيان گذران مسجد و کليه کساني که خدمتگزار مساجد هستند، پاک و پاکيزه و خوش نيت و خوشبو باشد. بايد مساجد را از خاک و خس وجود متدينان و خدمتگزاران نا صالح و دروغين پاک و پاکيزه کنند. يا حذف اين گروه ها و آلودگي هاست که باطن مسجد داراي جاذبه مي شوند. حتي کساني که براي عبادت يا اهداف ديگري به مسجد مي روند بايد افراد مخلصي باشند. مسجد يک مکان مقدس است و جزء پاکان نبايد در آن گام بگذارند. مبادا که کسي به جاي آنکه آبادي و زينت و عطر مسجد باشد، ويراني و زشتي آن به حساب آيد و موجب بيزاري از نماز و مسجد گردد.
سـر صـالحان گفت روزي به مــرد                  که خاشاک مسجد بيفشان و گـرد
براي برگزار کردن نماز جماعت نمازگزاران رو به قبله در صفهاي منظم به نماز مي ايستند و يک نفر جلو مي ايستد و نماز دسته جمعي را رهبري مي کند (امام جماعت) نماز جماعت در درجه اول به رهبري عالي ترين نماينده حکومت اسلامي در هرمنطقه خوانده مي شود وگرنه خود مردم از ميان خود يک فرد شايسته را براي اين کار انتخاب مي کنند. در نماز جماعت حمد و سوره رکعت اول و دوم را فقط امام جماعت مي خواند و نمازگزاران ديگر گوش فرا مي دهند . ولي قسمتهاي ديگر نماز را همه با هم انجام مي دهند.
مقام و جايگاه جماعت در اسلام
نفس تجمع زندگي مؤمنان ارزش است. نماز جماعت از مصاديق تعاون در برّ و تقوي است؛ «تعاونو اعلي البرّ والتقوي » نماز تقوي است, برّ است؛ واصبرو وصابرو و رابطوا نماز رابطه جماعت است.اسلام از هر فرصتي براي تجمع مسلمين و مؤمنين بهره جسته است و اين دليل بر  اهميت آن است.
حج؛ يکي از مهم ترين مواردي است که اسلام به وسيله آن اهميت جماعت و تجمع مسلمين را گوشزد مي کند.
جمعه و نماز جمعه؛ تفاوت عطله و تعطيلي در فرهنگهاي ديگر با جمعه , اين است که در فرهنگ اسلام روز جمعه روز تجمع عمومي مسلمين و مؤمنين است.
نماز جماعت؛ «لا صلوة الا بالجماعة » با تعدد شرکت کنندگان و نماز در مساجد بزرگتر و مهمتر, ثواب نماز را چندين برابر مي کند.
در اعياد, در نماز عيد فطر و عيد قربان, در حج و در جهاد في سبيل ا... تجمع ارزش است.
آثار تربيتي و رواني تجمع در عبادات آن قدر زياد است که مجال شرح آنها نيست.

اهداف مربوط به جماعت در نماز

الف) ايجاد انگيزه و علاقه به شرکت در نماز جماعت
ب) ايجاد عادت به شرکت در نماز جماعت و به جماعت خواندن نماز
ج) آموزش تعاون در برگزاري نماز جماعت
د) آشنا کردن و آموزش چگونگي بر گزاري نماز جماعت و برنامه ها و احکام مربوط به آن
هـ) آشنايي با روحانيت و علماي عامل و رابطه عميق و قلبي با ايشان به عنوان «ربانيون هذه الاقه» و کاربرد شرط عدالت در امامت و امتيازهاي تقوي و احترام به سيادت علم و ذوشيةٍ في الاسلام .
و) آشنايي عملي با امام جماعت و مفهوم امام و هماهنگي ب منبع اصلی مطلب : پایگاه مجازی آموزشهای اسلامی-رضا قارزی
برچسب ها : نماز ,جماعت ,امام ,اسلام ,انسان ,جماعت، ,نماز جماعت ,نماز جماعت، ,حوزه عرصه ,امام جماعت ,دشمنان اسلام ,بيان کننده حاکميت ,امکانات موجود جامعه ,بي

اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : کتابچه اهمیت نماز جماعت-رضا قارزی