فلسطين ,اسلام ,اسلامي ,اسرائيل ,امريكا ,يهوديان ,دنياي اسلام ,مقام معظم ,معظم رهبري ,كشورهاي اسلامي ,امام خميني ,تاريخي انتفاضه فلسطين ,ريشه‌ه 
بسم الله الرحمن الرحیم
پديده صهيونيسم (بررسي كوتاه ماهيت حقيقي صهيونيسم)
مفهوم صهيونيسم:
در يك مفهوم كلي: « صهيونيسم حركتي نشأت گرفته از غرب براي اسكان يهوديان جهاني در مكاني بنام فلسطين بطور متمركز و انتقال يهوديان از غرب به شرق (آنجا) كه نياز به خلاصي از ساكنان اصلي فلسطين اعراب فلسطين دارد كه از طريق انتقال به مكانهاي ديگر، متواري كردن و پراكنده كردن پيگيري مي‌كنند. (مأخذ: صهيونيسم/ عبدالوهاب المسيري، ناشر: وزارت خارجه)                                                                                                                                                                                                       
صهيونيسم پديده و حركتي سياسي است كه داعيه گردآوري قوم يهود و اصطلاح «رهايي آنان» دارند و آن را به غلط، دروغ و براي تظاهر در دنيا بكار برده‌اند و يك جريان سياسي بين‌المللي ضد توحيد و مذهب است كه مسأله اشغال سرزمين فلسطين مقدمه اهداف و اغراض آن براي سلطه به كشورهاي اسلامي و در نتيجه حذف دين و ايمان در زندگي بشري است. 1
پديده صهيونيسم بيش از يك قرن سابقه ندارد و بنيانگذار تفكر اين پديده تئودور هر تصل بود كه انديشه آن را از سال 1882 تدارك ديده و در 1984 در كتاب « دولت يهود» تدوين كرده است، هر تصل نه تنها به عنوان بنيانگذار اولين همايش صهيونيستي (1897) مي‌باشد بلكه رهبري و باني و مؤسس صهيونيستي جهان بود و او سرآغاز پيدايش صهيونيست است. 2
يهود و صهيونيسم از ديدگاه اسلام:
در قرآن كريم 154 آيه شريفه با موضوع يهود و بني‌اسرائيل آمده، در موضوعاتي چون: شيوه برخورد انبياء با قوم و مصائب و گرفتاريهايي كه از دست قومشان مي‌كشيدند، آياتي مربوط به استهزاء تكذيب و تفرقه و تحريف و جسارت پيامبران، اهل ربابودن، امم ماضيه، قتل انبياء و... .
درسوره مائده/آيه82: آمده كه يهوديان و مشركان را از همه مردم در دشمني با مؤمنان سخت‌تر خواهي يافت.
- در سوره جمعه آيه5 : حكايت از آن دارد كه به تورات مكلف شدند اما تحمل آن نكردند و پيروي‌اش نكردند.
- از خصوصيات يهود در قرآن : سخت‌ترين دشمنان مؤمنان، كفران كننده نعمت خدا، وفا به عهد نكردن، تصديق كلام خدا نكردن، آميختن با باطل، نيكوكاري را از زيادبردن و... (مأخذ: يهود در قرآن)
طبق آيات مختلف قرآن كريم يهود و نصاري (مسيحيت) كافراند، از جمله آيات6 صف، 81 و82 آل عمران، 6 بينه، آل‌عمران از جمله دلايل آن انكار نبوت پيامبر اسلام است، 6 صف.(مأخذ: قرآن كريم)
جملاتي از حضرت امام‌خميني (قدس سره) 1:
تمام ملتها قيام كنند و اين جرثومه فساد را به زباله دانها بريزند.
- اسرائيل سرزمين ملت مسلمان را غصب كرده و به ارتكاب جنايات بي‌شمار عليه ملت فلسطين ادامه مي‌دهد و بنا براين دشمن ملت اسلام است و ما براي پايان به تجاوز اندك ترديدي نخواهيم كرد.
- رابطه با اسرائيل و اعمال آن چه رابطه تجاري و چه رابطه سياسي حرام ومخالف با اسلام است.
- بايد متحد شويم اسرائيل را از سر ريشه بركنيم و حق مردم فلسطين را به خودشان بسپاريم.
وظيفه هر فرد مسلماني كه در دورترين نقاط جهان اسلامي بسر مي‌برد همان وظيفه‌اي است كه خلق مسلمان فلسطين بدان موظفند.
- اگر كسي سكوت كند در پيشگاه خداوند قاهر، مسئول و در اين عالم محكوم به زوال است.
ما حساب يهود را از صهيونيستها جدا مي‌دانيم، قيام برضد مستكبرين روش موسي بوده است كه درست برخلاف صهيونيستهاست.
- دفاع از بلاد مسلمين و دفاع از همه حيثيات مسلين امري است لازم و ما بايد خودمان را براي مقاصد الهي و دفاع از مسلمين مهيا كنيم.
جملاتي از مقام معظم رهبري:1
حمايت دنياي اسلام از ملت فلسطين، در حقيقت حمايت دنياي اسلام از يك‌يك كشورهاي مسلمان است.
- قوم بني‌اسرائيل بر اثر كفران نعمتهاي خداوند، در دنيا و آخرت بد بخت شدند.
- اگر كشورهاي عربي و اسلامي فقط يك ماه اسرائيل و حاميانش را تحريم نفتي كنند دنيا تكان خواهد خورد.
- تنها راه ريشه كن كردن غده‌ سرطاني اسرائيل، مبارزه است.
- امروز فلسطين با سبعانه‌ترين روش‌ها لگد‌كوب مي‌شود و مردم فلسطين در سخت‌ترين روزهاي ممكن براي يك ملت، دارند روزگار مي‌گذرانند. دنياي اسلام با همه امكاناتي كه دارد با وجود ميل و علاقه‌اي كه بسياري از مردم جهان اسلام براي كمك دارند عملاً كمكي به اين قضيه نمي‌شود.
- اگر دنياي اسلام متحد بود يك ملت اين طور مظلوم نمي‌شد.
- مقاومت اسلامي مايه افتخار دنياي اسلام است.

اصول صهيونيسم 1:
آن اصول را مي‌توان از لابه‌لاي پروتكلها كه همان تصميمات انجمن صهيونيستها در 1897 بود عبارتند از:
1-    انتقاد فلسفي از آزادي خواهي
2-    وصف « حكومت مطلقه و استبداد »
3-    طرح نقشه نبرد اجتماعي به منظور اطمينان يهوديان جهت حكومت مطلقه در عالم
4-    پيشگويي به منظور اجراي نكات اساسي نقشه يهود.



چهارچوب ايدئولوژي صهيونيسم را 8 مطلب زير تشكيل مي‌دهد:
1-  قوم برگزيده: صهيونيستها معتقدند كه ملت برگزيده خدا و فرزندان و دوستان او هستند و جان آنها از جان خدا آفريده شده است و ديگران را كه از طينت شيطان و حيوان هستند. براي خدمت يهود به صورت انسان آفريد.
2-    بازگشت به ارض موعود: صهيونيستها از لحاظ تاريخي مأخذي را براي خود ساخته‌اند و خود را صاحب فلسطين مي‌دانند.
3-    خشنونت
4-    توسعه‌طلبي
5-    ...                     

مراحل پيدايش پديده صهيونيسم:
1-     مرحله اول: از زمان انتشار كتاب دولت يهود اثر تئودور هرتصل تا پايان جنگ جهاني اول
ويژگي‌هاي اين مرحله: آموزش و آماده سازي دروني يهوديان جهان، جا انداختن مفهوم دولت يهود جهت تمركز قوم يهود و كسب موافقت و حمايت دولتها، مقامات اقتصادي و كشورهاي قدرتمند بخصوص انگليس.
2-     مرحله دوم: از پايان جنگ جهاني اول
ويژگي‌هاي اين مرحله: كسب امتيازات سياسي و ارضي، تأمين پايگاه‌هاي سياسي و نظامي و تروريستي و تبليغاتي در فلسطين با حمايت انگليس، تشويق يهوديان ساكن اروپا و غرب و شرق به مهاجرت به فلسطين، در اين مرحله فقط رجال ملي- مذهبي فلسطين از اين حركت آگاهي يافتند.
3-     مرحله سوم: از زياد شدن حركت ناسيونال سوسياليسم و غلبه گرايشها ضد يهودي بين آلمانها و اروپائيان.
ويژگي‌هاي اين مرحله: همكاري سران صهيونيسم با سران هيتلري جهت اعمال فشار به يهوديان جهت مهاجرت به فلسطين از اروپا كه اين عمليات نيز از ديد مردم جهان حتي يهوديان ساكن شرق پنهان بود.
4- مرحله چهارم: از ختم جنگ جهاني دوم و انهدام رژيم در اروپا
از ويژگي‌هاي اين مرحله: حمله و اشغال سرزمين فلسطين با بهره‌گيري عواملي چون: پيروزي متفقين: انگليس، امريكا، فرانسه، ايتاليا و... تشكيل بلوك غرب، سركوب جو ضديهودي در شوروي در مهاجرت يهوديان، طرح مظلوميت يهوديان در جهان، كسب حمايتها و امتيازات و عدم آگاهي جو جهان از آنها و... تبليغات شديد به نفع صهيونيسم، مشروعيت دادن به اقدامات ضدفلسطيني ، ايجاد ارتش يهود، هوشياري معدودي از مسلمين، كشمكش اعراب و دولت جديد اسرائيل، استقرار دولت اسرائيل با ضمانت امپرياليسم جهاني، گسترش طلبي و تهاجم كشورها.
5- مرحله پنجم: از جنگ ژوئن 1967 به بعد: ويژگيها اين دوره آگاهي پيدا كردن جهان نسبت به ماهيت نژاد پرستانه وتجاوزگري و اشغالگري صهيونيسم، انتقال مبارزه با صهيونيسم از مقطع مبارزين ملي- مذهبي غرب به فضاي گروه‌هاي آزادي‌خواه و راست و چپ، جهان عرب و اروپاو...
نكته: در پنج مرحله بالا بدليل حجم تبليغات شديد، كمتر كسي جرأت ترديد در دعاوي اصلي و بنيادي دولت اسرائيل را داشت و فقط ايرادها محدود به عملكرد گروه‌ها و جناحهاي راست و بنيادگراي افراطي اسرائيل بود.
6- مرحله ششم: اكنون در اوايل آن هستيم، با آگاهي يافتن جهان بويژه انديشمندان از مباني اين دولت به نتيجه ميرسند. نه مباني و فرضيات آن حقيقت ندارد و به عمده ايجاد شده و در نتيجه اينها دولت اسرائيل را مخالف دولت شناخته و معرفي مي‌كنند و اين بيداري باعث بيداري كل دنيا گرديده و در تيجه اين آگاهي تبديل به يك جهش عظيم ملي و عملي درجهان بر عليه صهيونيسم خواهد شد. (مأخذ: تاريخ يك ارتداد (اسطوره‌هاي بنيانگذار دولت اسرائيل) اثر فيلسوف مسلمان، روژه گارودي، ترجمه مجيد شريف)
نگرشها، اهداف و برنامه‌هاي صهيونيسم از بيان مؤسس و سردمداران صهيونيسم (براساس اعتراف خودشان):
- تئودور هرتصل: « من تابع يك نيروي محركه مذهبي نيستم/ من يك لادري هستم. (1897) من دولت يهود را بنيان نهاده‌ام./ برنامه من يك برنامه استعماري است.»
- مارتين بوبر: «ما اميدوار بوديم كه ميهن‌پرستي يهودي (را كه شروع كرده بوديم) از خطاي تبديل يك ملت به يك بت نجات دهيم/ ما شكست خوردهايم»
- آندره نهه: « اسرائيل، عالي‌ترين نشانه تاريخ در دنياست، اسرائيل محور دنيا، عصب، مركز و قلب آن است.»
- كوهن دركتاتلموز: « ساكنان دنيا را مي‌توان ميان اسرائيل و ساير ملت‌هاي دنيا تقسيم نمود. اسرائيل قوم برگزيده مي‌باشد.» 1
تاريخ جنگهاي اعراب و اسرائيل
كشورهاي عربي و در رأس آنها مصر و سوريه چهار بار و در سالهاي 1948، 1956، 1967،1937 م. با اسرائيل وارد جنگ شدند و غير از يك مورد (با موفقيت جزئي) در بقيه موارد مغلوب شدند. 1
از جمله نكات پروتكلها (گفتارها، تصميمات، معاهدات و... صهيونيستها):
-     حكومت زر و زور بهتر از مباحث علمي و منطقي است.
-     حق با زور است. آزادي سياسي توهمي است و وجود ندارد.
-     براي دنيا چه فرق دارد كه حاكم آن مستبد صهيونيستي باشد يا... .
 (مأخذ: پروتكلهاي دانشوران صهيون، عجاج نويهض، ترجمه حميدرضا شفيعي، ناشر آستان قدس رضوي)
گرايشها در صهيونيسم:
از ويژگي‌هاي صهيونيسم ناهمگوني، تضاد در اهداف و ديدگاهها تاريخ و مباني قومي و طبقاتي است.
از جمله گرايشها در صهيونيسم: صهيونيسم تركيبي، دموكراتيك، بازگشت، راديكال، جمعيتي، توسعه‌طلب، حداقل و حداكثر، ميهن‌پرست، مسيحي، خط سبزو... مي‌باشد. از مهمترين نظرات صهيونيسم مسيحي كه در حمايت يهوديان براي دست يافتن و استقرار آنها در فلسطين و حاكميتشان برآن سرزمين بوجود آمده از عقايدشان «ضديت شديد با دين اسلام» است. 1
از تأثيرات و نقشهاي صهيونيسم بر بشريت:
1-     استعمار (در دنيا) پديده‌اي بوجودآمده توسط مال اندوزان يهود است، آنها از يك سو به غارت كشورهاي جهان مي‌پردازند و از طرفي با بدست آوردن ثروتهاي غيرقابل محاسبه توانسته‌اند اروپا و امريكا را زير سلطه درآورند.
2-         دنياي سرمايه‌داري و در اوج آن امپرياليسم يك پديده صهيونيستي است
3-         امروز تمام دنياي سرمايه‌داري با همه منابع اقتصادي، مادي و شبكه‌هاي بانكي در اختيار آنهاست.
4-         تبعيض نژادي با ريشه عميق در آئين يهيود از ابتكارات استعمارگران يهودي است.
5-     سه انقلاب (منحوس): انقلاب كبير فرانسه، انقلاب صنعتي انگلستان(رنسانس)، انقلاب استقلال امريكا كاملاً زير نظر فراماسونري طرح‌ريزي و اجرا گرديده هر سه در جهت منافع يهود و تثبيت حاكميت آن بر اين كشورها بوده است
6-     جنگ جهاني اول و دوم يك برنامه كاملا صهيونيستي است كه توسط صهيونيستها طرح‌ريزي و اجرا گرديده جهت نابودي نيروهاي غيريهودي
7-         تفكر جهان داري يهود از طريق كمونيسم و سازمان ملل كه آن را در اختيار صهيونيستهاست.
8-         نفي خدا، دين، اعتقادات مذهبي
9-     ايجاد تفكر ماركسيسم (كه بيشتر به خاطر مطامع يهود بود در بين كشورهاي شرق و حركت در جهت)، سلطه سياسي، فرهنگي، اقتصادي برجهان
10-    جنايتها و مسائل ديگر در جهان 1
از معضلات صهيونيسم در حال و آينده:
انزوا طلبي صهيونيسم، يهود به عنوان ابزارهاي سودمند استثمارگري درون ساختمان تمدن غرب، سلاحهاي نظامي نهفته، تأمين هزينه‌ها و اقتصاد اسرائيل، مناطق تحت سلطه اقتصادي و...، شهرك نشينان صهيونيتس و تبديل شدن آنها به بردگان شهرك نشين و...  1
جايگزيني ديگر به جاي اسرائيل :
حضرت امام خميني(قدس سره): بايد متحد شويم اسرائيل را از سر ريشه بركنيم و حق مردم فلسطين را به خودشان بسپاريم.
مقام معظم رهبري: - اين انتفاضه روش مردمي است كه از تمام روش‌ها نااميد شده‌اند. فلسطين زنده است صهيونيسم روي آسايش نخواهند ديد.
سازمانها و گروههاي مختلف اسلامي فلسطين در مبارزه با اسرائيل:
اخوان المسلمين، حزب الله، حزب التحرير الاسلامي، التكفيه و الهجره...، حركت اصلاح اسلامي وابسته به گروه‌هاي ديني در اردن و عراق، التبليغ و الهجره كه بامسلمانان هند و پاكستان ارتباط دارند و گروههاي فعال ديگر از آن  جمله‌اند. 2
انتفاضه اسلامي فلسطين: به دنبال وقوع انقلاب اسلامي ايران و موجي از بيداري كشورهاي مسلمان و بويژه جهان غرب را فراگرفت. موج از بيداري كشورهاي مسلمان بو بويژه جهان غرب را فرا گرفتف موج بيداري اسلامي در فلسطين نيز در نيمه دهه 1980 محسوس شد مردم بويژه قشر جوان فلسطين سرخردگيشان از جنبشهاي ناسيوناليستي عرب و چپ‌گرايان و عدم اطمينان آنان به رژيم‌هاي عرب در حمايت قاطع باعث انتفاضه اسلامي فلسطين گرديد.
زمان قيامهاي مردم مسلمان فلسطين بر عليه دولت صهيونيستي: قيام مردم مسلمان فلسطين از 1922 تا 1929م، قيامهاي 1931 الي 1933، قيام شيخ عزالدين قسام 1935، مقاومتهاي نظامي تا 1978، انتفاضه اسلامي اول (انتفاضه اسلامي بزرگ) 1978م، انتفاضه اسلامي دوم (انتفاضه مسجدالاقصي) 2000م. تا بحال.
بحران فلسطين و راهكارهاي حضرت امام خميني رحمه الله عليه :
امام خميني(ره): روز قدس روز اسلام است.
امام خميني(ره)، از همان ابتداي مبارزات خود عليه رژيم طاغوتي ايران، موضوع فلسطين را نيز مدنظر قرار داده بود. امام در سخنراني معروف خود در 15 خرداد 1342 كه مبدأ آغاز نهضت انقلاب اسلامي ايران قلمداد شد به صراحت از رژيم صهيونيستي انتقاد مي‌كند. مداقه در مقتضيات زماني و مكاني (داخلي و خارجي) زمان ارائه سخنراني  ، مبين اهميت اين فرمايشات است.
امام خميني، همچون طبيبي حاذق، در مرحله اول تلاش مي‌كند تا به شناسايي مرض و مشكل بپردازد. چه اينكه عدم شناخت و ابهام نسبت به پديده فرارو، موجبات ارائه نسخه‌هايي غيركارساز را فراهم مي‌كند. ايشان وارد مرحله بعد يعني ارائه نسخه‌ها و راهكارهاي متناسب و مؤثر نيز مي‌شوند و هم آن دارند كه موضوع فلسطين را به عنوان مشكل جهان اسلام معرفي كنند تا پتانسيل‌هاي عظيم مسلمانان را در اين راستا تجهيز و متمركز نمايند.
مرحله‌ اول) پديده شناسي: حضرت امام، ضمن آگاهي به تاريخ كشورهاي اسلامي، بويژه تاريخ معاصر و تلاش صهيونيست‌ها طي يك قرن اخير براي نفوذ در دربار عثماني و سپس فشار بر  استعمار انگلستان، رژيم صهيونيستي را داراي ماهيتي توسعه طلبانه معرفي مي‌كند.
ايشان با يادآوري برنامه‌هاي اسحاق شامير، نخست وزير اسبق رژيم اشغالگر قدس ميفرمايند: «... اسحاق شاميري كه الان آمده است و مي‌خواهد نخست وزير بشود از اول برنامه‌اش را گفته است... كه اسرائيل بزرگ بايدتحقق پيدا كند، بايد فلسطين به كلي از بين برود. تمام جاهايي كه دست اسرائيل است اينها لاينفك از اسرائيل است، اسرائيل بزرگ يعني نيل تا فرات، يعني تمام منطقه عرب‌نشين است، حجاز هم جزو اين بايد باشد، مصر هم جزو اين است و...» به رغم ايشان صهيونيست‌ها حتي فراتر از نيل تا فرات و حتي ايران را در دورنماي اهداف خود قرار داده‌اند.
حضرت امام(ره) اسرائيل و امريكا را دشمن اصلي اسلام و مسلمين بيان نمودند كه دشمني آنها به فلسطيني‌ها محدود نمي‌شود. آنان براي چپاول مخازن عظيم زيرزميني و روزميني كشورهاي اسلامي، تفرقه انداختن ميان اين كشورها را در پيش گرفته‌اند.
يكي از نكته بيني‌هاي حضرت امام، افتراق قائل شدن ميان يهود صهيونيسم بود. امام يهود را به عنوان يك دين قابل احترام مي‌دانستند اما صهيونيسم را يك مكتب جعلي و توسعه طلب كه در پي استفاده ابزاري از يهوديت و سرمايه‌هاي اين دين بزرگ است معرفي مي‌نمود.
محدوديت منابع مالي و انساني صهيونيست‌ها براي مقابله با جهان اسلام و حمايت امريكا از اين رژيم، مسأله‌اي واضح و حل شده، براي امام بود. به عقيده ايشان، امريكا با ژستي بيطرفانه، ضمن جانبداري از رژيم اسرائيل، عامل اصلي بحران فلسطين است: « امريكاست كه از اسرائيل و هواداران آن پشتيباني مي‌كند، امريكاست كه به اسرائيل قدرت مي دهد كه اعراب مسلم ، را آواره مي‌كند» امام خميني، اسرائيل را مولود تباني و همفكري دول استعماري شرق وغرب مي‌داند و همه استعماگران را ضامن تداوم موجوديتش مي‌پندارد.
مرحله دوم) ارائه راهكار: امام خميني با علم به پيدايش و چگونگي رشد صهيونيسم، در مقام ارائه راهكار بر خودباوري و اعتمادبه نفس مسلمين، بازگشت به اسلام، اتحاد كشورهاي مسلمان، انجام فعاليت‌هاي مشترك و نمادين همچون برگزاري راهپيمايي حمايت از فلسطيني‌ها در جمعه آخر ماه رمضان و اجراي مراسم برائت از مشركين در مكه، جهان اسلام و سرانجام جهاد مسلحانه فلسطيني‌ها و ياري مسلمين ، تأكيد مستمر داشتند.
ايشان در قدم اول، خواستار همراهي و يكدلي حكومت‌ها و ملت‌هاي جهان اسلام ، بويژه عرب در قبال اين موضوع بودند. زيرا تلاش سران عرب كه از پشتوانه مردم خود براي حكومت برخوردار نبودند- در برابر اسرائيل را جدي نمي‌دانستند. پس همزباني و همدلي ملت و حكومت سرآغاز هرگونه عملي است كه بايد در قبال رژيم صهيونيستي به انجام رسد.
در قدم بعد، مسلمانان بايد از حصار تنگ دعوهاي مذهبي بيرون آيند. چرا كه پس از انسجام داخلي كشورهاي اسلامي، اتحاد اين كشورها امري بسياري ضروري است. به زعم ايشان حكمفرمايي يك عده قليلي صهيونيست بريك ميليارد مسلمان جهان ننگ و عار است.
امام در راستاي عمل به شعار وحدت، در عرصه جهان  اسلام، بر اجراي مراسم برائت از مشركين در موسم حج تأكيد ويژه‌اي داشتند. اجتماع حج به عنوان بزرگترين اجتماع جهان اسلام، بهترين زمان براي آگاهي بخشي و اعلام انسجام و اتحاد مسلمين است. در عرصه داخلي نيز امام، آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را روز حمايت از فلسطين قرار دادند. اين موضوع در حال حاضر همچنان در ايران و بسياري از كشورهاي اسلامي، گرامي داشته مي‌شود.
در دنياي معاصر، جنگ و منازعه از عرصه نظامي به وجوه اقتصادي، علمي و اطلاعاتي هم كشيده شد و در قالب تحريم‌هاي اقتصادي و اطلاعاتي متبلور مي‌شود. تهديد امريكا و اروپابه تحريم بر تحصيل حقوق هسته‌اي خويش نمونه‌اي بارز به شمار مي‌رود. امام خميني، با علم به اين موضوع، خواستار تحريم نفتي رژيم صهيونيستي وحاميان غربي‌اش براي نجات فلسطيني‌ها شده بود. 1    
ديدگاههاي مقام معظم رهبري درباره مسئله فلسطين ( چند مطلب ) :
رهبران جمهوري اسلامي ايران همواره بر ضديت با رژيم غاصب صهيونيستي تأكيد داشته‌اند. در اين مورد مي‌توان به فرمايشات بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران حضرت امام خميني(ره) اشاره كرد كه فرمودند: « اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود.» در جايي ديگر ايشان مي‌فرمايند: « نكند كه اينان (سران كشورهاي اسلامي) تصور كرده‌اند گذشت زمان سيرت و صورت خيانتهاي اسرائيل و صهيونيزم را دگرگون ساخته است و گرگهاي خون آشام صهيونيزم از فكر تجاوز و غصب سرزمينهاي از نيل تا فرات دست برداشته‌اند. مسئولين محترم كشور ايران و مردم ما و ملتهاي اسلامي از مبارزه با اين شجره‌ي خبيثه و ريشه كن كردن آن دست نخواهند كشيد و به ياري خداوند تعالي از قطرات پراكنده پيروان اسلام و توان معنوي امت محمد(ص) و امكانات كشورهاي اسلامي بايد استفاده كرد و با تشكيل هسته‌هاي مقاومت حزب‌الله در سراسر جهان، اسرائيل را از گذشته جنايت باز خود پشيمان و سرزمينهاي غصب شده مسلمانان را از چنگال آنان خارج كرد. من همانگونه كه بارها و در سالهاي گذشته قبل و بعد از انقلاب هشدار داده‌ام مجدداً خطر فراگيري غده چركين و سرطاني صهيونيزم را در كشورهاي اسلامي گوشزد مي‌كنم و حمايت بي‌دريغ خود و ملت و دولت مسئولين ايران را از تمامي مبارزات اسلامي ملتها و جوانان غيور و مسلمان را در راه آزادي قدس اعلام مي‌نمايم.» 
الف- مسأله فلسطين: مقام معظم رهبري در اين رابطه مي‌فرمايند: « يكي از كلمه هاي ننگ و زشت قرن بيستم، مسأله فلسطين است. بيرون كردن يك ملت از خانه و كاشانه‌شان و جماعتي از دنيا از يك نژاد، اسرائيلي و صهيونيستي كردن توسط انگليس و امريكا و تشكيل رژيم صهيونيستي كه بر پايه تجاوز، زورگويي و خشنونت و قساوت پيش مي‌رود.»
ب- اصل ماجراي فلسطين: مقام معظم رهبري اشاره داشتند به اينكه، اصل ماجراي فلسطين چيست؟ اصل ماجرا اين است كه يك عده از يهوديان متنفّذ در  دنيا به فكر ايجاد يك كشور مستقل براي يهوديان افتادند. از فكر اينها دولت انگليس استفاده كرد و خواست مشكل خود را حل كند. لذا سراغ اوگاندا، طرابلس و ليبي رفتند. انگليسي‌ها ان وقت در خاورميانه با اغراض استعماري زمينه ورود را فراهم كردند و بعد توسعه دادند. بعد از انگليس به امريكا متصل شدند . بعد از انگليس به امريكا متصل شدند از اول با جنگ نيامدند با حيله آمدند، رفتند زمينهاي كشاورزي را خريدند با قيمتهاي چند برابر، دلالهايي داشتند حتي از ايران سيد ضياء طباطبائي در كودتاي1299 كه به فلسطين رفت آنجا دلال خريد زمين فلسطيني‌ها براي يهوديان و اسرائيلي‌ها شد.
ج- اركان تسلط غاصبانه صهيونيستها بر فلسطين: به اعتقاد رهبر انقلاب، اين تسلط غاصبانه صهيونيستها بر فلسطين سه ركن داشت، كه عبارتند از:
1-         قساوت، سختي و خشنونت شديد با عربها
2-         فريب افكار عمومي دنيا توسط رسانه‌هاي صهيونيستي
3-         ساخت و پاخت و مذاكره بالابي‌ها.
د- مواضع جامعه ملل و شوراي امنيت راجع به مسئله فلسطين: در سال 1948 جامعه ملل قطعنامه‌اي صادر كرد و فلسطين را تقسيم كرد كه 57% فلسطين متعلق به يهوديان است در حالي كه قبل از آن حدود 50% بود و در جنگهاي گوناگون اراضي را اشغال كردند.
ﻫ - مواضع و اقدامات امريكا عليه فلسطيني‌ها: مقام معظم رهبري معتقدند كه، در طول 5 سال گذشته، شوراي امنيت 29 قطعنامه را عليه اسرائيل صادر كرد، كه امريكا هر 29 قطعنامه را وتو كرد. پس از فروپاشي شوروي هم اصلاً اجازه نداده شوراي امنيت قطعنامه‌اي عليه اسرائيل صادر نمايد. امريكا كه ژست صلح طلبانه در قضيه فلسطين مي‌گيرد و گاهي لبخندهاي زهرآگين نشان مي‌دهد، در قضيه فلسطين مجرم درجه يك است. امروز دست امريكا تا مرفق در خون فلسطيني‌ها فرو رفته است.
ل- مزاياي طرح بازگشت و رفراندم فلسطيني‌ها: در اين رابطه به چند مسئله از لحاظ آماري توجه مي‌شود:
1- تعداد آوارگان فلسطيني‌ در خارج 000/700/4 نفر در خارج فلسطين در كشورهايي چون اردن، لبنان، سوريه، عربستان و امريكاي شمالي زندگي مي‌كنند.
2- تعداد فلسطيني در سرزمينهاي اشغالي: 000/150/1 نفردر سرزمينهاي اشغالي سال 1948، 000/300/1 نفر در نوار غزه، 000/600/1 نفر در كرانه باختري. كه جمعاً در داخل 000/050/4 نفر مي‌باشند. لذا جمع كل فلسطيني‌هاي داخل و خارج 000/750/8 نفر مي‌باشد، از طرفي آمار يهوديان در سرزمينهاي اشغالي 000/000/5 نفر است. بنابراين در صورت رفراندم باآمار 13 تا 14 ميليون، فلسطيني‌ها در اكثريت و يهوديان در اقليتند.
مقام معظم رهبري:
« اسرائيل ثابت كرده است كه جز با زبان زور چيز ديگر نمي‌فهمد. با او جز با زبان قدرت يك ملت و قدرت يك امت اسلامي در سراسر عالم، نمي‌شود حرف زد.  حديث ولايت جلد8 ص156.
مقام معظم رهبري:
ملتهاي اسلامي به هر نحو كه مي‌توانند، بايد انواع كمكهاي خودشان را به آن مردمي كه دارند در داخل فلسطين مبارزه مي‌كنند، برسانند، اين يك تكليف شرعي و الهي و انساني است.  حديث ولايت جلد 8 ص 157.
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ديدار اعضاي مجلس خبرگان رهبري:
به تلاش دشمن نگران نيستم، از كفران نعمت نگرانم
·      قاطعانه به رسالت خود در دفاع از اسلام عمل مي‌كنيم، اسلام بزرگترين نعمت‌الهي براي بشريت است.
·         حكومت اسلامي در ايران، نظامي عميق، راسخ و مستقر است.
·         بايد مواضعمان را با صراحت به دنيا اعلام كنيم.
·         امكان عمل به احكام اسلامي در امور حكومتي نعمت بسيار بزرگي است كه خداوند متعال به ملت ايران داده است.
·         به هيچ وجه از مواضع معقول و منطقي خويش به خاطر بدست آوردن دل دشمن، عقب ننشينيم.
·         قوم بني اسرائيل بر اثر كفران نعمتهاي خداوند، در دنيا و آخرت بدبخت شدند.
·         افراد بريده، از طريق برخي مطبوعات ترديد، شك، بي‌ايماني و بريدگي خود را تعميم مي‌دهند.

بيانات مقام معظم رهبري در مراسم افتتاحيه سومين كنفرانس بين‌المللي قدس و حمايت از مردم فلسطين(فروردين 1385- رزونامه جمهوري)
بسم‌الله الرحمن الرحيم
الحمدالله رب العالمين و الصلاه و السلام علي الرسول الاعظم الامين علي اله الطاهرين و صحبه المنتجبين.
به شما ميهمانان عزيز، علما، متفكران، سياستمداران، مجاهدان و سنگرداران مرزهاي اعتقادي و جهادي اسلامي خوشامد مي‌گويم. شما براي همفكري و چاره‌جويي درباره‌ي بزرگترين مصيبتي كه در تاريخ معاصر با دسيسه‌هاي استعمار بر امت اسلامي وارد شده يعني اشغال فلسطين قدس شريف، گردهم آمده‌ايد. همزماني اين اجلاس با سالروز ولادت رسول اعظم صلي ‌الله عليه‌وآله و عليه‌وسلم در سالي كه ملت ايران آن را به نام مبارك آن حضرت مزين كرده است، بايد براي همه‌ي ما الهام بخش مجاهدت و اتحاد و عزم راسخ و اعتماد به وعده‌ي الهي باشد و زمينه ساز رحمت و نصرت خداوند گردد، ان‌شاء‌الله.
دوران كنوني، دوران بيداري اسلامي است و فلسطين در كانون اين بيداري قرار گرفته است.
اكنون نزديك به 60 سال از اشغال فلسطين مي‌گذرد و ملت مظلوم فلسطين دورانهاي پرمحنتي را با آزمونهاي گوناگون گذرانيده‌اند. از مقاومت‌هاي مظلومانه و مأيوسانه‌ي آغاز ماجرا و آوارگي و غربت و مشاهده‌ي نابودي خانه و كاشانه و قتل عام عزيزان و كسانشان، تا پناه بردن به مجامع بين‌المللي و روي آوردن به معامله‌هاي بي‌فرجام سياسي و قمار سراسر باخت مذاكره با اشغالگر و واسطه كردن قدرتهايي كه خود مجرم اصلي در بروز تداوم اين محنت بوده‌اند.
محصول اين تجارب تاريخي، نسل نووبالنده‌ي آن ملت رشيد و شجاع را به قله‌ي بيداري و آزادگي رسانيد و آتشفشان انتفاضه را پديد آورد.
در جبهه‌ي مقابل نيز مسيري با مراحل متفاوت طي شد، از سبعيت بي‌رحمانه و عنان گسيخته و نسل كشي‌ها و ويرانگري‌هاي خشم آلود و تجاوزهاي نظامي به همسايگان ودايه‌ي از نيل تا فرات، تا دست اندازي سياسي و اقتصادي به منطقه با استفاده از ضعف و خيانت برخي سياستمداران جهان اسلام... و ناگهان مواجهه با بيداري شير آرميده‌اي فلسطين و انتفاضه‌ي پرخروش ملتي به جان آمده و به پاخاسته.
محصول اين فرايند پرماجرا كه در همه حال متكي به پول و زور دو دولت انگليس و امريكا و حمايت شرم‌آور آنان از جنايتكاران صهيونيست بود، امروز تزلزل و ترديد و يأس سردمداران رژيم غاصب و مواجهه‌ي آنان با موج پرخروش و فزاينده‌ي بيداري اسلامي است.
.... درست است كه امروز هم فلسطين عرصه‌ي قساوت‌آميزترين جنايات بشري از سوي صهيونيست‌هاي بيگانه و غاصب، بر صاحبان مظلوم آن است و بصورتي استثنايي، فجيع‌ترين ستمها بطور علني و با افتخار از سوي دولت صهيونيستي انجام مي‌گيرد و اعلام مي‌شود، ولي يك نگاه به عرض و طول اين ماجراي 60 ساله آشكارا از حقيقت تكان دهنده و عبرت‌آموزي خبر ميدهد، و آن چيزي نيست جز دگرگون شدن صحنه و جابجا شدن جايگاه اقتدار دو جبهه، هم در خود فلسطين و هم در خاورميانه و دنياي اسلام كه اساساً فاجعه‌ي غصب فلسطين براي در قبضه گرفتن و سيطره بلندمدت وتضمين شده برآن، از سوي سياستمداران غربي طراحي و اجراء شده بود.
فلسطين دهه 1940را در نظر بياوريد، سرزميني در قلب دنياي عرب، كشوري فقير، حكومتي ضعيف، مردمي بي‌خبر، و همسايگاني دست نشانده‌ي استعمار، ثروتمندترين و مسلح‌ترين و شريرترني دولت غربي به تحريك صهيونيستها آن را از دست مسلمانان بيرون مي‌آورد، و به يك حزب نژادپرست و جرار و تروريست مي‌سپارد.
همه‌ي دولتهاي، غربي و هر دو قطب سياسي متخاصم عالم به آن كمك مي‌كنند، دولتهاي دست نشانده‌ي منطقه از قبيل ايران پهلوي و بعضي ديگر، به  اسلام و عربيت پشت كرده در خدمت آن قرار مي‌گيرند، پول و سلاح و علم و صنعت از سوي همه دراختيارش گذاشته مي‌شود.
امريكا مانند قيم و وكيل مدافع و كارپرداز عمل مي‌كند و شوروي هم تنها در اين مسأله با امريكا هيچ مخالفتي نمي‌كند. قطعنامه‌هاي سازمان ملل در همان حد ضعيف و محافظه كارانه‌اش هم از سوي دولتي جعلي و ياغي صهيونيست، مورد بي‌اعتنايي كامل قرار مي‌گيرد. با پشت گرمي امريكا و اروپا به مصر، به سوريه، به اردن، به لبنان حمله‌ي نظامي مي‌كند و بخشهايي را به قصد تصرف دائم اشغال مي‌كند.
.... بي‌مهابا از ترور و قتل و غارت حرف مي‌زند و تهديد مي‌كند و تروريست‌هاي معروف يكي پس از ديگري در آن به حكومت مي‌رسند كه آخرين آنها جنايتكار معروف صبر و شتيلا است. ده‌ها سال در صحنه‌ي فلسطين، دولت غاصب، با چهره‌اي خشن، بي‌انعطاف، طلبكار و شكست ناپذير باقي مي‌ماند.
دنياي اسلام بيدار شده، شعار حاكميت اسلام در همه كشورهاي اسلام، جايگاه نخست را ميان جوانان و دانشگاهيان و روشنفكران اين كشورها يافته، ايران  اسلامي كه پروراننده‌ و به عمل آورنده‌ي انديشه مردمسالاري ديني است، روزبه‌روز قوي‌تر و پيشرفته‌تر شده، اسلام ناب كه امام خميني آن را پيراسته از التقاط و انحراف و جمود و تحجر معرف كرد، در عرصه‌ي سياسي بسياري از كشورها امتداد يافته و در شرق و غرب دنياي اسلام، ريشه دوانيده است.
طعم تلخ زهرآگين ليبرال دموكراسي غرب كه تبليغات امريكايي، مزدورانه مي‌خواست آن را داروي شفابخش معرفي كند، جان وتن امت اسلامي را آزرده است و دل آنان را گداخته است. عراق و افغانستان و لبنان، گوانتانامو و ابوغريب و سياه چالهاي پنهان ديگر، و پيش از همه شهرهاي غزه و ساحل غربي، واژه آزادي و حقوق بشر غربي را كه رژيم امريكا بي‌شرم‌ترين و وقيح‌ترين مبلّغ آن است، براي ملت‌هاي ما ترجمه كرده است.
امروز ليبرال دمكراسي غرب به همان اندازه در دنياي اسلام رسوا و منفور است كه سوسياليزم و كمونيزم ديروز شرق، ملت‌هاي مسلمان مي‌خواهند آزادي و كرامت و پيشرفت و عزت را در سايه‌ي اسلام بدست آورند. ملتهاي مسلمان از سلطه‌ي دويست ساله‌ي بيگانگان و استعماگران به ستوه آمده و از فقر و ذلت و عقب ماندگي تحميلي خسته شده‌اند.
ما حق داريم و مي‌توانيم تحقير و تكبر دولت‌هاي سلطه‌گر را به خودشان برگردانيم، اين احساس صادق ملت‌هاي ما و نسل كنوني دنياي اسلام از شرق آسيا تا قلب آفريقا است و اين ميدان جهادي پيچيده و متنوع و دشوار و بلند مدت است.... و اگر فلسطين را پرچم اين جهاد بناميم سخني را گزاف نگفته‌ايم.
امروز همه دنياي اسلام بايد قضيه فلسطين را قضيه خود بدانند، اين كليد رمزآلودي است كه درهاي فرج را به روي امت اسلامي مي‌گشايد.
فلسطين بايد به ملت فلسطين برگردد و دولت واحد فلسطيني به انتخاب همه فلسطينيها سراسر كشور خود را اداره كند.
كوشش پنجاه ساله انگليس و امريكا و صهيونيستها براي حذف نام فلسطين از نقشه جهان و هضم ملت فلسطين در ملت‌هاي ديگر، به جايي نرسيد و فشار و ستم و قساوت به عكس نتيجه داد.
امروز ملت فلسطين از اسلاف 60 سال قبل خود زنده‌تر و شجاع‌تر و كارآمدتر است، اين روند كه در سايه ايمان و جهاد و انتقاضه‌ي افتخار آفرين پديد آمده بايد ادامه يابد و وعده‌ي خداوند تحقق يابد كه فرمود، وعدالله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لا يشركون بي شيئاً و من كفر بعد ذلك فاولئك هم الفاسقون (سوره نور/آيه55)
در دايره‌ي وسيعتر يعني جهان اسلام نيز دست يافتن به اين هدف والا يعني رهايي از سلطه و زورگويي و دخالت استعمارگران و زندگي در سايه اسلام، ممكن و شدني و البته متوقف بر جهادي از نوع ديگر است.
در جهاد فلسطين و در جهاد دنياي اسلام، شرط اصلي موفقيت، پاي فشردن براصول است. دشمن همواره رُبودن اصول را هدف مي‌گيرد و با خدعه و وعده و تهديد، برچشم پوشيدن از آن اصرار مي‌ورزد. با حذف يا كمرنگ شدن اصول و دنياي اسلام شاخص‌هاي راهنما را گم مي‌كندو... محكوم قواعدي مي‌شود كه دشمن، آن راتعيين كرده است.... و نتيجه معلوم است.
غالبا بعضي در ميان خود ملت‌هاي ما و از خود ما، به پيروي از دشمن، ما را به رها كردن اصولمان توصيه مي‌كنند و آن را تاكتيك و تدبير مي‌نامند.
انگيزه آنان هرچه باشد، ضعف و غفلت يا طمع و خيانت، آن را مصداق اين كلام خداوند:
« فتري الذين في قلوبهم مرض يسارعون فيهم يقولون نخشي ان تصيبنا دائره فعسي الله ان ياتي بالفتح او امر من عنده فيصبحوا علي ما اسروا في انفسهم نادمين» (سوره مائده/آيه 52) آنان از كمك به دشمن هيچ سودي نمي‌برند. امريكا و غرب بارها نشان داده‌اند كه حتي به تسليم شدگان هم رحم نمي‌كنند و چون تاريخ مصرف همكاري- كنندگان به پايان برسد به آساني آنان را به دور مي‌افكنند.
برخي ديگر قدرت دشمن را به رخ مي‌كشند و حق طلبان را از اصطحكاك با آن بيم مي‌دهند. دراين سخن مغالطه خطرناكي نهفته است.
اولاً: دشمني كه انسان خردمند از اصطحكاك با او پرهيز مي‌كند، دشمني نيست كه هويت او و منافع حياتي او، اصل وجود او را هدف گرفته است.
مقاومت در برابر چنين دشمني، حكم قاطع خرد انساني است، زيرا بديهي است كه خسارت قطعي ناشي از تسليم در برابر او، همان خسارت احتمالي ناشي از مقابله با اوست، به اضافه ذلت و تحقير.
امروز استكبار جهاني كه رئيس جمهور كنوني امريكا سخنگوي آن است دنياي اسلام را صريحا تهديد مي‌كند و سخن از جنگ صليبي مي‌گويد، شبكه استكباري صهيونيزم و سازمان‌هاي جاسوسي امريكا و انگليس در همه دنياي رسانه‌ها علنا اهانت مي‌شود و حتي سيماي ملكوتي پيامبراعظمم از جسارت سخيف آنان مصون نمي‌ماند. هزارها فيلم سينمايي و بازي رايانه‌اي وامثال آن با هدف زشت نماياندن چهره اسلام و مسلمين، توليد و روانه بازار مي‌شود. و اينها همه علاوه بر جنايات آنان در تعرض به كشورهاي اسلامي وكشتارهاي فلسطين وعراق و افغانستان و دخالت طلبكارانه آنان در كشورهاي اسلامي براي تأمين منافع نامشروع سياسي و اقتصادي است.
تسليم در مقابل چنين دشمني كاملا در نقطه مقابل حكم خرد، و مقاومت، تنها راه توصيه شده عقل و شرع است.
ثانياً: مبالغه در قدرت دشمن، خود يكي از ترفندهاي اوست. پول و زور سياسي و نظامي و جنگ افزار مدرن و انبوه، دولت‌هايي را مي‌ترساند كه از پشتوانه ملت خود محرومند. غلبه نظامي بر رژيمي مانند رژيم صدام كه نه خود از پشتيباني ملتش برخوردار بود و نه ارتشش بويي از ايمان و جهاد برده بود، دليل قدرت نيست.
امريكا نتوانسته بر ملت عراق پيروز شود. عراق به همان اندازه كه توانست داعيه دمكراسي خواهي امريكا را به محك بكشد و رسوا كند، توانست دعوي قدرت مطلق و شكست ناپذير بودن آن را نيز به چالش بكشد و مسخره كند.

متن سخنان علامه شهيد مرتضي مطهري (عاشوراي-1341 ش ):
چرابايد كارنامه ملت ما در امربه معروف و نهي از منكر آنقدر پست و پايين باشد؟ امربه معروف و نهي از منكر يعني چه؟ يعني همدردي، همبستگي، همكاري، همگامي، تعرف (شناسايي)، آگاهي، قدرت.
آنكه روز اول اين اصل را طرح كرد، براي اين طرح كرد كه مي دانست دينش   دين اجتماعي است، دين فردي نيست، دين صومعه و دير نيست، آنها كه يك عمر در ديرها و صومعه‌ها زندگي كردند؛ امروز دارند متشكل مي‌شوند، همبستگي و همدردي پيدا مي‌كنند، ما دينمان دين اجتماع و زندگي و همكاري و وحدت و همبستگي است، به سوي انفراد و تنهايي و جدايي و تفرق گرايش پيدا كرديم. آنكه چنين دستوري را طرح مي‌كند مي‌خواهد ما ملتي آگاه باشيم، وبلكه حوادثي كه در بطن روزگار مستتر و پنهان است، آينده را پيش‌بيني كنيم. ما نه تنها پيش‌بيني نمي‌كنيم بلكه وضع زمان خودمان را هم نمي‌فهميم! امام صادق(ع) در هزار و سيصد سال پيش فرمود: « العالم بزمانه لا تهجم عليه اللوابس » 
آن كس كه زمان خود را درك كند، اوضاع زمان خود را بشناسد، جرياني كه در سطح و بطن زمان مستمر است را درك كند، در كار خود اشتباه نمي‌كند.
يعني مردم بي‌خبر از زمان خود، بي‌خبر از اوضاعي كه در بطن يا در سطح روزگار مي‌گذرد، هميشه در اشتباهند، يعني هميشه عوضي كار مي‌كنند، به جاي اينكه دشمن را بكوبند، خودشان را مي‌كوبند، به جاي اينكه سينه‌ي دشمن را سياه كنند، سينه و پشت خودشان را سياه مي‌كنند. سالها بايد در تيه بمانند. اين هم كارنامه‌ي ما. امربه معروف و نهي از منكر ارزش نهضت حسيني را بالا برد و همچنين نهضت حسيني امربه معروف و نهي از منكر را ارزش و اعتبار و آبرو داد.
حال چه كنيم كه خودمان ارزش پيدا كنيم، به صورت يك ملت با ارزش دربياييم، به صورت يك ملت معتبر و با آبرو دربياييم؟ جوان اين سؤال را قرآن مجيد داده است:
« كنتم خيرامه اخرجت للناس»- شما بهترين امتها و ملتها هستيد،
اما با يك شرط:
« تامرون بالمعروف و تنهون عن المنكر»- مي‌خواهي به خودت ارزش‌ بدهي، مي‌خواهي در نزد پيغمبر خدا ارزش پيدا كني؟ با عمل كردن به اين اصل در نزد خدا و پيغمبر ارزش پيدا كن. اگر مي‌خواهي در نزد ملل جهان ارزش پيدا كني كه هم بلوك شرق روي تو حساب كنند و هم بلوك غرب سرنوشت تو را او در اختيار نگيرد و او براي تو تصميم نگيرد، امربه معروف و نهي از منكر داشته باش همبستگي و همدردي داشته باش، اخوت و برادري اسلامي را زنده كن، از بي‌خبري پرهيز كن، از ضعف پرهيز كن، از لاابالي‌گري پرهيز كن. اين برنامه‌هاي بي‌خبري لا‌ابالي‌گري يعني چه؟ برنامه‌هاي بي خبري براي اين است كه آگاه نباشي، نفهمي، نداني: لا‌ابالي‌گري براي چه؟ براي انكه ضعيف باشي، قدرت نداشته باشي. ما بنشينيم اينجا و بگوييم عنصر امر به معروف و نهي از منكر در نهضت حسيني، يك عامل بزرگ كه حسين (ع) را به حركت واداشت، او را از جا تكان داد، امر به معروف بود، حسين بن علي به امر به معروف و نهي از منكر ارزش درجه اول قائل است، يعني آن را يكي از اركان تعليمات خودش ميداند، اگر اين ركن نباشد، ساير تعليمات نمي توانند كار كنند. اينها درست، ولي ما چكار كنيم؟ آيا ما دائم از گذشته صحبت كنيم؟ يا گذشته براي آينده است؟ آينده و گذشته را بايد به يكديگر مربوط و متصل كرد. از نهضت حسيني در همين زمينه بايد استفاده كرد، مردم را بايد آگاه كرد. ببينيد چه مي كنند؟ چگونه تبليغ مي كنند؟ چگونه كتاب مي‌نويسند و چگونه بايد بنويسند؟ درباره چه مسائلي بايد فكر كنند و درباره چه مسائلي حساسيت دارند؟ ببينيم علي‌بن ابيطالب (ع) ، حسين‌بن علي روي چه مسائلي حساسيت داشتند، ما هم روي همان مسائل حساسيت نشان دهيم. چرا آنها روي مسائلي حساسيت نشان مي‌دهند و ما روي مسائل ديگر حساسيت نشان مي‌دهيم؟ از اينجا بايد استفاده كنيم كه پول‌ها‌يمان را چگونه خرج كنيم. آيا ما رشدي در اين زمينه داريم؟ مي‌فهميم؟ انفاقي كه در راه خدا به خيال خودمان مي‌كنيم چه انفاقي است؟ به خدا قسم من مي‌تر‌سم  زياني كه ما را از راه امر به معروف و نهي از منكر جاهلانه كرديم يا صدمه‌هايي كه از اين راه به اسلام زده‌ايم، از زيان ترك امر به معروف و نهي از منكرمان بيشتر باشد.
من نمي‌دانم اگر ضرر و منفعت مجموع كتابهاي اسلامي كه ما منتشر مي‌كنيم راپاي همديگر حساب كنيم، آيا فايده‌اش بيشتر است يا ضررش؟
همچنين الان نمي‌توانيم بطور دقيق بگويم كه اگر پولهايم را كه در راه اسلام و حتي به قصد قربت هم خرج مي‌كنيم، پاي هم حساب بكنيم، آيا منفعتشان براي اسلام بيشتر است يا ضررشان؟ چون قرآن صريحاً مي‌گويد انفاق دو گونه است و در مورد يك نوع آن مي‌گويد: « مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله كمثل حبه انبتت سبع سنابل في كل سنبله مأه حبه». يك نوع انفاق را مي‌گويد مثلش، مثل گندمي است كه در زمين مساعدي كاشته شود، هفت خوشه در بياورد و در هر خوشه‌اي صد دانه باشد و حتي از اين بيشتر: «والله يضاعف لمن يشاء» يعني انفاق‌هايي در راه خدا اينقدر خيروبركت دارد. اما يك انفاق ديگر هم مثال ميزند؛ اين انفاق مثلش ،  مثل يك باد سموم خطناكي است كه وقتي به يك كشتزار آماده مي‌رسد آنرا خراب مي‌كند. يعني آنچه كه به وجود آمده است را هم از بين مي‌برد.
اگر مي‌خواهيم به خودمان ارزش بدهيم، اگر مي‌خواهيم قيمت پيدا كنيم، اگر مي‌خواهيم در نزد خدا و پيغمبر خدا محترم باشيم، در نزد ملل جهان محترم باشيم، بايد اين اصل را زنده كنيم. اگر پيغمبر اسلام زنده مي‌بود امرزو چه مي‌كرد؟ درباره چه مسئله‌اي مي انديشيد؟ والله و بالله قسم مي‌خورم كه پيغمر اكرم در قبر مقدسش امروز از يهود مي‌لرزد. اين يك مسئله دو دوتا چهارتا است. اگر كسي نگويد، گناه كرده است ، من اگر نگويم والله مرتكب گناه شده‌ام و هر خطيب و واعظي اگر نگويد، مرتكب گناه شده است. گذشته از جنبه اسلامي، اخر اين چه تاريخچه‌اي دارد؟ قضيه فلسطين كه مربوط به دولتي از دولتهاي اسلامي هم نيست، مربوط به يك ملت است، ملتي كه او را به زور از خانه‌اش بيرون كرده‌اند. تاريخجه فلسطين چيست؟ مدعي هستند كه در سه هزار سال پيش دو نفر از ما، داوود و سليمان براي مدت موقتي در آنجا سلطنت كرده‌اند. تاريخ را بخوانيد، در تمام اين مدت دو سه هزار ساله؛‌ كي بوده است كه سرزمين فلسطين به يهود تعلق داشته است؟ كي بوده است كه اكثريت سرزمين فلسطين مال ملت يهود باشد. آيا بيشتر سرزمين فلسطين از آن ملت يهود است؟ قبل از اسلام هم مال آنها نبود، بعد از اسلام هم مال آنها نبود. روزي كه مسلمين فلسطين را فتح كردند، فلسطين در اختيار مسيحي‌ها بود، نه در اختيار يهودي‌ها و اتفاقاً مسيحي‌ها كه با مسلمين صلح كردند يكي از مواردي كه در صلح‌نامه گنجاندند اين بود كه شما يهود را در اينجا راه ندهيد. گفتند ما با شما زندگي مي‌كنيم، ولي با يهود زندگي نمي‌كنيم.
چه طور شد كه يكدفعه نام وطن يهودي به خودش گرفت؟ يكي از قضايايي كه كارنامه قرن ما را تاريك مي‌كند اين قرني كه به دروغ نام حقوق بشر، نام آزادي، نام انسانيت برآن گذاشته‌اند همين قضيه است.
يهوديان دنيا بعد از اينكه از ملتهاي غيرمسلمان زجر و شكنجه و آزار مي‌بيند(در روسيه، آلمان، و بسياري از نقاط دنيا) بزرگانشان مي‌نشينند مي‌گويند تا وقتي كه ما در اطراف دنيا متفرق هستيم، در هر جا اقليتي هستيم، سرنوشتمان همين است. ما بايد مركزي را انتخاب كنيم و همه‌مان آنجا جمع شويم، اتباع مذهب يهود آنجا جمع شوند. اول جايي را هم كه فكر نمي‌كردند، فلسطين بود، جاهاي ديگر را فكر مي‌كردند. بعد جنگ بين‌الملل اول پيش مي‌آيد.
(البته من خلاصه‌اش را عرض مي‌كنم، مي‌توانيد كتابهايي را كه در اين زمينه نوشته‌ شده است، بخوانيد.) متفقين با عثمانيها مي‌جنگند. من نمي‌خواهم از عثماني‌ها دفاع كنم، ولي هرچه بود، حكومت واحدي بود اگر ظالم هم بود، بالاخره واحد بود. اعراب ساده لوح از حكومت عثماني به سطوح آمده بودند. تحريك متفقين را پذيرفتند. از داخل، عليه حكومت عثماني جنگيدند به وعده اين كه به خود آنها در مقابل عثمانيان استقلال بدهند.
انگليس‌ها به اينها قول دادند كه ما به شما استقلال مي‌دهيم به شرط اين كه به نفع ما با عثمانيها بجنگيد. اين بيچاره‌ها جنگيدند. در حالي كه اين بدبختهاي نادان ناآگاه داشتند با دولت تاحدودي اسلامي خودشان مي‌جنگيدند، انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهيونيسم كه تازه تشكيل شده بود، محكم كرد كه فلسطين را مي‌دهيم به شما در قلب كشورهاي اسلامي. جامعه ملل به وجود مي‌آيد‌(عدالت را ببينيد) و تصويب مي‌كند كه در دنيا ملتهايي هستند (مخصوصاً ملتهايي كه از عثماني جدا شده‌اند) كه چون رشد ندارند، ما بايد برايشان سرپرست معين بكنيم تا اينها را اداره بكنند. يعني در واقع مي‌خواستند ارثيه عث منبع اصلی مطلب : پایگاه مجازی آموزشهای اسلامی-رضا قارزی
برچسب ها : فلسطين ,اسلام ,اسلامي ,اسرائيل ,امريكا ,يهوديان ,دنياي اسلام ,مقام معظم ,معظم رهبري ,كشورهاي اسلامي ,امام خميني ,تاريخي انتفاضه فلسطين ,ريشه‌ه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : کتابچه پديده صهيونيسم (بررسي كوتاه ماهيت حقيقي صهيونيسم)-رضا قارزی