عقیده ,جامعه ,مردم ,قدرت ,دولت ,سياسي ,سرمايه داري ,سرمایه داری ,کنترل تمام ,شامل کنترل ,حکومت مردم ,کنترل مؤسسات اقتصادی ,تکنو کراسی حکومتی ,خصو
              مکتبهای مختلف سیاسی غیرالهی حاضر  --تهیه :رضا قارزی 

از آنجا که مکتبهای مختلف سیاسی غیرالهی  که در کشورهای مختلف جهان پیدا شده اند ، نسبتا" زیاد است ؛ لذا در این بخش فهرست وار مهم ترین مکتبهایی که پاره ای از آنها هنوز هم در دنیا پیروانی دارند را یاد می کنیم .
از آنجا که پاره ای از این مکتب ها از یکدیگر منشعب شده اند نباید از تشابه اعتقادات این مکاتب تعجب نمود و خاطر نشان می شود  که " ایسم " در اصطلاح به معنی عقیده و " ایست " نیز به معنی صاحب عقیده است . مانند : فاشیسم که معتقد به آن را فاشیست می گویند .
ايسم ، ايزم : پسوند ايسم يا افرم در زبان انگليسي كاربردهاي گوناگوني دارد.ولي آشناترين كاربرد آن در زبان فارسي آنجاست كه اين پسوند به دنبال نامها يا صفتها مي آيد و معني راي، عقيده، ايمان، مسلك، مذهب، مكتب، روش، آئين و گرايش مي دهد.

آبسولوتیسم :
عقیده به حکومت مطلقه و ریاست یک دیکتاتور بر  همه افراد جامعه است .
آپتی میسم :
عقیده به خوش بینی در امور مختلف .
آریستوکراسی :
عقیده به سپردن قدرت به چند نفر متمول یا قدرتمند دارای نسب .
آنارشیسم :
معنی آن یعنی هرج و مرج طلبی و معتقدین به این مکتب هدفشان این است که جامعه فاقد دولت باشد و هماهنگی از طریق قراردادهای دااوطلبانه بین افراد گوهها حفظ شود .
آنارکو سندیکالیسم :
عقیده به مخالفت با دولت و تحصیل قدرت به وسایل دموکراتیک است .
آنتیکریسم :
عقیده به عقاید و آداب قدیمی و کهن و اصالت هر چه کهنه تر است .
اتوکراسی :
عقیده به سپردن همه امور به یک نفر است .
اتوریتاریانیسم :
عقیده به تحت الشعاع بودن فرد در مقابل جامعه .
اسکولاریسم :
عقیده به اصالت امور دنیوی و هر چه که در دنیا موجود است .
امپریالیسم :
عقیده به ایجاد امپراتوری اقتصادی از راه تصرف سایر ممالک به هر وسیله ای که هست .
انتر ناسیونالیسم :
عقیده به اطاعت از قوانین جامعه جهانی .
اولیگارشی :
عقیده به یک حکومت چند نفره است که عده ای از ثروتمندان را تشکیل میدهد .
ایده آلیسم :
عقیده به پیروی سیاست از آرزوها و آمال افراد است .
بربریسم :
عقیده به توحش و بربریت و بدویت و فرار از مظاهر تمدن .
پاتریوتیسم :
عقیده به میهن پرستی و وطن دوستی افراطی .
پارلمانتاریسم :
عقیده به ایجاد مسئولیت توسط قوه مجریه در برابر قوه مقننه و پارلمان است .
پروتسیالیسم :
عقیده به عدم تمرکز امور کشور در پایتخت ممالک و تقسیم اختیارات بین ایالات .
پوزیتیویسم :
عقیده به وجود آثار قابل حس و مشاهده و طرد هر نوع فکر و اندیشه ی دیگر .
تروریسم :
عقیده به لزوم آدم کشی و ایجاد ترس و وحشت برای ادامه ی اداره ی حکومت است .
تئو کراسی :
عقیده به اداره کشور توسط روحانیون و بزرگان دین است .
دترمینیسم :
عقیده به جبر در مقابل اختیار .
دموکراسی :
شکلی از حکومت است که در آن حق اتخاذ تصمیمات سیاسی مستقیما" به وسیله ی شهروندان و بر مبنای قاعده ی اکثریت اعمال میشود که دموکراسی مستقیم است یا به وسیله نمایندگانی که از طرف مردم انتخاب میشوند ، اتخاذ تصمیم می کنند که دموکراسی نمایندگی است  .
دیالکتیک :
عقیده به بهبودی اساس و پایه ی هر فلسفه یا اصل و آیین مخصوصا" در امور مذهب .
سوسیالیسم ( لیبرال ) :
عقیده به کنترل وسایل تولیدی و مخالفت با کنترل توزیع محصول است .
سوسیالیسم ( پارلمانی) :
عقیده به ابراز مخالفت با دموکراسی پارلمانی است .
فاشیسم :
عقیده به افراط در استبداد برای پیش راندن جامعه  به سوی ترقی و تکامل است .
فئودالیسم :
عقیده به برقراری رژیم ارباب رعیتی و حکومت ملوک الطوایفی است .
کاپیتالیسم :
عقیده به سرمایه داری در کشور توسط عده ای اوباش است .
کالونیسم :
اعتقاد به اطاعت کورکورانه افراد از دین و مذهب است .
کمیته ایسم دموکراتیک :
عقیده به ضعیف شدن اصول دموکراسی به وسیله کمیسیون بازیهای متداول در دولتهاست .
کنسرواتیسم :
عقیده به محافظه کاری شدید در هر مورد دست به عصا راه رفتن است .
کوبی نیسم :
عقیده به تفوق نژادهای بشری ( نازیسم ) است .
لیبرالیسم :
عقیده به آزادی حرف در کلیه امور برای افراد بشر است .
ماتریالیسم :
عقیده به ماده و نفی بی چون و چرای هر چیز دیگر که مادی نیست .
ماکیاولیسم :
عقیده به ایجاد دولت مقتدر و سرکوبی سایر نیروها از هر راهی که امکان دارد .
مانرشی :
عقیده به رژیم حکومت سلطنتی ارتش است .
مرکانتالیسم :
عقیده به افزایش صادرات بر واردات برای ایجاد قدرت اقتصادی ملتهاست .
مکانیسم :
عقیده به ایجاد خشونت و سختی  وبی روحی و سردی در مقابله با پدیده هاست .
موبرکراسی :
عقیده به هو و جنجال و رجاله بازی برای پیش بردن مقاصد سیاسی و اقتصادی است .

میلیتاریسم :
عقیده به جنگ و حل هر گونه اختلاف بین دول به وسیله ی ارتش ها و مواد جنگی است .
ناسیونالیسم :
عقیده به سربلندی یک ملت بر سایر ملل و اطاعت از قوانین جامعه است .
نیهلیسم :
 عقیده به اینکه هیچ چیز در دنیا پایدار نیست و همه  چیز باید از بین برده شود .
آنارشيسم Anarchism
بي دولتي، بي سرودي، آنارشيسم : آنارشيسم از واژه ي يوناني «آنارشيا، گرفته شده و به معني بي سروري و فقدان رهبري و حكومت است مخالفانش آن را هرج و مرج طلبي ناميده اند. به موجب اين مكتب، انسان ذاتا داراي غريزه ي اجتماعي است و اگر به حال خود گذاشته شود، راه زندگي جمعي را در پيش مي گيرد. آنارشيسم به اصالت فرد و حفظ آزاديهاي فردي اهميت مي دهد. و هر نوع حكومت و قدمت سازمان يافته (حتي دولت پرولتاريايي) را به عنوان اينكه وسيله ي استثمار و خفقان مردم دست رد مي كند. و با مالكيت خصوصي نيز مخالف است. به نظر آنارشيستها، جامعه (به جاي هر نوع حكومت و سلطه) بايد بر اساس يك سلسله پيمانها و قراردادهاي اجتماعي منعقده بين افراد اداره شود. و امور مربوط به توليد و توزيع نيز در دست خود توليد كنندگان و مصرف كنندگان، قرار داشته باشد. آنارشيسم، خواستار يك مبارزه اي اجتماعي بي واسطه و اعتصاب عمومي در مقياس جهاني است. تا با يك اقدام قهرآميز ، نظام سرمايه داري برچيده شود و به جاي آن سوسياليسم بدون سازمان و قوه ي قهريه، مستقر گردد. شعار اصلي آنارشيسم، حذف قدرت و زائد دانستن دولت است. از نظر ماركسيست ها، آنارشيسم جز، جملات كلي عليه استثمار سرمايه داري و بدون درك ريشه ها و علت آنها چيزي نمي گويد. و به بهانه ي اينكه شخصيت انسان آزاد است، تنها عمل انفرادي را قبول دارد و اقدام متشكل جمعي مبارزه ي طبقاتي و نهضت اجتماعي را ناديده مي گيرد.
اكونوميسم Economism
اكونوميسم، اقتصاد گرايي، اقتصاد زدگي : اين اصطلاح مباحثه اي را نخستين بارلنين و پس از او ساير انقلابيون روسي به كار بردند. هدف آنها انتقاد از سوسيال دموكراتهايي بود كه به جاي پيشبرد آرمان انقلاب و سوسياليسم، كوشش خود را صرف جنبشهاي خود به خودي كارگران براي انجام اصلاحات اقتصادي و اجتماعي ناچيز و فوري مي كردند. اكونوميسم، مبارزه ي اقتصادي پرولتاريا را مقدم بر مبارزه ي سياسي و هدفهاي سوسياليستي وي قرار مي دهد در حاليكه كمونيستها، مبارزه ي اقتصادي را به عنوان زمينه اي جهت متشكل ساختن پرولتاريا در يك حزب انقلابي و به منظور تقويت و تكامل مبارزه ي طبقاتي آنها عليه نظام سرمايه داري به خدمت مي گيرند. اكونوميسم، علاوه بر نفي كار تبليغ و ترويج مستقل سياسي ضرورت ايجاد حزب پرولتاريا را نيز رد مي كند. و اصولا به خرده كاري در بين كارگران علاقه دارد.
2- عوامل اقتصادي را محور و علت پديده هاي ديگر دانستن و ساير عوامل و علل را فرعي دانستن.
3- اعتقاد به اينكه تمام پديده هاي زندگي بشر از اقتصاد سرچشمه مي گيرند. و از اين رو، تابع نظام اقتصادي با زيربناي جامعه اند. معتقدان به اين مكتب براي روبنا، اهميتي قائل نيستند.
اگزيستانسياليسم Existentialism
اگزيستانسياليسم، هستي گرايي، وجود گرايي، اصالت وجودبسته : اين مكتب، تنها مبحث قابل طرح در فلسفه را حالت روحي انسان مي داند، هستي مقوله ي اصلي در اگزيستانسياليسم است. به نظر هستي گرايان، انسان در استغراق عادي در زندگي روزانه وجود بي شخصيتي است كه هستي را درك نمي كند ولي ترس و دلهره كه در حالات فروي (مقابله با مرگ) دست مي دهد پايه ي آزادي انسان است. آزادي زماني ست كه انسان ديگر مانند شييء در د اخل جبر محيط طبيعي يا اجتماعي عمل نمي كند بلكه خود، عمل رفتار خود را انتخاب مي كند. و به حد وارستگي مي رسد. انسان آزاد، مسئول عمل خويش است و نمي تواند اين يا آن عمل خود را به اتكاء وجود ضرورتها توجيه نمايد. از نمايندگان معروف اين مكتب مي توان از مارتين هايدگر (1889-1976) كه با ماشيسم همراهي نمود و ژان پل سارتر (1905-1980) كه از صلح و جريانان مترقي هواداري كرد نام برد.
امپرياليسم Imperialism
امپرياليسم، سلطه گرايي، امپراطوري طلبي : 1 – اين واژه از ريشه ي لاتيني ايمپريو (امپراطوري) مشتق شده و يكي از شكلهاي قديمي كشورگشايي و سلطه در رقابتهاي سياسي بين جوامع انساني است.
2- تحميل سلطه يا قدرت يك دولت بر قلمروهاي ديگر با وسايل گوناگون به قصد استثمار و كسب امتيازات سياسي و اقتصادي.
3- تسلط سياسي و اقتصادي كشورهاي پيشرفته ي سرمايه داري بر كشورهاي توسعه نيافته يا در حال توسعه ي آسيا، افريقا و امريكاي لاتين . عده اي عقيده دارند. كه حتي در شرايط كنوني جهان نيز اشكال كلاسيك امپرياليسم مشاهده مي شود. (مانند اشغال گراندا، پاناما، هائيتي و جنگ همه جانبه ي عراق در منطقه ي خليج فارس). بديهي است كه ايالات متحده امريكا تنها بازيگر صحنه شمرده نمي شود. قدرتهاي بزرگ ديگر مثل فرانسه، آلمان ، ژاپن و انگلستان هم هر يك به شيوه ي خود هدف كنترل يا اعمال نفوذ در مستعمرات و مناطق نفوذ سابق را تعقيب مي كند.
4- لنين، امپرياليسم را عاليترين و آخرين مرحله ي سرمايه داري و جوهره ي آن را تسلط انحصارها و از بين رفتن رقابت آزاد توصيف كرده است. و پنج مشخصه ي زير را براي امپرياليسم برشمرده است: « 1 تمركز و تراكم توليد و سرمايه موجب ايجاد انحصارها مي شود 2- سرمايه ي صنعتي و بانكي با هم آميخته مي شود و سرمايه ي مالي و اليگارشي مالي را پديد مي آورد. 3- صدور سرمايه به جاي صدور كالا اهميت ويژه اي پيدا مي كند. 4- سنديكاها و كنسرتهاي بين المللي انحصاري سرمايه داران تشكيل مي شود كه به صورت كارتلها، نزاستها و كنسرسيومها، جهان را از نظر اقتصادي بين خود تقسيم مي كنند. 5- تقسيم منطقه اي سرزمينهاي جهان بين بزرگترين دولتهاي سرمايه داري به پايان مي رسد و مساله ي تقسيم مجدد آنها مطرح مي شود.»
به طور كلي، امپرياليسم داراي صورتهاي گوناگوني مثل انحصار مواد اوليه، كنترل بازارها ، كسب امتياز، تسلط بر جريانات پولي بين المللي، سرمايه گذاري براي توليد هر چه بيشتر كالا به سود اقتصاد مسلط، كمك مالي و اقتصادي براي كسب منفعت و امتياز ويژه، انضمام و اشغال سرزمينهاست.
انترناسيوناليسم Internationalism
1 روش فكري مبتني بر لزوم همكاري و همبستگي نزديك ملتهاي جهان تا حدي كه به تشكيل حكومت جهاني منتهي شود و منافع ملي و سياسي و اقتصادي و نظامي ملتهاي مختلف، تحت الشعاع آن قرار گيرد و در منافع جامعه ي جهاني مستحيل شود. 2- همبستگي بين المللي و اتحاد نيروهاي انقلابي جهان در مبارزه عليه امپرياليسم و ارتجاع و به خاطر ترقي اجتماعي.
اومانيسم Hamanism
انسان باوري، انسان گرايي، انسان دوستي، هومانيسم، اومانيسم، انسان مداري :
واژه ي متداول در علوم انساني كه معاني گوناگون دارد. و به طور كلي عبارتست از مجموعه نظريات حاكي از احترام به فضايل انساني و علاقه به سعادتمندي و تكامل جامع، سريع و ايجاد شرايط مادي و معنوي تعالي انسان. هومانيسم در عصر حاضر از كوشش براي ايجاد شرايط مادي و معنوي تعالي انسان جدايي ناپذير است.
در تاريخ تمدن غرب، نام نهضتي است كه به رنسانس و تجديد حيات علم و فرهنگ و هنر و طرح مسائل اجتماعي و سياسي و تربيتي خارج از محيط سلطه ي پاپها منجر شد. هومانيسم شعار خود را براساس سخن پروتا گو راس فيلسوف يوناني كه گفت انسان ميزان همه چيز است. بيان مي نمود. و بدين ترتيب، مفهوم انسان را جانشين خدا و كليسا و بسيج ساخت و فردگرايي و خودخواهي معتدل را ترويج كرد و خوش بيني اين جهاني را به جاي اعتقاد به بقاي روح و وعده ي بهشت برگزيد. و توجه به عمل و زندگي روزمره را جايگزين اعتقاد به ماوراي طبيعت و مسيحيت نمود از ايدئولوژي انسان گرايي دو مكتب به وجود آمد. يكي ليبراليسم كه مسلك اقشار شهري و به ويژه روشنفكراني بود كه با قيد و بندهاي نظام اجتماعي موجود موافق نبودند و بعدها ايدئولوژي مسلط در جوامع سرمايه داري شد. و ديگري سوسياليسم كه اصلاح وضع اقشار محروم جامعه را درنظر داشت و به دو نوع سوسياليسم تخيلي و سوسياليسم علمي تقسيم مي شود. مبارزه بين سوسياليسم علمي و ليبراليسم كه هر دو مدعي اصلاح و بهبود وضع انسانند همچنان ادامه دارد. از جمله نمايندگان هومانيسم در اروپا مي توان : دانته، داوينچي، ميكل آنژ، گاليله، دكارت، لوتر، شكسپير، نيوتن، سروانتس، كپرنيك، اراسموس و بوكاچيو را نام برد.
ايده آليسم Idealism
ايده آليسم، آرمانگرايي 18 نظريه اي كه براساس آن، ارزشهاي روحي و ذهني در جهان اصالت دارند 2- مكتبي كه شعور به شكل عقل محض را مقدم بر ماده مي شمارد و آن را خالق جهان مادي مي داند. ايده آليسم عيني، جهان واقعي خارج از ذهن بشر را قبول دارد ولي آن را مانند هگل نتيجه ي تكامل عقل محض مي داند. كه تنها در سير نزولي خود به جهان مادي يا ناسوتي بدل شده و به صورت ماده درآمده است. ايده آليسم ذهني كه اسقف بركلي نماينده ي آن است،منكر وجود جهان عيني و مادي خارج از ذهن بشر است. در فلسفه ي سياسي، دو مكتب ايده آليسم و رئاليسم در مقابل يكديگر قرار دارند. ايده آليستها، امور و روابط بين الملل را بر مبناي اخلاق، عدالت، اعتماد، و تعهد درنظر مي گيرند و اعتقاد دارند كه سياست، بايد مطابق آرمانها با اصول متعالي عمل كند. در حاليكه رئاليستها. امور و روابط بين المللي را بر حسب قدرت مورد توجه قرار مي د هند. و طرفدار حفظ وضع موجود، محافظه كاري، و اتكاء به سياست (با اخلاق) مي باشند.
بابونيسم Babeufism
بابوفيسم، مساوات طلبي افراطي : طرفداري افراطي از مساوات اقتصادي و اجتماعي و سياسي. اين واژه از نام فرانسوانوئل بابوف (1760-1797) يكي از پيشوايان انقلاب كبير فرانسه گرفته شده كه انجمني را براي ترويج مساوات اقتصادي تشكيل داد.
هيات مديره ي انقلاب، اين انجمن را مردود ساخت و با بوف و هواداران او نيز توطئه ي طرفداران مساوات را براي سقوط حكومت طرح كردند. توطئه ي آنها كشف شد و بابوف به اعدام محكوم گرديد و كترين بابوف از اين جهت حائز اهميت است كه اول بار، كمونيسم را به عنوان يك برنامه ي سياسي عرضه نمود. كمونيسم بابوف با كمونيسم ماركس و انگلس در اين زمينه تفاوت دارد كه روشي براي توليد و سازماندهي كار ارائه نمي دهد. بلكه فقط معطوف به توزيع برابر ثروت است.
بلشويسم Bolshevism
تئوري و تاكتيكهاي لنينيسم يا انديشه و جريان سياسي جناح اكثريت در حزب سوسيال دموكرات روسيه ي تزاري به رهبري لنين (1870-1924) طرفدار انقلاب فوري و برقراري ديكتاتوري پرولتاريا كه در مقابل منشوليسم به رهبري پلخانوف (1856-191 و مارتوف (1873-1923) قرار دارد كه طرفدار پيمودن مرحله ي سرمايه داري يا دموكراسي بورژوازي براي رسيدن به سوسياليسم بودند. هواداران بلشويسم را بلشويك مي نامند.
بناپارتيسم Bonapartism
1 نظريه غلبه بر نابسامانيهاي اجتماعي با توسل به حكومت ديكتاتوري يك فرمانده ي مقتدر نظامي 20 از نام ناپلئون بناپارت گرفته شد، و مربوط است به نوع حكومت ناپلوئن و خانواده ي او. بناپارتيسم مرادف نظام قيصري است. و به خط مشي يا سياستي اطلاق مي شود كه حكومت ديكتاتوري را از طريق يك رهبر محبوب عامه تاييد نموده و از آن دفاع مي كند، رهبري كه ظاهرا از طرف مردم ، قيوميت مردم را برعهده مي گيرد. اين واژه در ادبيات سياسي چپ به معني عوامفريبي نيز به كار رفته است.
پاتريمونياليسم Patrimonialism
پاتريمونياليسم، سلطه ي موروثي، سلطنت پدر ـ ميراثي : شكلي از حاكميت سياسي سنتي يا نظامي كه در آن حكومت به مثابه ي ملك شخصي سلطان يا فرمانرواست. در اين نظام، يك خاندان پادشاهي، قدرت مطلقه را از طريق دستگاه ديواني اعمال مي كند. كارگزاران و زيردستان فرمانروا اغلب از ميان غلامان و بزرگان و مزدوران خارجي تامين مي شوند؛ مشاغل اداري با مشاغل داخلي دربار ارتباط دارد تمام امور و امتيازات اقتصادي در سطح مملكت در درجه ي اول در انحصار فرمانروا و خانواده ي اوست و رعايا و ملازمان فرمانروا از خدمات و امكانات چشمگير برخوردارند. به نظر ماكس و بر، نظامهاي پاتريمونيال به علت گرايشات سنتي گروه حاكم در جهت فعاليتهاي تجاري و اقتصادي، خودسري آنها و سلب آزادي فعاليت اقتصادي خصوصي براي رعايا، نتيجه اي جز عقب ماندگي اقتصادي جامعه در برنداشتند و مانع عمده اي در راه رشد نيروهاي بورژوازي و توسعه سرمايه داري بوده است.
پان اسلاميسم Pan-Islamism
پان اسلاميسم، اتحاد اسلام، وحدت اسلامي : جنبش براي وحدت كشورهاي اسلامي كه تحت نفوذ فكري سيد جمال الدين اسد آبادي در قرن نوزدهم آغاز شد وي مهمترين و فرمن ترين درد جامعه ي اسلامي را استبداد داخلي و استعمار خارجي تشخيص داد و با اين دو به شدت مبارزه كرد. سيد جمال الدين اسد آبادي براي مبارزه با اين دو عامل فلج كننده، آگاهي سياسي و شركت فعالانه ي مسلمانان را در سياست واجب دانست. و براي بازيافتن عظمت مسلمانان، بازگشت به اسلام نخستين را لازم دانست. و اتحاد اسلام، (تشكيل صنف واحد در مقابل دشمن غارتگرا) را تبليغ مي كرد. امروزه، كشش پر قدرت مردم مسلمان براي اتحاد، به صورت يك عامل تعيين كننده ي سياسي در سرنوشت ملتهاي مسلمان در آمده.
پراگماتيسم Pragmatism
مصلحت گرايي، عملگرايي ، واقع بيني، مكتب اصالت عمل، پراگمانيسم : مكتبي كه ارزش افكار و اعمال را از روي فوايد و نتايج عملي آنها مي داند. ويليام جيمز (1842- 1910) پايه گذار پراگماتيسم است كه در ايالات متحد امريكا رواج دارد. جيمز، تعريف متداول حقيقت را كه مطابقت فكر با واقع يا تطابق شناخت با هستي (واقعيت خارجي) است، اينگونه اصلاح كرده كه اين مطابقت بايد در عمل باشد و موفقيت در نيل به خواسته هايمان را بهتر تامين كند. به طور كلي پراگماتيسم ديدگاهي است كه بر آنچه مي توان در دنياي واقع انجام داد تاكيد دارد تا برآنچه كه بايد در يك دنياي آرماني انجام گيرد. مصلحت خواهي كه نتيجه ي زندگي كاسبكارانه است باعث مي شود تا مردم از شناخت عميق واقعيت باز مانند.

پست مدرنيسم Post-Modernism
اين واژه را ظاهرا براي اولين بار يك نقاش انگليسي به نام جان چاپمن در اواخر قرن نوزدهم و در توصيف نوعي نقاشي به كار برد كه فوتر و پيشتاز تراز نقاشي آن زمان بود.
سپس در سال 1917 توسط رودولف پانوتيز در كتاب بحران فرهنگ اروپايي و در توصيف نيهيليسم و سقوط ارزشهاي فرهنگي اروپا به كار رفت. پس نوگرايان، فلسفه ي خود را بر نفي شالوده ي «خردگرايي» و «روشنگري» نهاده اند. روشنگران با تاكيد بر مفاهيمي مثل عقل و تجارب مستقيم نه تنها براي بازكردن راه ترقي كوشش كردند، بلكه در قلمرو سياست نيز با اتكا به حكومت قانون به دفاع از حقوق طبيعي بشر پرداخته. پس نوگرايي با كليت بخشيدن به هر نوع عملي كه براساس عقل استوار باشد مخالف است. به عكس ايدئولوژيهاي مدرن كه در فكر پايان دادن به سرگشتگي بشرند، در ايدئولوژيهاي فرانوگرا، اين سرگشتگي، اجتناب ناپذير مي باشد. و آينده نيز محصول حوادث غيرمنتظره است. در حوزه ي عمل سياسي، فرانوگرايان، عقيده دارند كه مبارزه ي طبقه ي كارگر رو به خاموشي نهاده و در جوامع پيشرفته ي صنعتي در دل منافع نظام سرمايه داري مستحيل شده و اصولا خواسته ها و مبارزات فراطبقاتي مثل زيست محيط گرايي يا نهضت حفاظت از محيط زيست و دفاع از حقوق همجنس گرايان، جايگزين آن شده است. به نظر دانيل بل جامعه شناس امريكايي، دوره ي فرانوگرايي، دوره ي ضد هنجارهاي بورژوازي و نفي هويت اجتماعي، فردگرايي افراطي، عصر لذت جوييهاي آني و كور و عصيان عليه فرهنگ نوگرايي، سياست دموكراتيك و اقتصاد سرمايه داري و ارزشهاي مذهبي است. فردريك جيمسون نيز در سال 1991 در كتاب «پست مدرنيسم يا منطق فرهنگي سرمايه داري مختصر» فرانوگرايي را پاسخي فرهنگي به آخرين دگرگوني سيستماتيك .
پلی سانتریسم polycentrism
چند مرکزی، پلی سانتریسم : 1- اعتقاد به تقسیم یک سازمان یا جنبش واحد به چند مرکز مستقل قدرت. 2- دکترین مبتنی بر کدورت مراکز فکری و رهبری کمونیستی که در سال 1956 توسط پالیمر وتولیاتی رهبرحزب کمونیست ایتالیا، در مورد احزاب کمونیست مطرح شد. پلی سانتریسم به این معنی است ه احزاب کمونیست کشورهای مختلف باید بر اساس ویژگیهای جامعه ی خود شکل بگیرند و در امور خویش آزادانه تصمیم بگیرند و هیچ حزبی نباید نظریات و سیاستهای خود را به دیگران تحمیل کند. پیروان این دکترین، وجود مرکز مبنی واحد را برای احزاب کمونیست رد می کنند.

پوپولیسم
پوپولیسم, عوام گرایی، مردم باوری : 1- جلب پشتیبانی مردم با توسط به وعده های کلی و مبهم و معمولاً تحت کنترل رهبر فره مند و شعارهای ضد امپریالستی. 2- پیشبرد هدفهای سیاسی، مستقل از نهادها و احزاب موجود، با فراخوانی توده ی مردم به اعمال فشار مستقیم بر حکومت. 3- بزرگداشت و تقدیس مردم یا خلق به اعتماد به اینکه هدفهای سیاسی باید به اراده ی مردم و جدا از احزاب یا سازمانهای سیاسی پیش برده شوند. آیین و سنت سیاسی پوپولیستی در هر کشوری دارای شکل ویژه ای است. در نهضتهای پوپولیستی معمولاً اختلافی آشکار یا صنفی میان طبقات مختلف با منانع متفاوت و گاه متعارض برقرار میشود تداخل اقشار گوناگون در این نهضتها به طور عمده ناشی از عدم تشكل طبقاتی و عدم وجود مرزبندی روشن طبقاتی است. پوپولیسم دارای مشخصات عوام فریب، تقدیس شخص رهبر، تعصب، تکیه به توده های محروم و از خودبیگنه، نداشتن ایدئولوژی مشخص، اصلاح طلبی بورزوایی بودن و عناصری از ضریت با امپرابیسم و ملی گرایی است. توسعه خواهی، پروبال دادن به نیروهای وابسته به بازار داخلی و گاه آزادیهای سند و دموکراتیک از خصلتهاي عمده ی دوران پوپولیسم است. پوپولیسم ممکن است چپ باشد یا راست. و یا هيچكدام از اینها نباشد ولی معمولاً ارتجاعی است و خواهان بازگشت به فضایل دوران گذشته است./ پوپولیسم که در کشورهای امریکایی لاتین بیشتر از هر جای دیگر شایع است و می خواهد با جایگزین کردن مراحل عقب مانده تر سرمایه داری، آن را از میان بردارد. معمولاً پوپولیسم در نهایت به عاملی در جهت جلوگیری از تعمیق و شعله ور شدن آتش مبارزات توده های انقلابی علیه نظام سرمایه داری بین المللی و امپرالیسم تبدیل می شود. اندیشه ی پوپولیستی ظاهراً نخستین بار در دهه ی 1860 در بین روشنفکران رادیکان روسیه و به طور مشخص در بین نار و دنیکها یا خلقیون به وجود آمد که اعتقاد داشتند روسیه ی تزاری، می تواند بدون گذار از مرحله ی سرمایه داری، با اتکا به تنها دهقانی به سوسیالیسم برسد.
تروريسم Terorism
1- نظام حكومت ترور و اعقتاد به لزوم آدم كشي و ايجاد وحشت در ميان مردم و يا نظام فكري كه هر نوع علمي را براي رسيدن به هدف سياسي مجاز مي شمارد. 2- كاربرد سيستماتيك ترور، به ويژه به عنوان وسيله ي اجبار يا روا شمردن اقدامات داراي ماهيت وحشت آفريتي در اذهان عامه و گروههاي انساني، مثل تروريسم انقلابي براي ساقط كردن حكومت، تروريسم ظالمانه براي حفظ حكومت يا دفاع از آن، تروريسم شبه انقلاب كه از ترور براي نسل به هدفهايي مثل وادار كردن حكومت به تغيير سياست يا واكنش به سياست حكومت استفاده مي كند. 3- تروريسم به معني مبارزه ي تروريستي روشنفكران انقلابي جدا از توده ها، عبارت است از يك جريان خرده بورژوايي كه در مرحله اي از جنبش انقلابي در اروپا ظاهر شد. تروريسم به تئوري قرمانان فعال و توده هاي غير فعالي كه در انتظار هنر نمائي اين قهرمانان هستند معتقد است. اعتقاد تروريسم به اين تئوري در اساسي ترين نمودهايش به صورت ناتواني كامل در شناخت جنبش توده اي و فقدان ايمان به آن، عدم درك نيازمندي و كمبودهاي جنبش عدم توانايي در آميختن فعاليت انقلابي خود با جنبش توده اي و بي ارزش تلقي كردن فعايت انقلابي توده ها و در نتيجه، ناگزير به شكل توسل به ترور انفرادي براي خاموش ساختن احساسات خشم آگين و انرژي انقلابي خويش و جستجوي وسايل تهييج مصنوعي و نظاير اينها متجلي مي شود. ترور انفرادي، عوام فريبان و ستمگران را به خطر نمي اندازد و يا اگر حتي جامعه را موقتاً از شر سخنگوي كه در رأس آن ممكن است قرار گرفته باشند، خلاص كند، رژيم ستمگري و نظام عوامفريبي را محفوظ نگه مي دارد و اصولاً جز در موارد خاص، هرگز نمي توانند راه انقلاب يا تحولات سياسي را بگشايد.

تزاريسم Tsarism
تزار، عنوان امپراطوران سابق روسيه است. اين لفظ مدتها مشتق از عنوان رومي قيصر تصور مي شد، حال آنكه از يك لفظ زبان اسلاووني كهن (به معني شاه يا امپراطور) و از رشيدي تاتاري است. اصلاح تزاريسم اشاره است به استبداد سلطنت فردي و قدرت مطلقه ي امپراطوري كه با ستمگري همراه باشد به اين معني مي توان آن را مترادف دسپويسيتم و اتوكراسي دانست.توتاليتاريسم Totalitarism
استبداد همه گير، توتاليتاريانيسم، حكومت تك حزبي خودكامه، يكه تازي : 1- شيوه اي اداري بسيار خشن و خودكامانه اي كه حاكميت گروهي محدود را ضمن محو هر گونه دموكراسي و آزادي و دست زدن به خونريزي و ترور، مجاز مي شمارد. 2- نظارت دولت بر كليه ي شئون زندگي اجتماعي و انحصار قدرت سياسي در دست يك حزب حاكم و حذف كليه ي اشكال نظارت دموكراتيك جامعه و توسل به ترور براي سركوب هر گونه مخالفت، تسلط يك فرد در رأس حزب و دولت و تلاش براي شكل دادن به جامعه بر اساس ايدئولوژي حزبي و تجهينه مجموع قواي جمعه در راه هدفهاي حزب و دولت و از ين بردن آزادي فرد. اين واژه توسط موسوليني ابداع شد. و طبق تعريف او، نظامي است كه در آن همه چيز به خاطر دولت وجود دارد و هيچ چيز خارج از دولت و عليه دولت نيست. به طور كلي در نظام استبداد همه گير، هر فرد جزئي از كل جامعه و در خدمت آن است، قدرت دولت بر ايدئولوژي خاصي متكي است و اينكه دولت، قدرت خود را منبعث از توده هاي مردم مي داندچارتيسم Chartism
نهضت اصلاح طلب انگليسي كه سرلوحه ي مرامش توسعه ي اصلاحات پارلماني برد. پيشرفت اين نهضت، مرهون جماعتي از كارگران بود كه خود را چارتيستها يا منشوريون مي خواندند. و وجه تسميه ان نيز اين بود كه جماعت مزبور در سال 1838 سندي را تنظيم كرده بودند كه به منشور خلق شهرت داشت. عده ي معدودي از چارتيستها به طور آشكار سورسياليست بودند ولي به هر حال همگي با نظام سرمايه داري مخالفت داشتند و معتقد بودند كه اولين اقدام آنها بايد اعزام نمايندگان طبقه ي كارگر به پارلمان باشد. رهبران نهضت مزبور در منشور سال 1838 خواسته هاي خود را به شرح زير عنوان كردند : 1- انتخاب نمايندگان مجلس عوام همه ساله صورت پذيرد. 2- عموم افراد بالغ مذكور در انتخابات مزبور شركت نمايند. 3- اخذ راي به صورت مخفي انجام شود. 4- كشور به حوزه هاي انتخاباتي مساوي تقسيم گردد. 5- شرط تملك از شرطهاي عضويت براي مجلس عوام حذف شود زيرا وجود اين شرط، نظريه ي قديمي پارلمان مركب از بزرگزادگان بي نياز باشد را حفظ مي كرد. 6- به نمايندگن منتخب پارلمان مقرري داده شود تا افراد كم بضاعت هم بتوانند به عضويت پارلمان درآيند.دپارتمانتاليسم Departmentalism
دپارتمانتاليسم، اعتقاد به تقسيم وظايف : اعتقاد به روش عدم تمركز در اداره ي كشور و تفويض اختيارات وسيع به مسئولين اداره ي امور تقسيمات كوچك كشوري.
دگماتيسم Dogmatism
فلسفه ي جزمي، دگماتيسم، جزم انديشي، خشك انديشي : روش فكري كه اساس آن را مفاهيم تغيير ناپذير و دستورات جامد و بدون توجه به دستاوردهاي علمي و عملي جديد و شرايط مشخص زمان و مكان تشكيل مي دهد. در نهضتهاي كارگري به مفهوم انزواطلبي، رد ماركسيسم خلاق،ذهن گرايي و فقدان تماس بازندگي عملي است.
دموكراتيسم democratism
تئوري، نظام يا اصول دموكراسي.
ريويزيونيسم Revisionism
تجديد نظر طلبي، ريويزيونسيم : در ادبيات سياسي چپ يعني گرايشي در جنبش طبقه ي كارگر كه – به نفع بورژوازي – درصد كم بها دادن، سست كردن و از بين بردن ماركسيسم به وسيله ي تجديدنظر در اصول اساسي آن است. نمايندگان اصلي تجديدنظر طلبي كهن، ادوراد برنشتاين و كارل كائوتسكي بودند. نفي ضرورت انقلاب و انتقال قدرت به دست برولتاريا و نفي نقش رهبري كننده ي حزب كمونيست و نفي مبارزه ي طبقاتي از جنبه هاي تجديدنظر طلبي است. تجديد نظر در ماركسيسم هم از چپ و هم از راست صورت مي گيرد.تجديد نظر طلبي راست در جهت منافع بورژوازي و انصراف از انقلاب اجتماعي دست و تجديد نظر طلبي چپ در جهت روحيات انقلابي نماي خرده بورژوازي و تسريع تحميلي روند تكامل اجتماع در جهت حادثه جوئي و ناچيز گرفتن عوامل عيني است.
ژاكوبينسيم
طرفداري سرسختانه از دموكراسي و تساوي مطلق كه از Jacobinism عنوان ژاكوبنها، جمعيت نيرومند انقلابي و سياسي دوران انقلاب كبير فرانسه گرفته شده است آنها چون جلسات خود را در صومعه فرقه ي مذهبي ژاكوبن (يعقوبي) تشكيل مي دادند، به اين نام معروف شدند. ژاكوبنهاي انقلاب فراسنه در سياست، طرفدار روشهاي قاطع و راديكال بودند و به همين جهت در جنبشهاي كشورهاي ديگر نيز افراطيون را به اين نام خوانده اند لنين رهبر انقلاب اكتبر روسيه، هواداران خود را ژاكوبنهاي وابسته به طبقه ي كارگر ناميد.
سانتراليسم Centralism
تحت تبعيت قراردادن قدرتهاي محلي و منطقه اي از طريق يك قدرت مركزي كه بر فراز قدرتهاي ديگر است ساتنراليسم ، نوعي نظام سياسي، اداري و اقتصادي است كه به موجب آن، كليه ي واحدهاي يك كشور يا سازمان از جانب يك مركز نظارت و اداره مي شوند.
سانتريسم Centrism
مركز گرايي، سانتريسم : 1ـ دكترين دنبال كردن مركز سياسي يا پيروي از يك سياست حد وسط (بين چپ افراطي و راست افراطي) 2ـ جنبشي درون حزب كمونيست لهستان در ارتباط با گومولكا كه مخالف افراط گرايي دسته بندي هاي رقيب، و موافق وجود مركزيتي واحد براي احزاب كمونيست و ايجاد فضاي باز سياسي در لهستان بود.
سزاريسم Czarism
واژه ي سزاريسم مترادفي است براي واژه هاي تزاريسم و نظام قيصري و به مفهوم اعمال قدرت مطلقه از جانب يك فرمانروا بر اتباع خود يا به وسيله ي يك حكومت بر شهروندان خود، بدون توجه به قانون اساسي يا قوانين بازدارنده ي ديگر. واژه ي سزاريسم همچنين در سال 1855 در مورد نوع حكومت شارل لوئمي ناپلوئون (1808ـ1873) معروف به ناپلئون سوم (رئيس جمهوري دوم فرانسه) به كار رفته است كه در سال 1852 با يك كودتا، قوه ي مقننه را منحل ساخت و خود را امپراطور خواند و حكومتي به سبك سزار (قيصر) تشكيل داد و تا سال 1860 با استبداد و قدرت تمام حكومت كرد. ناپلئون سوم به تدريج از سخت گيريهاي استبداد كاست و در سال 1863 قديمي ظاهرا دموكراتيك برقرار نمود.
سكتاريسم، فرقه گرايي Sectarism
قطع رابطه با افراد بيرون از فرقه، تعصب شديد نسبت به گروه خود و تبديل شدن به دسته ي جدا از مردم. در ادبيات سياسي چپ، به گونه اي انحراف سياسي در احزاب و سازمانهاي كمونيستي اطلاق مي شود كه ناشي از دگماتيسم و چپ روي است و وجه مشخصه ي آن ، جلو دويدن و يا عقب ماندن از حركت سياسي توده هاست.
سكولاريسم Secularism
جدايي سياست از دين ، ناديني گري، جدا انگاري دين و دولت، سكولاريسم :‌ اعتقاد به انتقال مرجعيت از نهادهاي ديني به اشخاص يا سازمانهاي غير ديني. براساس اين نظريه در امور اجتماعي، سياست اصالت دارد نه دين كه داراي جنبه ي فردي و عبادي است. فكر لزوم تفكيك دين و سياست به خاطر اختلافات ناشي از آميختگي امور روحاني و امور دنيوي ابتدا در جامعه ي مسيحيت و روم ظاهر شد. مستند جدايي دين و سياست، ظاهراً اين عبارت مسيح است كه در جواب فريسيان كه پرسيده بودند آيا بايد به قيصر جزيه داد، گفته بود، مال قيصر را به قيصر اما كنيد و حال خدا را به خدا. مع هذا، در قرون وسطي عملا مرزي ميان سياست و دين وجود نداشت. در قرون معاصر، فلسفه ي دموكراسي طرفدار تفكيك دين از دولت گرديد به طوريكه اين است به عنوان جزئي از قانون اساسي كشورهاي غربي درآمد.
سنديكاليسم Syndicalism
سنديكاليسم، نهضت اتحاديه هاي صنفي :‌ نهضت كارگراني كه به مبارزه عليه سرمايه داري اعتقاد دارند اما رسيدن به هدف خود را از راه مبارزه ي اقتصادي مي جويند در حاليكه سوسياليستها مبارزه ي سياسي را وسيله ي نيل به هدف مي دانند. سنديكاليسم، اساس خود را از سوسياليسم و بخشي از نظريات آنارشيستي گرفته و كوشش مي كند تا از طريق اتحاديه هاي كارگري و مبارزه ي اقتصادي، دولت سرمايه داري را به شكلي غير سازماني سرنگون كند.
جریان انسان مداری (اومانیسم) در تفکر فلسفی- اخلاقی اسلام در میان فیلسوفان ایرانی ، شماری را می توان «انسان مداران اسلامی » خواند؛ یعنی فهرستی كه عموماً ابن مسكویه، ابوحیان توحیدی و استادش ابوسلیمان سجستانی و بسیاری از چهره های فرعی آن عصر را در برمی گیرد. دلیل اینكه چرا چنین عنوانی (برای این اندیشمندان ) به كار رفته است بیشتر با خصوصیت اندیشه ای كه این اندیشمندان مطرح كرده اند مناسبت دارد كه ظاهراًاز بسیاری آثار اسلاف و اخلاف ایشان جسورانه تر و بی پرده تر است . آنها ظاهراً مقام دین ، و حتی مقام اسلام ، را خفیف شمرده اند، البته بدون آنكه اهمیت آن را انكار كنند، و وظیفه ی خود را مبتنی بر تحلیل انسان بماهو انسان در تقابل با انسان بماهو مسلمان قلمداد كرده اند. آثار ایشان در موارد زیادی نشان می دهد كه برای عقل محض اهمیتی فراتر از آنچه در نزد بسیاری از فلاسفه یافت می شود قایلند. این اندیشمندان در زمانی مشغول به كار بودند كه فرهنگ عالم اسلامی اعتماد به نفس فراوانی داشت و بغداد مركز فعّال تمدنی گسترده دارای صحنه های متعدد با خدمه ی رسمی و طلاب علوم بوده است . نیمه ی دوم قرن چهارم / دهم كه آل بویه حكومت را در اختیار داشتند شاید نقطه ی اوج چیزی باشد كه می توان آن را «انسان مداری » نامید. از آن پس جمّ غفیری از محصّلان مختلف برغم پیش زمینه ها و تعهدات دینی گوناگون به «علوم الاوایل » و زبان مشتركی كه درباره ی آن تبادل افكار گرایش یافتند. برخی از مفسّران این عصر، مكتب فلسفی فارابی را پیشرو دانسته اند و نفوذ فارابی به راستی از اهمیتی عظیم برخوردار است . یقیناً سرلوحه ی این عصر به دست او رقم خورد و سزاوار است سلسله سندی را مورد توجه قرار دهیم كه او را به عصری كه بر تحلیل آن مشغولیم متصل كرده است

 وهمچنین:

فاشیسم
    فاشیسم از کلمه ایتالیایی فاشیو به معنای دسته گرفته شده و این نامی است که رزمندگان ایتالیایی جنگ جهانی اول در فردای جنگ بر مجمع خود نهادند.
  فاشیسم مانند سوویت تعیین کننده گروهی است که دارای همبستگی عقیدتی نیز می باشد.

--------------------------------------------------------------------------------
انتر ناسیونالیسم
عقاید وسیاستهایی که بر منافع مشترک اقوام و ملتها تکیه می کند و با ملی گرایی
 ( ناسیونالیسم) مخالف است.
--------------------------------------------------------------------------------
دموکراسی ( مردم سالاری ):

اصطلاح دموکراسی از اصطلاحات موضوعه تمدن یونان باستان است و مراد از  آن حکومت مردم بر مردم است ، امروزه سیستم دموکراسی عبارت از حکومت مردم است که بوسیله اکثریت آحاد ملت از طریق انتخاب نمایندگان و تشکیل مجلس ملی اجرا میگردد ، دموکراسی عبارت است از حق همگانی برای شرکت در تصمیم گیری در تمامی جامعه ، در موارد بخصوصی زمامدار می تواند مستقیما به آراء عمومی مراجعه نماید که آنرا رفراندوم یا رجوع به آراء عمومی گویند .


--------------------------------------------------------------------------------
رادیکالیسم

 گرایش به دیدگاه سیاسی تندرو در مقابل میانه روی ، احترام به مالکیت خصوصی افراد معنای آن یعنی تندروی ، دیدگاه های تند پیرامون مسائل سیاسی
--------------------------------------------------------------------------------
سوسیالیسم   SOCIALISM
از آنجا که این مکتب مدعیان بسیاردارد لذا یک تعریف واحد و قطعی ازآن امکان ندارد. سابقا مفهوم این اصطلاح کنترل تمام شؤون اعضای جامعه بوده که بالطبع کنترل مؤسسات اقتصادی را نیز از طرف ولت شامل می گردد; اما امروز مفهومش شامل کنترل اقتصادی، صنعت و نام مکتب سیاسی و جنبشی است. سوسیالیستهاقایل به مالکیت فردی نسبت به وسایل تولید محصول نیستند; بلکه به مالکیت و نظارت عمومی اعتقاد دارندو به تقدم جامعه و منافع عمومی برفرد و منافع فردی تکیه می کنند.

سوسیالیسم از مکاتب مخالف سیستم سرمایه داری است که گاهی آن را با کمونیسم اشتباه می کنند و یکی می دانند در صورتی که سوسیالیسم ریشه قدیمی دارد و حتی سوسیالیسم جدید; قبل از مارکس بوجود آمده است. مخالفان سیستم سرمایه داری در آغاز سوسیالیستهای معروف به سوسیالیستهای تخیلی بودند. این دسته در برابر نابسامانی های سرمایه داری در آثار خود مدینه فاضله ای را تصور می کردند که در آن روابط انسان ها به جای مجادله طبقات بر مبنای برادری و همکاری و تساوی استوار است.

سن سیمون، شارل فوریه و رابرت آون بنیانگذاران این مکتب در حدودسال 1800.م بودند.


--------------------------------------------------------------------------------

سوسیالیسم مسیحی
سوسیالیسم مسیحی تلفیق مسیحیت با آرای اقتصادی بود و ازاصلاحات فرهنگی وضع مقررات کارو تشکیل شرکت های تعاونی پشتیبانی می کرد. این فکر در سال 1848 توسطشارل کینک لی عرضه شد.

حزب کارگر که مهمترین حزب سوسیالیست معتدل است و بین آن باحزب کمونیست انگلیس شکاف قابل ملاحظه ای وجود دارد معتقد به سیرتکاملی تدریجی به طرف اقتصادسوسیالیستی در درون قالب دموکراسی سیاسی است ک آزادی کشوری را برای اتباع خود محفوظمی دارد. سوسیالیسم لیبرال (منسوب به انگلیس) تنها به لزوم کنترل وسایل تولیدی معتقد است ولی مخالف کنترل امر توزیع محصول است. به طور کلی انواع سوسیالیسم زمان معاصر را سوسیالیسم نوین می خوانندتا با عقاید سوسیالیستی قدیم که ایده کنترل وسایل تولید را از طرف دولت در بر نداشته فرق گذاشته شود.

رابرت آون انگلیسی را مؤسس سوسیالیسم نوین می خوانند و مارکس قسمتی از عقاید خود را از او و بعضی دیگر از پیشگامان این مکتب گرفته است.

هنریخ مارکس و فردریش انگلس مکتب مارکسیسم یا سوسیالیسم علمی را بنیان نهادند و سر منشا ک نهضت بزرگ تاریخی گردیدند. در این مکتب سوسیالیسم چنین تعریف می شود: تحقق همزمان مالکیت جمعی بر وسایل اساسی تولید ومبادله، اعمال قدرت سیاسی طبقه کارگر و متحدان آن، ارضای هرچه کاملتر نیازمندیهای مادی و معنوی دائما در حال افزایش اعضای جامعه وایجاد شرایط لازم برای تجلی کامل شخصیت هر فرد.

بطور کلی سوسیالیسم علمی رابرای سوسیالیستی عنوان می کنند که توام با تحقیقات اجتماعی، آمار،ارقام، شواهد و اسناد باشد.

سوسیال - پاسیمنیست(سوسیالیستهای خواهان خلع سلاح عمومی)

جریان سیاسی است که تبلیغ به خلع سلاح عمومی و حل معضلات بین المللی از طریق صلح طلبانه درمحیط سرمایه داری می نماید.این گروه هرگونه جنگی را اعم از داخلی وخارجی یا آزادی خواهانه و برای احقاق حق، تحریم می کنند حتی کلیه عملیات انقلابی جامعه را مورد انتقادقرار داده و رد می کنند.

سوسیالیست ملی (ناسیونال سوسیالیست) یا نازی .

حزب فاشیست مسلک هیتلری است. این حزب مخالف جدی سوسیالیسم و دموکراسی است.


--------------------------------------------------------------------------------

سوسیالیسم صنفی (Guild Socialism)
این مکتب در انگلستان بوجود آمدو پیروان آن معتقد بودند که معتقدات و ارزش ها را مشترکا جامعه تعیین می کندنه افراد. همچنین هرمؤسسه ای که شامل اموال شخصی ودستگاه تملک نیز باشد باید براساس سودجویی و فایده بخشی اجتماعی آن سنجیده شود و بر حق شمرده شود.

آنها به لزوم ایجاد تشکیلات غیرمتمرکز صنعت در اصناف و به لزوم تقلیل قدرت سیاسی متناسب عمل فوق که با عقیده مارکس اختلاف داشت; اعتقاد داشتند.




--------------------------------------------------------------------------------
فن سالاری ( تکنو کراسی ): حکومتی که درآن دانشمندان ، مهندسان ، کارشناسان اقتصادی ، قدرت حاکمه را تشکیل دهند ، تکنو کراسها در حوزه تصمیم گیری اقتصادی و سیاسی موثر هستند .

 


--------------------------------------------------------------------------------
پلورالیسم : باور به کثرت و استقلال گروههای سیاسی و اجتماعی و ...


--------------------------------------------------------------------------------



لیبرالیسم : مجموعه روشها و سیاستها که هدف آن آزادی هر چه بیشتر برای فرد است .
--------------------------------------------------------------------------------
 
پوپولیسم : مکتبی است در آمریکای لاتین ، یعنی حکومتی که توده های مردم در آن سهم بیشتری دارند.

--------------------------------------------------------------------------------



ابسولوتیسم Absolutisme 

 ابسولو به معنی مطلق و مقصدو از ابسولوتیسم حکومت مطلقه و ریاست یک نفر شخص مطلق العنان است بر جامعه. در این آئین حقوق و قدرت زمامدار نامحدود است.



--------------------------------------------------------------------------------


اپیس کوپالیسم Episcopalisme 

 نام مسلکی است که در قرن 16 در اروپا به وجود آمد. این مسلک منسوب به ژان کالون تئولوژیست فرانسوی است. او به سلطنت تکیه نداشت و معتقد بود که قدرت روحانی تفوق بر قدرت جسمانی دارد.



--------------------------------------------------------------------------------


آناشه Attache

 وابسته سفارتخانه



--------------------------------------------------------------------------------


آپتی میسم Optimisme 

 عقیده به خوش بینی و حسن ظن است. این اصطلاح غالباً ملحق به اصطلاحات حاکی از مرام های اصلی سیاسی می گردد.



--------------------------------------------------------------------------------


اپورتونیسم Opportunisme 

 مسلکی است که طرفدارانش به سرعت برحسب تغییر وضع سیاسی یا تغییر رژیم یا زمامدار بنا به نفع شخصی تغییر عقیده می دهند.
--------------------------------------------------------------------------------


سوسیالیم ( جامعه گرایی):

مفهوم این اصطلاح سابقا ً کنترل تمام شئون حیاتی اعضاء جامعه توسط دولت بوده است که بالطبع شامل کنترل مؤسسات اقتصادی هم می شد ولی امروزه معنی آن شامل کنترل تمام امور اقتصادی و صنعتی است به نفع مردم که بوسیله مالکیت دولت نسبت به کلیه دستگاه های تولیدی اعم از صنعتی و کارخانجات و وسایل حمل و نقل و امور بانکی و غیره باشد انجام می گیرد .
--------------------------------------------------------------------------------
 
دیکتاتوری

 روش حکومتی است که سرنوشت یک ملت در اختیار و فرمان مستبدانه و بدون چون و چرای یک فرد موسوم به دیکتاتور باشد .


--------------------------------------------------------------------------------

اکو نومیسم
مقدم داشتن اقتصاد و تامین معیشت مردم بر سیاست و مبارزه نویسی


اکو نومیسم: مقدم داشتن اقتصاد و تامین معیشت مردم بر سیاست و مبارزه نویسی .               



آنار شیسم: آرش در لغت یونانی بمعنی حکومت است (آنارشی) یعنی بدون حکومت یا زمامدار و لذا معاف از مصائب اجتماعی در حقیقت مسلک آنارشیسم حکومت را تنها باعث ناراحتی و بدبختی مردم و اجتماع می داند ، مبنای فکری بر پایه دشمنی با دولت استوار است ( آشوب طلبی و هرج و مرج خواهی ) .



انتر ناسیونالیسم: عقاید وسیاستهایی که بر منافع مشترک اقوام و ملتها تکیه می کند و با ملی گرایی                 



 ( ناسیونالیسم) مخالف است.



اصلاح طلبی: طرفداری از سیاست تغیرات زندگی اجتماعی یا اقتصادی یا سیاسی با روشهای ملایم وبدون تنش زائی در جامعه و از راههای دموکراتیک .



دموکراسی ( مردم سالاری ): اصطلاح دموکراسی از اصطلاحات موضوعه تمدن یونان باستان است و مراد از آن حکومت منبع اصلی مطلب : پایگاه مجازی آموزشهای اسلامی-رضا قارزی
برچسب ها : عقیده ,جامعه ,مردم ,قدرت ,دولت ,سياسي ,سرمايه داري ,سرمایه داری ,کنترل تمام ,شامل کنترل ,حکومت مردم ,کنترل مؤسسات اقتصادی ,تکنو کراسی حکومتی ,خصو

اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : کتابچه مکتبهای مختلف سیاسی غیرالهی حاضر --تهیه :رضا قارزی